اگر روزهای خوب آمدند و من نبودم،
به یاد بیاور که صبور و غمگین چقدر برای روزهای خوب منتظر بودم. و به یادم آوازی زمزمه کن، برقص و بلندتر بخند ..
کیمیا رجبی
@ellliick به نظر من آدم به ارتباط با آدمی زنده ست. اگر دسترسی داری عضو کلاس رقصی، ورزش گروهی، چیزی بشو.
من ارتباط م با غذا خیلی ناسالم میشه وقتایی که بعد کار همه ش تنهام. چون کار اصلی م میشه خوردن و آشپزی و تلویزیون دیدن.
پایین ساختمون بودم، در حالیکه چشمام پر اشک بود و فین فین کنان دنبال دستمال می گشتم، متوجه زوج ایرانی شدم که منتظرن صاحبخونه شون بیاد در رو براشون باز کنه. در رو باز کردم بیان داخل و شروع کردم صحبت کردن. منتهی چون فین فین می کردم یکم لحجه انگلیسی گرفته بود فارسی م، تو دماغی بود.
من نمیخوام مجبور بشم برای یه ازمون زبان ساده برم یه کشور دیگه، نمیخوام برای وقت سفارت برم یه کشور دیگه، نمیخوام واسهی یه کنفرانس علمی یا دانشگاه یا شغل بخاطر ملیتم ریجکت و تحقیر بشم. من فقط میخوام عادی زندگی کنم، مثل همهی آدمهای دیگه. من فقط یه زندگی معمولی میخوام
لعنت بهتون
ببخش اگر که با خیال بودن تو زنده ام
اگر تو را نبردم از یاد ...
ببخش اگر که از امید دیدن تو گفته ام
به آرزوی رفته بر باد ...
تویی تمام ماجرا که رفته ای ولی مرا
به حال خود نمیگذاری ...
صدای قلب من چرا غمت نمیکشد مرا
چرا هنوز ادامه داری ...
اقائه ازم پرسید لهجه داره فارسی ت؟ گفتم آره لهجه اصفهانی دارم، ولی هنوز نزده بیرون.
خلاصه که خندیدیم و از اشک وا افتادم.
تا اینکه بعد اینکه آسانسور اونا رو زدم و رفتم بسته بیارم یه کاپل ایرانی دیگه هم دیدم که یه طبقه دیگه مهمونی بودن. در اونا رو باز کردم و رفتم دوباره حسابی
این کفشا، کادوی اولین کار فول تایم م و اومدن OPT مه.
چه می دونی دنیا چه شکلی می چرخه… می چرخه و می چرخه و تو رو یه جایی می ذاره که هرگز به ذهنت هم نمی رسیده.