چه روایتهایی که شنیده نشد!
چه روایتهایی که دیده نشد!
چه روایتهایی که در بغض و آه فرو خورده شد!
چه روایتهایی که در هجمهها بلعیده شد!
بیش از این چیزی نیست برای گفتن!
جز اینکه در هوایی نفس میکشیم که نباید!
فاطمه روهنده، وکیل دادگستری به دلیل انتشار استوری با موضوع دفاع از حقوق معترضین و بازداشت شدگان با اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «تحریک و اغوای مردم به جنگ و کشتار» که بازپرس پرونده «تشویق مردم خالی از ذهن به شورش» عنوان نموده، مواجه گردیده است.
وکلای خانم روهنده که امروز صبح در دادسرای کرمان وی را همراهی نمودهاند، اعلام داشتهاند که علت احضار و بازداشت فاطمه برخی از استوریهای او در اینستاگرام میباشد و بازپرس پرونده قرار بازداشت وی را به مدت یکماه تمدید کرده است.
#وکلای_در_معرض_خطر
در روز وکیل، برای همکار بازداشتشدهام شیما قوشه و همکاران دیگرم آرزوی آزادی و استواری دارم.
وقتی وکیل در بند است، عدالت هم در بند است؛
بازداشت وکیل، بازداشت موکل است.
وقتی #آمریکا به عراق حمله کرد، مردم عراق از هیجان موزه ملی #عراق را غارت و نابود کردند.
.
ما را از حمله دیگران نترسانید، خودمان پیشتر دست بهکار غارت خودمان شدهایم.
محمود بهزادی راد که وکالت #شیما_قوشه را بر عهده دارد به امتداد گفته که با گذشت نزدیک به۲ ماه از بازداشت این وکیل دادگستری هیچ تغییری در پرونده او ایجاد نشده. او ادامه داد که پرونده قوشه همچنان در مرحله بازپرسی قرار دارد و هیچ ادلهای به آنها درباره موارد اتهامی قوشه ارائه نشده.
یک جوان شانزده هفده ساله، مثلا مشکوک به اتش زدن جایی است، همکلاسی ها ،رفقاوخویشان اورا تحت کنترل قرار میدهند،خانه به خانه میروند، وبازداشت میکنند،میبرند و کسی نمیداند به کجا؟خانواده ها در وحشتی جانگداز تمام روز را در ازدحام مقابل در دادگاه انقلاب میگذرانند،روزها میگذرد وبعد ناگهان طلب وثیقه میکنند، میلیارد،میلیارد برای ادمهایی که اجاره خانه شان هم چندماه عقب افتاده.حقوق بشر جهانی وجدانا تا ابد مدیون این ملت خواهد ماند.
مراسم چهلم۴جاویدنام حصارک کرج
#علی_فرجی
بااجرای موسیقی،سنچ ودمام،سرودای ایران وشعارهایی چون:
●این گل پرپرشده\هدیه به میهن شده
●هر یه نفر کشتهشه\هزارنفر پشتشه
■هنگام صحبتهای پدر جاویدنامان،فریادباشرف بلندبودونصرمنالله وفتحقریب
■جمعیتی بسیار،یکصدا،جوان وپیر
سوگوار و خشمگین!
سلب وایجاب در کنار هم کارساز و مفید است.
سلب جنگ خارجی، ایجابی میطلبدوبرنامه و راهکاری!پس لطفاجز بیانیه دادن وجمعآوری امضا و ژستهای روشنفکرانه،نسبت به ارایه راهکار عملی اقدام نمایید
در جنگ به زخمهای خود نگاه میکنیم
در صلح
به جای زخمهای خودنگاه میکنیم
پس کی زندگی خواهیم کرد؟
ترجیح میدهم حتااگراشتباه باشددرکنار آنانی باشم که درخیابان بودندتاآنانی که درست میگویندودرخانه!
شکست،الزامادرتحلیل ومحتوا نیست،شکست آنست که بفهمی آنجا که باید نایستادی!
واکنون بیش از هرچیز از مردم میگویم.آری!مردمی که همراه خانواده آمده بودندوقتلعام شدند!
شرمسارم به نفس کشیدن!
زمین گندید آیا بر فراز آسمان کَس نیست؟!
(اخوان ثالث)
پیش ازاینها خط وربط مشخص شده بوداما اینبار هرکَس،هرجا،هرطور درتوجیه ویا کمرنگ کردن این جنایت قدمی بردارد،حرفی بزند،عملی انجام دهد،همدست وهمراه وهمکار جنایتکار است.
روایتها آنچنان وسیع و بیتکرارست که راه هر توجیهی را میبندد
دیگر زمان برنگشت و هیچکس چون قبل نشد!
مرزی ترسیم شد به عمق ما و آنان!
فرق ما و آنان بسیار است! دردی ۴۵ ساله میطلبد.
اینبار آنان ماسک زده بودند. حتا خودشان میدانستند کدام سوی ایستادهاند.
آنچه ایستاده ماند خیابان بود.
احتمالا وقتی...
دردها حمله میکنن بهت
من خیلی دور از توام
زیر دردهای خودم
احتمالا وقتی...
از درد میوفتی رو زانوت
من خیلی دور از توام
روی زانوی خودم
فقط یادت نره...
تو واینستادی یه نفره
یکی داره شبیه خودت
از این کوه و دره میگذره
منو یادت نره...
#او_و_دوستانش#احتمالاوقتی
هیچ جنبش واعتراضی نمیمیرد.چونان دو امدادی بادستاوردهایش پرچم آزادیخواهی را به بعدی میسپارد،تاروزی برافراشته گردد.
بااحترام به جنبش زن_زندگی_آزادی،به مهسا امینی و نیکا و سارینا
به محسن شکاری ومجیدرضا رهنورد
به نوریان،آشتیانی،سوفالی،جانجانی،فدایی، علیقلیپور،امیری،توکلی،گرشاسبی
از گریههای مستیام در شبنشینیها
از کشتن صدبارهی «مهسا امینی»ها
از خطکش ناظم برای لاک هر ناخن
از شعر خواندن در میان زنگ دینیها!
از خودکشی کارگرهایی که بیکارند!
افتادن بازارها در دست چینیها
مسئول قسمت کردن باتوم یا ساندیس
از کشتن رؤیای ما کارآفرینیها!!
تیری به قلب نوجوان پانزدهساله
آتش زدن در خوابِ مجروحِ اِوینیها...
■
یک روز برمیگردم از تبعید تا خانه
که خستهام دیگر از این بیسرزمینیها
آن روز خشمم انتقامی سخت خواهد شد
که زنده هستم برخلاف پیشبینیها
آن روز میچینم برای شام آزادی
سرهایتان را یکبهیک بر روی سینیها
#مهدی_موسوی
کشوری با این منابع،اینچنین به فلاکت بیفتد که جای خود!
قصه بیبرقی اما از آنجا دردناکتر میشود که شمال شهر و حوزهها و امثالهم،مشمول بیبرقی مکررِ با و بی برنامهریزی نشدند!
اینان حتا در بیعدالتی هم بیعدالتند!