عکس جدیدی از قاتل ندا آقاسلطان را به دست آوردم که برای اولین بار اینجا به اشتراک میگذارم.
پیش از این، حدود ١۵ سال قبل، تصاویری از «عباس کارگر جاوید» منتشر شده بودند.
مشخصات عکس اخیر:
١٨ تیر ١۴٠١، مشهد
#عباس_کارگر_جاوید#ندا_آقاسلطان
قصه تلخ برادران افکاری این بار قرار است برای #حسن_امیری و #حسین_امیری تکرار شود. ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ ماموران ایست بازرسی در گوشی موبایل حسن تصویری از یک محل بمبارانشده پیدا کردند و همین باعث شد او بازداشت شود. حسن را زیر شکنجه مجبور کردند اعتراف کند تصاویر بیشتری در لپتاپ برادر دوقلویش حسین است در حالی که آنها اصلا لپتاپ ندارند. حسین را هم بازداشت کردند و حالا این دو برادر دوقلوی ۲۰ ساله بابت یک عکس به «جاسوسی برای اسرائیل» متهم و به اعدام محکوم شدند. حسن و حسین در بهزیستی بزرگ شدهاند؛ خانوادهای ندارند که پیگیر وضعیت و صدایشان باشد. امروز یک ایران باید خانواده آنها شود. صدایشان باشیم…
اینجا کهریزک
بدنبال احمد بلندقامتم
ما رو مجبور کردن خودمون دنبالشون بگردیم
دنبال بچه هایی که بهشون تیر جنگی زده بودند و بعدش انداخته بودنشون توی کیسه های مشکی
بین اون همه پیکر غرق در خون، یکییکی با دستای خودمون
به بعضیا میگفتند باید پزشک نمونه برداری پیدا کنید تا پیکر عزیزتونو پس بدیم
چی رو میخواید پاک کنید؟
جای خون پاک نمیشه
ننگ و نفرین بر جمهوری اسلامی
#احمد_خسروانی #ahmad_khosravani #IranMassacre
بیشک در تهران فقط ۴۰ هزار تن کشته شدن..
نمیدونم چطور باید از خجالت قاتلانش درومد..
فقط خودم بشخصه هر جایی که میتونم از این حرامیان فیلم میگیرم..
تا بوقتش https://t.co/f0sdEtn4BX
اجازه ندهیم جهان، قتل عام ایرانیان را زیر سایه مذاکرات هستهای دفن کند.
بیش از دو هزار نفر از جمله رهبران و فعالان بینالمللی در واشنگتن برای بررسی چالشهای جهان گرد هم آمدند. موضوع ایران یکی از مهمترین محورهای مورد بحث این اجلاس بود.
AJC Global Forum 2026 / Washington DC
#Iran
بهرام زاهدی ۴۲ سال داشت، پدر دو فرزند بود. مجتبی قربانی نیز ۳۳ سال. بر سر کوچهایی در دروازه لاکان رشت ایستاده بودند و تنها تماشا میکردند. نه سلاحی داشتند، نه مسجدی را آتش زدند. برای حکومت جنایت و خون تفاوتی نمیکرد. کشتن آدمها خیلی وقت است برایشان از آب خوردن آسانتر است.
به نام دخترم ریرا
دخترم ریرا امروز شانزده ساله میشد. ریرا و مادرش - همسر عزیزم پریسا- از مسافران پرواز پیاس۷۵۲ بودند که در روز هجدهم دیماه ۱۳۹۸ بر فراز فرودگاه تهران با موشکهای سپاه پاسداران کشته شدند.
در تمام تولدهایی که بدون ریرا میآید و میگذرد به لحظاتی فکر میکنم که از ما، از من، او و پریسا، دریغ شد. فرزند من به دست حکومتی جنایتکار به قتل رسیده است اما هر آنکس که فرزند از دست داده است میداند که سالیان آتی به مرور ناتمام تصاویری میگذرد که هیچگاه رنگ واقعیت به خود نمیگیرد. بسیاری میخواهند بدانند اگر فرزندشان زنده بود اکنون چگونه میخندید، اگر زنده بود چگونه حرف میزد، اگر زنده بود موهایش را میبست یا میگذاشت معوج و سرگردان بر شانههایش بریزد، اگر زنده بود پاییز را بیشتر دوست میداشت یا همچنان بهار را، اگر زنده بود…
برای من همهی اینها بوده است و نبوده است اما آنچه بیش از هر چیز خاطرم را تاریک میکند گفتوگوهاییست که با ریرا از دست دادهام. با تماشای هر غروب، با بیدار شدن ناگزیر هرروزه، با به یاد آوردن برخی کتابها و برخی فیلمها، با تکتک وقایع تلخ و شیرینی که هر روز در دنیا رخ میدهد با خودم میگویم گفتوگوی دیگری با او از من ربوده شده است. پس گاهی حدس میزنم که اگر او بود در اینباره چه میگفت اگر او بود چگونه فکر میکرد دربارهی مسایل مختلف چه احساسی داشت و اگر او بود… هیچکس این تعلیقِ بیپایان را درک نمیکند مگر عزیزی را به ظلم از دست داده باشد.
ریرا دوندهی خوبی بود و در یکی از تیمهای فوتبال در شهر ریچموندهیل بازی میکرد. اگر او را زنده میگذاشتند ورزشکار خوبی هم میشد. هر پدری برای تولد شانزده سالگی فرزندش برنامههای کوچک و بزرگی دارد. من نمیتوانم از تعلیق بیپایانِ زندگیام دریارهی ریرا چیز بیشتری بگویم. عناصر این تعلیق در ذهن من مدفون شدهاند اما از دو سال پیش گمان کردم میتوانم به یاد او در روز تولد شانزده سالگیاش در یک ماراتن شرکت کنم. او که نیست اما با دویدن با تصویر او میتوانم به هرکس که این چهره را میبیند بگویم دنیا بدون ریرا دنیای زیبایی نیست. دنیا بدون بچههایی که به ظلم کشته شدند، با موشک، با گلوله، با بمب، فرقی نمیکند، دنیای زیبایی نیست.
فردا صبح در ماراتن اتاوا به یاد دخترم ریرا میدوم و مرارتِ این دو سال تمرین بیوقفه را، رنجش را، انضباطش را، تنهاییاش را، تقدیم میکنم به او که برای من زیباترین دختر جهان بود، هست و خواهد بود. تا زندهام عاملین قتل او را نخواهم بخشید و تا زندهام قتل همسرم پریسا و دخترم ریرا را فراموش نخواهم کرد.
#دادخواهی
#مسعود_مسجودی بارها در مورد اینکه جانش در خطر هست هشدار داده بود و هیچکس جدی نگرفت. اینجا مینویسم که #مهدی_موسوی دست از تهدید کردن من برنداشته، فقط به جرم اینکه کنار زنی ایستادم و کمکش کردم که روایت کنه. روایتهای هولناک بسیاری رو دریافت کردم و مهدی_موسوی برام پیغام فرستاده که به زودی من رو میکشه. با توجه به اینکه آدرس محل زندگی من رو داره، اینجا اعلام میکنم که جان من در خطره. من ساکت نمیشم و کنار نمیکشم، پلیس فرانسه در جریان پرونده هست اما شما هم در جریان باشید . جان من در مقابل حقیقت و شرافت ارزشی نداره، اما من تنها نیستم و مادر یک دختر نوجوان هستم...
⚠️🔴 محتوای بسیار دلخراش
پدری که پس از ساعتها جستجو پیکر فرزند دلبندش را در انتهای ویدیو در سردخانه ای در مشهد پیدا میکند ، جاویدنام #اشکان.
کی میتونه حال این پدر رو درک کنه ؟
حرامزادگان ۴۷ ساله که کمر به نابودی ایران و ایرانی بسته اند.
#IranMassacre#مرگ_بر_جمهوری_اسلامی
این اولین باره که اسم #مصطفی_سبکتکین رسانهای شده. قبلا درباره #امید_جانمی شنیده بودیم ولی الان تصویر پرونده داره کامل میشه.
پرونده زرینشهر به نظر میاد حداقل ۳ نفر متهم داره، امید، مصطفی و زنی که هویتش هنوز مشخص نشده.
میشه حدس زد که چه چیزهایی رو میخوان بندازن گردنشون. چون زرینشهر از اون جاهای پر اتفاق بوده توی دی ماه. ولی ترجیح میدم، حدسیاتم رو برای خودم نگه دارم و الکی برچسب جدید به پروندهشون اضافه نکنم. ولی فقط همین رو بگم که این پرونده میتونه خیلی سنگین باشه! خیلی!
از #مصطفی_سبکتکین هنوز اطلاعات کاملی نداریم فقط میدونیم از بازداشتیهای اعتراضات بوده و دیروز بردنش تو خیابانهای زرینشهر برای بازسازی صحنه و ضبط سناریو حکومتی در ملاءعام.
از #امید_جانمی ولی بیشتر میدونیم، امید صاحب یه کافه/مغازه توی زرینشهر بوده و وقتی نیروهای حکومتی میان سراغش و ازش میخوان فیلم دوربین مداربسته مغازهاش رو بده، قبول نمیکنه و اونا هم بازداشتش میکنن. امید هم دیروز توی این ضبط حکومتی تو خیابانهای زرینشهر حضور داشته.
خیلی نگران پرونده بچههای زرینشهرم امروز ازشون حرف بزنیم تا دیر نشده.
یک جوان دیگه رو کشتند.
احسان شیرخانی، شهروند ۳۵ ساله اهل شهرستان ملکان، بامداد دیروز سهشنبه ۲۲ اردیبهشت، با شلیک مستقیم نیروهای بسیج در ایست بازرسی شهرستان بناب به قتل رسید.