خسته شدم از بس سگدو زدم و نرسیدم،قیمت خونه ها خیلی بالا و خونه های بدرد نخور،کار پیدا نمیشه برام،آزمایش دخترم خوب نبود و خودمم باردار نمیشم،داروهای بارداریمم چون گفت ۶میلیون میشه و نداشتم نتونستم بگیرم،نمیدونمچرا همش به در بسته میخورم،حالا من بد و بد ذاتم،اون بیچاره که خوبه
فردا صبح باید برممصاحبه،خیلی خیلی دوس دارم این یکی جور بشه،چون خودم پیدا کردم این کارو،و منت کسی رو سرم نیس،امیدوارم همونجوری باشه که دوس دارم،البته اگ خیرم توش باشه..خدایا به امید خودت
و بالاخره امروز به وقت ۳شهریور۴۰۴ قرارداد بستم،اولین کار بدون هیچ،پارتی بازی و همه چی عالی،امیدوارم که خوشحالیم ادامه دار باشه،بازم خدای مهربون هوامو داشت،قربونت برم خدا،الهی به امید تو
امشب دقیقا بعد از یک سال و نیم یک دعوای شدید باهمسر داشتیم،دخترم یکی از دعواهامون ک من گریه کرده بودم رو یادش مونده بود،براهمین جلوش هیچی نمیگفتم خیلی وقته،ولی امشب بغضم ترکید،خیلی غم داشتم،اومده پیشم خوابیده انقد ک نگرانمه و ترسیده،حس میکنم دلش براممیسوزه،لعنت به بی پولی،اه