@mi_helma ما هم باید قوی باشیم تا این روزا رو تاب بیاریم، خونه رو برای اومدنش آماده کن و همچنین خودت رو،زود میاد تو بغلت و چشم به هم میزنی میبینی چند سال گذشته،فقط به عنوان یه دوست میگم از این روزهاش خیلی عکس نگیر،بعدا هر وقت نگاه کنی یه درد بدی توی قلبت ریشه میکنه،بزار رد شه بره این روزا
@mi_helma با همهی وجودم درکت میکنم،پسرم بعد از به دنیا اومدنش یک ماه بیمارستان بود، از کمرش سه بار مایع نخاع گرفتن، الان سه سالشه و جاش روی کمرش هست هنوز و آنژیوکتهایی که زده بودن و رگهایی که از کنار گردن و زانوش گرفته بودن هنوز جاشون معلومه
ولی اصلا غصه نخور، بچههای ما قوی هستن و
هیچ وقت ، توصیه میکنم هییییچ وقت شارژر چیزی رو به چیز دیگه نزنید، نتیجهش میشه این که اگر در لحظه نبودیم و آتیش رو خاموش نمیکردیم الان خونه زندگیمون به خاکستر تبدیل شده بود
پسرم با چندتا فسقلی ��یگه داشت بازی میکرد ، اونا داشتن قدرتشون رو به رخ هم میکشیدن، یکی میگفت من دایناسووورم ، یکی صدای سگ درمیاورد میگفت من سگم ، یکی صدای گرگ درآورد گفت من گرگم، پسرک من اومد وسط گفت مااااااا ، من گااااوم ، و بعدش رفت ، دلم میخواست همونجا بخورمش خیالم راحت بشه
اینا به چه دردم میخوره ؟ چرا اون وقتا ندادی بازی کنم ، میگه اون وقتا همه این کارو میکردن 😑😑😑
برای همین الان پسرم گرونترین اسباب بازیش رو هم در حین بازی بزنه نابود کنه میگم فدای سرت مامان ، الان وقت بازی کردنته، اینا سالم بمونه بعدا به دردت نمیخوره فقط برات حسرت میشه
یه عمری توی کودکی آرزوم بود با اینا بازی کنم ، ولی فقط در سال سه ماه تابستون بعد از امتحان تا شروع سال جدید دستم بودن که بازی کنم، الان که بزرگ شدم اینارو همینجوری سالم مامانم نگه داشته، وقتی دیدمشون جای اینکه خوشحال بشم فقط حسرت خوردم میگم مامان الان👇👇👇