کودک بود ولی دنیای بزرگی داشت، هر وقت که رد میشم یه نقاشی ازش میخرم، دوست داشتم تمام نقاشی هاشو بخرم، ولی میترسیدم دیگه نقاشی نکنه، از سمت تئاترشهر که به انقلاب برید، قبل از شیرینی فرانسه، نقاشی های قشنگ ایشونو می بینید. اگه دوست داشتید بخرید
کاش میشد بعضی آدما نرن ...
یهو میبینی ادمی که نصف عمرتو حداقل ۱۲ سال باهاش در ارتباط هستی، هر خاطرهای که مرور میکنی اون حضور داشته، هر چیزی میشد خیالت راحت بود اون هست.
وقتی از خونوادت دور شدی، اون خونوادت میشد.
بعضی آدما که مهاجرت میکنن درد عمیقی از نبودنشون بجا میزارن ...