@PahlaviReza جناب ایمان
ایمان به فراخوانت حمام خون به پا کرد.مسئله اینجاست که وانمود کردی که صبح را در پنتاگون و مراکز فرماندهی سندکام به ظهر میرسانی و ظهر هم با پروازی فرست کلاس به اتاق جنگ اسرائیل میرسی.آن چندهزار نفر انسان باید و با تاکید باید برایت پرونده ای قضایی -جنایی بشود.
@DarkmindQ فصل1 حرکت بعدی در کار نیست ترسوی-ف2 ادراکت از دوست داشتن فاشیستیه-ف3کردار کنترل شده و تنظیمی با انضباط سروکار داره نه با آزادی عمل -ف4نیت خوانی متصل به تجربه زیسته نیست بلکه وصله به توهمات عقلت-ف5 روند حذفت ناتوانی در اقناع است نه قدرت شناختت-نتیجه:بزرگترین ترست بیاحترامیه
@AminBozorgian جناب بزرگیان کاش به جای استفاده از مفاهیم فوکو جهت استفاده در جهانبینیتان از همین متفکر برای دیدن و تبارشناسی تاریختان کمک میگرفتید.کاش سخنرانی افتتاحیه کُلژ دوفرانسش را که به نام نظم گفتار ترجمه شده است را میخوانید و به این مهم دست پیدا میکردید که در نظم گفتار ج.ا محبوسید
@MR_Nikfar در مورد خانم محمدی به گمانم در اشتباهید جناب نیکفر.خانم محمدی هنوز در نظم گفتار ج.ا و متعلقات آن بازی میکند.بدیل برای ایشان بعد از فروپاشی یا هر نامی دیگر از خطوطی گذر میکند که ازقضا به شدت خطوطی مظنون هستند.ارجاعتان میدهم به دیدارهای مکرر ایشان در مرخصیهایشان با فائزه هاشمی
@KamranMatin دو خطای نظری و فکری که احزاب به آن مبتلا هستند:1.قدرت در ج.ا بر اساس هسته متصلب رهبر و دایرههای جانبی آن تعریف میشود2.قدرت از قِبل نرمش قهرمانانه امکانی برای تغییرات اساسی در توزیع روابط قدرت میدهد ،به بیانی دیگر ج.ا خود و به واسطه خود قدرت تصمیمگیری را از خود سلب میکند.
@siamand_moeini مسئله ما واژه براندازی نیست،مسئله آشتی ناپذیر بودن بدن اجتماعی کوردستان است با بدیلهای در حال ساخت که در تاسیسات گفتمانی قدرت مسلط است اما خود را بیرونی از آن لحاظ میکند.زمین دمکراتیک در معماری نظمهای منشعب از نظم مستقر ساخته نمیشود.این زمین بر ویرانههای قدرت باید بنا شود.
@siamand_moeini یکی از اشتباهات نظری که عبدالله اوجلان مزتکب آن میشود همان برداشت کلاسیک از مفهوم قدرت است که بیشتر تنانگیش متصل است به قدرت دولتی.قدرت دولتی و حاکمیتی تنها یک فاز از روابط قدرت است نه همه آن.قدرت بیش از آنکه سرکوب کند ،تولید میکند و یکی از این تولیدات سوژه سیاسی بهنجار است.
@Adorno_Persian براتون سخته با یک پرسش به سراغ فوکو برویم.چرا فوکو در سخنرانی انجمن فرانسوی فلسفه در سال 1978 اغضای مکتب فرانکفورت را برادران فکری خود میخواند؟خوب یک راهنمایی میکنم آخر درسگفتارهای آدرنو در مورد اخلاق او به این نکته اشاره میکند که ابژه قدرت خود زندگیست و در پی اداره آن است.
@Adorno_Persian بهت قول میدم دوست عزیز فوکو را بخوانید به هیچ وجه او را به یک جامعهشناس تقلیل نمیدی .کار فوکو طرح مسئله قدرت بود.چرا دلوز میگوید فوکو فیلسوف است؟فیلسوف از نظر دلوز چه کسی است؟کسی که آفرینشگر مفاهیم است.خوب من شما را ارجاع می دم به یکی از مفاهیم فوکو dispositif یا اگه این هم /1
@Adorno_Persian فوکو هیچ صورتبندی و یا طرح استراتژیکی برای مقاومت نکرده و نریخته.معادل قرار دادن مفهومِ قدرت فوکویی با زور به شدت سادهلوحانه است.فوکو قدرت ومقاومت را نه در شرایط اتاقی بلکه بر زمینشناسی تاریخی بنا کرد.برای شروع :قدرت و مقاومت همتافتههایی تاریخی هستند...
واقعی است اما بالفعل نیست،ایدهآل است اما انتزاعی نیست.
این گزاره همچون جانور در آثار دلوز سربرمیآورد.
در پروست و نشانهها در تفاوت و تکرار در فلسفه چیست؟
این جانور-گزاره محصول Χαος است از تمام فیلسوفانی که دلوز به آنها پرداخته است.شاد باشید اگر احساسِ نزدیک به گزاره را دارید.