بخش مهمی از توسعهای که بعدها در دوران رضاشاه رخ داد، بر محورهایی استوار بود که امروز آنها را از عناصر کلاسیک دولتسازی مدرن میشناسیم: ایجاد ارتش ملی، تمرکز قدرت سیاسی، اصلاح نظام مالی، توسعه زیرساختهای ارتباطی و حملونقل، و گسترش ظرفیت اجرایی دولت در سراسر کشور/۱
محافظهکاری اروپایی در ابتدا از گلایههای اخلاقی فراتر نمیرفت، در حالی که انقلاب علمی و تکنولوژیک این اندیشه را در اروپا پررنگ کرده بود که دوران قرون وسطی به عنوان دورانی تاریخی برای توقف و سستی(و در نتیجه نرسیدن به چنین نعماتی) دیده شود. محافظهکاری بیسلاح بود ۱/۱۲
ایران ما، امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد نیروهای ملی نیاز دارد. چه با حمایت خارجی و چه بدون آن، سرنوشت ایران در دستان خود ماست. ما از این رژیم فرسوده و درمانده نیرومندتریم. ما از مزدورانی که برای نمایشهای تبلیغاتی به خیابان فرستاده میشوند، مصممتر و استوارتریم.
در حالی که دنیا تنگه هرمز را به عنوان یک شاهرگ استراتژیک مدرن میشناسد، نام آن سنگینیِ هزاران سال تمدن ایرانی را با خود به دوش میکشد. مدتها پیش از آنکه این منطقه یک مسیر کشتیرانی جهانی باشد، دروازه پادشاهان و طبیعت بود.
برجستهترین نظریه، این نام را به امپراتوری ساسانی پیوند میدهد؛ آخرین سلسله بزرگ ایرانی و رقیب قدرتمند روم باستان. «هرمز» (Hormuz) نام پنج امپراتور ساسانی بود و اسناد تاریخی نشان میدهند که نامگذاری این تنگه به دوران «فرایه هرمز، یکی از زنان نجیبزادهٔ ساسانی در سدهٔ چهارم میلادی، همسر هرمز دوم و مادر شاپور دوم بازمیگردد که شکوه پادشاهی باستان را با این آبها گره زده است.
اما این داستان یک جنبه محلی و شاعرانهتر نیز دارد. بر اساس باورها، در گویشهای باستانی جنوب ایران، این نام از واژه «هور-موغ» تکامل یافته است. در زبان محلی هرمزگان، «هور» به معنای گذرگاه آبی و «موغ/مغ» در گویش بومی استان هرمزگان به معنای نخل است. برای مردمی که هزاران سال در آنجا زندگی کردهاند، این منطقه تنها یک گلوگاه نظامی نبود؛ بلکه به سادگی «گذرگاه نخلستانها» بود.
با گذشت زمان، شباهت آوایی میان «هرمز» و «اهورامزدا» (خدای خرد در آیین زرتشت) منجر به شکلی از باور عامیانه به یک پیوند الهی شد. اگرچه زبانشناسان هنوز بر سر ریشهها بحث میکنند، اما این طنین معنوی باعث شده تا این نام در فرهنگ عامه ایرانی افسانهای باقی بماند.
درک این ریشهها به ما یادآوری میکند که تنگه هرمز فراتر از چند مختصات جغرافیایی روی نقشه است؛ اینجا پلی است که در آن شاهنشاهیهای باستان، اسطورههای مقدس و زیباییهای طبیعی خلیج فارس به هم میرسند.
در سردخانه جا نیست، رو سمتِ نسترنها
پشتِ حیاط خفتند یک لایه پیرهنها
دامن کشان، سبکبار، در هجرتی شبانه
با گوشوارِ خونین میراثِ مادرانه ..
چله نشین پدرها در انتظار ماندند
نام عزیزشان را در هیچجا نخواندند
از بستگان که را داشت؟ همکارِ دردمندش؟
خویشی که پیکرش را تحویل میدهندش..
گفت آن نسیم بر موت، هر گل ز شاخه افتاد
پروانهی بنفشی.. دیدی.. مرا به یاد آر ..
سیامک هنرکار،
برادر قهرمانم، هجدهم دی ماه
پس ازقطع دوربین های کلانتری۱۲۶ تهرانپارس خیابان رشید، و نجات جان صد ها نفر با چهار گلوله کشته شد. سیامک
در اینستاگرامش نوشته بود.
با یکدیگر مهربان باشیم شاید فردایی نباشد.
کمک کنید جناب ویسی نام برادرم را اعلام کنند.
@RezaVaisi
اونقدر تعداد محکومین به اعدام بین بازداشتیهای دیماه زیاد شده که هر بار جستجو میکنم، اسم جدید پیدا میشه. نکته هولناک اینه که تعداد خیلی بیشتری وجود دارند که خانوادههاشون به دلیل فشارها یا وعده دروغین کاهش حکم، هیچی نمیگن و ناگهان یک صبح شوم، اسمشون رو میبینیم...
این اولین باره که اسم این عزیز اطلاع رسانی میشه
جاویدنام #مهراد_شاهآبادی
۳۵ ساله
وکیل
بعد از اعتراضات دیماه تحت تعقیب و در ۳۰دی در تهران شناسایی و بر اثر جراحات شدید توسط جلادان جمهوری اسلامی در ۱۱بهمن پرپر میشه 💔
خانوادهش تهدید شده بودن و تا امروز اطلاعرسانی نکرده بودن