نمیخوام تصورتون رو خراب کنم ولی تصورتون باید برای زمان و مکانی باشد که ۹۸ درصد به جمهوری اسلامی رای آری دادند(شاید بگید نه اون درصد دروغ بوده، این هم همینطور خب)
.
و نمیخوام ناامیدتان کنم ولی فکر میکنم همین الان هم و بعد از تمام آن ماجراهایی که بر سر ایران رفته است در یک همهپرسی گزینه "حجاب اجباری" هنوز شانس پیروز شدن دارد!
بنابراین نتیجه بگیرید که اصولا بعضی چیزها قابلیت این را که به رای گذاشته شوند ندارند و به رای گذاشتن آنها باعث نمیشود دموکراتیک شوند!
مانند محدود کردن آزادیهای فردی
مانند نوع حکومت.
.
توضیح اضافهتر:
در مورد مسائلی هم که امکان به رای گذاشتن دارند
رایگیری فقط در صورتی دموکراتیک است که این یک شرط را از قبل داشته باشد:
سازوکارهای باطل شدن نتیجه آن از قبل اعلام شده باشد:
یعنی مردم بدانند همانطور که رای میدهند میتوانند رای خود را هم پس بگیرند!
این شرط کافی نیست اما شرط لازم است.
مثلا گفته شود نتیجه هر چه باشد
اعتبار آن تا مدت معینی است و امکان رایگیری مجدد فراهم میشود!
و یا با درخواست تعداد مشخصی از جامعه امکان رایگیری مجدد فراهم میشود!
۱. ۵۰ سال دوری از ایران و عدم آشنایی با واقعیت امروز جامعه
۲. رهبری صرفا بر اساس میراث خانوادگی نه از روی تواناییهای شخصی
۳. موضع واحد و جامعی در مورد نظام سیاسی آینده نداره
۴. عدم توانایی در وحدت بخشی به اپوزیسیون
۵. سازماندهی ضعیف و هرج و مرج در اطرافیان
۶. نزدیکی به اسراییل که باعث تضعیف حمایت داخلی شده
۷. رفتار تهاجمی و فاشسیتی بعضی از حامیان و اطرافیانش
۸. همسر نابخردش
۹. فقدان تجربه اجرایی و عملی مشخص
۱۰. ارتباط بسیار ضعیف با اقشار مختلف داخل ایران (کارگران، اقوام، دانشجویان، زنان فعال)
۱۱. ادعای ارتباط مخفی با مقامات ج.ا
۱۲. سبک رهبری منفعل و بیعمل و صرفا نمایشی
کمی بیشتر در این مورد بنویسم؛
در نقد این باور:
" خاستگاه زن زندگی آزادی از کوردستان است که نشانه جامعه مترقی کوردها و پیشرو بودن آنها به ویژه در زمینه آزادی زنان نسبت به سایر جوامع همجوار است و در ایران چون این شعار خاستگاهش به جای مرکز، حاشیه و مخصوصا کوردستان بود و تهران از پیشرو شدن کردها خوشش نمیآید این شعار به خوبی پذیرفته نشد و جنبش زن زندگی آزادی شکست خورد"
.
بخشی یا همه این گزارهها به اشکال مختلف بارها بازگویی میشوند.
و به نظر من فقط جمله اول آن درست است
"خاستگاه #زن_زندگی_آزادی کوردستان است"
درست است.
و آغاز آن در جنبش #ژینا و در ایران نیست بلکه از چند دهه پیش و در کردستان خارج از ایران وارد ادبیات فعالان کورد شده و در تظاهرات عمومی و رسانهها و در شعر و هنر در هر چهار پارچه کردستان دیده شده است.
.
"اینکه خاستگاه شعار از کردستان است نشانه پیشرو بودن جامعه کردستان و آگاهی و تعهد مردم کورد به مفاهیم آن و به ویژه آزادی زنان است"
.
درست نیست!
شاید جامعه کردستان در این زمینه بهتر یا بدتر از جامعههای همجوار باشد، اما اینکه خاستگاه این شعار کردستان بوده بهتر بودن و یا بدتر بودن وضعیت عمومی جامعه کردستان نسبت به سایر جوامع در این زمینه را نشان نمی دهد
شعار برای بیان یک خواسته و یا بیان یک مشکل و یا هدایت جامعه به سمت یک هدف است نه نشانه رسیدن به هدف!
.
مثال راحتتر:
شما اگر در ورودی یک روستا شعار زیبا و بزرگی برای حفاظت از سنجابها ببینید نتیجه نمیگیرید که مردم آن روستا بیشتر از روستاهای دیگر سنجابها را دوست دارند و نتیجه نمیگیرید که مردم آن روستا بیشتر از روستاهای دیگر سنجابها را میکشند
نتیجه گیری معقول این است: سنجابها در این روستا در معرض آسیب هستند، معلوم نیست کمتر یا بیشتر از جاهای دیگر اما در این روستا حداقل یک نفر یا بیشتر به این مشکل آگاه شده و برای آن کاری کردهاند!
.
فرق کردستان با جامعههای دیگر منطقه در این مورد خاص این است که افرادی کمی زودتر و بهتر به این موضوع پرداختهاند و این مفهوم رو هم تئوریزه کردند و هم وارد جامعه کردند.
نه نشانه این است که وضعیت زن در کردستان بهتر از جاهای دیگر است و نه نشانه این است که بدتر است. برای قضاوت در این مورد باید بررسیهای دیگری انجام داد.
و به این معنی نیست که جوامع دیگر منطقه مشکل آزادی و زن و زندگی نداشتند و یا به آن نپرداختند!
در تمام تاریخ این مشکلات بوده و در تمام تاریخ و تمام جوامع زنان برای آزادی و زندگی جنگیدهاند و مردانی هم در کنار آنها بودهاند.
اما در این مورد خاص و در این چند دهه برخی روشنفکران و فعالان کردستان بیشتر و موثر تر کار کردند نه تمام مردم کردستان!
.
"در ایران چون خاستگاه شعار از کردستان بود با آن همراهی نشد"
درست نیست
شاید این هم کمی تاثیرگذار بود اما دلیل اصلی فراتر از این است، نه فقط در ایران بلکه در کردستان ایران و کردستان خارج از ایران هم که خاستگاه این شعار است این مفاهیم هنوز به خوبی درک و پذیرفته نشده اند.
مشکل اصلی مردم این جغرافیا با زن زندگی آزادی خاستگاه آن نبود، بلکه مشکل با خود شعار و مفاهیم آن بوده و هست!
جامعه هنوز به اندازه کافی آمادگی درک و پذیرش آن را ندارد.
.
" جنبش زن زندگی آزادی شکست خورد"
.
درست نیست!
شکست را چطور تعریف میکنیم؟
برای یک پروژه یا برنامه یا یک عملیات نظامی تعیین شکست آسان است، با ارزیابی فاصله از اهداف تعیین شده!
اما جنبشهای اجتماعی برنامه و پروژه نیستند و اهداف از پیش تعیین شده ندارند بلکه رویدادهای غیرقابل پیشبینی و واکنشی هستند.
و در اینجا تعیین شکست و پیروزی سخت است، شاید مقایسه با جنبشهای دیگر کمک کند!
میتوان ادعا کرد جنبش زن زندگی آزادی موفقترین جنبش تاریخ ایران پس از انقلاب ۵۷ بود.
دستاوردهای جنبشهای ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ و ۴۰۴ را با دستاوردهای جنبش زن زندگی آزادی مقایسه کنید، تا به موفقیتهای آن پی ببرید!
جنبش زن زندگی آزادی نه تنها روی زندگی زنان در کوچکترین روستاها تا بزرگترین شهرهای ایران تاثیر بی سابقه گذاشت بلکه فراتر از مرزهای ایران و در تمام دنیا هم روی زندگی زنان اثر گذاشت.
ملاک موفقیت یک جنبش فقط سرنگونی حکومت نیست در حالی که اصولا این جنبش در ابتدا یک برنامه و پروژه با هدف سرنگونی نبود که ما بگیم شکست خورد!
این مقایسه بیارزش کردن بقیه جنبشها نیست
اینها هر کدام متعلق به یک گروه جدا نیستند
همه آنها با خوبیها و بدیهایشان متعلق به همه مردم هستند.
.
شکست مثلا وقتی است که یک رهبر ضد حکومتی که مدعی هدایت پروژه تغییر حکومت است میگوید حکومت فروپاشیده و نظامیها ریزش کردهاند و مقامات با من در تماس هستند و کار تمام است و من در تدارک بازگشت هستم و بعد معلوم میشود خبری نیست!
اینکه بخش بزرگی از مردم تصور میکردند آمریکا و اسرائیل با حمله به ایران جمهوری اسلامی را سرنگون میکنند و یک حکومت دیگری شاید رضا پهلوی را بر سر کار مینشانند، نشانه ندانستن و یا درس نگرفتن از تاریخ است.
به طور منطقی قدرتهای جهانی دنبال بی نظمی غیر قابل پیشبینی نیستند و مردم این جا هم اهمیتی برای آنها ندارند.
بنابراین چه با مداخله نظامی و چه در شورشهای مردمی یا کودتا ترجیح میدهند
نظم موجود را در جهت منافع بیشتر و خطر کمتر برای خودشان قرار دهند و حفظ کنند!
مثلا همان زمانی که با حمله به ایران رضاشاه بزرگ را کوچک کردند، به جای اینکه رژیم را عوض کنند پسرش را جای او نشاندند.
در ۲۸ مرداد هم با کودتا و کمک نظامی پهلوی را حفظ کردند و در جهت منافع بیشتر برای خودشان قرار دادند.
در جنگ کنونی هم همین کار رو میکنند.
سعی میکنند با جانشینی هر کسی ایران را در جهت منافع بیشتر و خطر کمتر برای خودشان قرار دهند و بیش آن چیزی مهم نیست!
مگر اینکه هیچ امیدی به حاکم مستقر و جانشین بالقوهش نباشد و هزینه کردن برایش بی فایده باشد که رهایش می کنند سرنگون شود و یا سرنگونش میکنند.
مانند سال ۵۷!
بهبود بده تا اونا هم دست از حمایت از خمینی بردارند.
میتونست وعده اصلاح قانون اساسی بده.
میتونست خارج نشه و استعفا بده و کار بسپره به ولیعهد.
میتونست آخوندای مخالف خمینی رو تحریک کنه که تخریبش کنن.
میتونست پاشه بره فرانسه با خمینی دیدار کنه.
میتونست هزار تا کار دیگه
بکنه که نکرد و مملکت رو گذاشت بغل آخوندا چون عمیقا یک احمق بچه شیعه بود. در نهایت هم خوشحال بود کشور دست کمونیستها نیفتاد و افتاد دست روحانیت!
همه این اقدامات و اقدامات بیشتر میشد در چند ماه منتهی به بهمن ۵۷ صورت بگیره!
کارهایی که سالهای قبل باید انجام میداد تا بیچارمون نکنه.
هر وقت حرف از در رفتن شاه میشه،
سلطنتطلبا میگن شاه نموند چون نمیخواست قتل عام کنه!!!
شاه میتونست کمی زودتر با بختیار کنار بیاد.
میتونست از کشور خارج نشه تا ارتشش متلاشی نشه.
میتونست تا وقتی هست زندانیان سیاسی رو عفو کنه.
میتونست همون دم آخر روابط رو با فرانسه و کل اروپا
#نجات_بهرامی ۱۶سال بعد اولین دستگیری من شد معاون امنیتی ترین وزارت خونه جمهوری اسلامی وزارت آموزش و پرورش!
وقتی که فاجعه کوی و کشتار جنبش سبز اتفاق افتاده بود او دنبال ارتقای مقام بود و در کشتاذ دی ۹۶ در این مقام بود
حالا میگوید خمینیِ شما! 😁
خوبه که ریزش کردید ولی وقیح نباشید!
فعالِ راستگرایِ سطلیِ شیعهسان مثل همیشه مشغول فرافکنی و فرار از پاسخگویی است! همینها میگفتن ۹۰ درصد مردم طرفدار پهلوین و بغیر از پهلوی هیچ اپوزیسیون دیگری وجود نداره! خب گه میخورید الان تقصیر رو میاندازید گردن اون عده قلیلِ بدونِ رهبرِ غیر منسجم!!!
یکی از بزرگترین ضربههایی که به دادخواهی مردم ایران زده شد، اغراقهای بیپایه دربارهی تعداد کشته شدگان دیماه بود.
هرانا با وسواس و راستیآزمایی اسامی، مرگ بیش از ۶ هزار نفر را تأیید کرد و هزاران مورد دیگر را هم جداگانه در دست بررسی نگه داشت، چون نمیخواست بدون مدرک عددی اعلام کند.
اما از همان روزهای اول، قبل از اینکه حتی اینترنت وصل شود، بعضیها بدون هیچ سندی اعدادی مثل ۴۰ هزار یا ۵۰ هزار نفر را تکرار کردند. نتیجه چه شد؟ به جای اینکه دنیا درباره هزاران قربانی واقعی حرف بزند، شروع کرد به تمسخر همان اعداد اغراقآمیز.
وقتی میگوییم بیش از ۶ هزار نفر کشته شدهاند، خودِ این عدد یک فاجعه انسانی عظیم است. چرا باید با اعداد ساختگی، اعتبار روایت قربانیان واقعی را از بین برد؟
این کار نه کمکی به مردم ایران کرد و نه به دادخواهی. فقط باعث شد بسیاری اصل فاجعه و کشتار را زیر سؤال ببرند و قربانیان واقعی، زیر سایه اعداد غیرقابلاثبات، فراموش شوند.
این یکی از بزرگترین آسیبهایی بود که سلطنتطلبان به مبارزه مردم ایران وارد کردند.
#پهلوی_شیاد #زن_زندگی_آزادی #نه_شاه_نه_شیخ #از_دموکراسی_بگو
@TaraMoodi شما میتونی طرفدار آزادی و دموکراسی و فرصت برابر باشی. هیچکدوم اینا نه در زمان پهلوی بود نه الان هست. موفقیتت یک تجربه فردی (Outlier) و حاصل تلاش خودته، نه کارآمدی یک سیستم، چرا که همین امروز در جمهوری اسلامی، میلیونها کودک در مناطق محروم حتی از حق تحصیل ابتدایی هم محرومن
راهنمای حضور ایرانیان در جام جهانی ۲۰۲۶
جام جهانی فرصتی جهانی است تا نشان دهیم ایران جمهوری اسلامی نیست و تیم واقعی ایران، مردم ایران هستند. حضور ما باید آرام، منظم، پرشمار و اثرگذار باشد.
از ایرانیان میهندوست و آزادیخواه، بهویژه هممیهنان ساکن آمریکای شمالی، دعوت میکنیم در روزهای مسابقات، درون و بیرون ورزشگاهها، با حضوری منظم، پرشمار و ملی، صدای ملت ایران باشند.
حضور شما در ورزشگاه اهمیت دارد. هر پرچم، هر تصویر و هر صدا میتواند به جهان یادآوری کند که ایران در اشغال جمهوری اسلامی است و ملت ایران برای بازپسگیری کشور خود ایستاده است.
پرچم ملی شیر و خورشید را در ورزشگاهها و تجمعات بیرون استادیومها برافرازید.
هنگام پخش سرود جمهوری اسلامی، با پشت کردن و سر دادن شعار، اعتراض مسالمتآمیز خود را نشان دهید و یادآوری کنید که این سرود، سرود ملت ایران نیست.
تصاویر جاویدنامان، زندانیان سیاسی، ورزشکاران و هوادارانی را که به دست جمهوری اسلامی کشته، اعدام، زندانی یا سرکوب شدند، همراه داشته باشید.
در پوشش خود از نمادهای ملی و میهنی استفاده کنید: پرچم شیر و خورشید و تصاویر جاویدنامان.
در طول بازی و در تجمعات بیرون از ورزشگاه، شعارهای ملی و میهنی سر دهید و پیام روشن ملت ایران را به گوش جهان برسانید.
در این جام جهانی، جهان به فوتبال نگاه میکند.
ما باید اقدامی کنیم که جهان، ایران واقعی را ببیند.
پرچم شیر و خورشید را برافرازیم.
نام جاویدنامان را زنده نگه داریم.
صدای ملت ایران باشیم.
۵۰ سال تمام چپ جهانی و جمهوری اسلامی تلاش کرد که نام پهلوی را با وابستگی به غرب و به قول خودشان امپریالیسم خراب کنند، اما نه تنها نقطه سیاهی در دفتر پدر و پسر پیدا نکردند که ملت با خون خود نوشتند جاوید شاه.
اما آقای رضا پهلوی و تیم فاسدش در مدت تنها ۳ماه هم نام پهلوی را لکه دار کرد و هم خون جوانان وطن را پایمال کرد.
از یک سو شاهزاده فحاشان و تخریبگران را سایبری جمهوری اسلامی معرفی میکند، از سوی دیگر سردستهی فحاشان و تخریبگران و حوالهکنندگان اندام جنسی به خواهر و مادر این و آن به نشست با او دعوت میشود.
آقای @PahlaviReza اگر به آنچه گفتید معتقد باشید، باید از برگزارکنندگان بپرسید چه کسانی و با چه انگیزهای این فرد را دعوت کردند. حضور این فرد مانع از اینخواهد شد که در آینده بتوانید باز هم ادعا کنید با لشکر فحاشان و تخریبگران همدلی ندارید و آنها از شما نیستند چون یکی از آنها، اینجا در حضور شما نشسته بود.
یک انسان به شکلی هولناک به قتل رسید و خبر قتلش توسط نیمی از اپوزیسیون بایکوت شد چون منتقد آنها بود و باور داشت جمهوری اسلامی و سپاه در بدنه آنها نفوذ کرده.
متهمان به قتل از هواداران پادشاهی هستند. مقتول ادعا کرده بود آنها از خانوادههای سپاه و نیروی نفوذیاند. اگر این ادعا حقیقت داشته باشد یعنی این جمهوری اسلامی در لباس پادشاهیخواه بود که یکی از مخالفانش را به شکل فجیعی کشته، شما پادشاهیخواهان چرا به خودتان گرفتهاید و اقدام جمهوری اسلامی را بایکوت میکنید؟!
یعنی اگر کسی منتقد یا حتی مخالف گزینه منتخب شما باشد، حتی اگر توسط جمهوری اسلامی کشته شود اهمیتی ندارد؟ این نوع موضعگیری ترسناک است!
امروز دادگاه #مسعود_مسجودی تشکیل میشود.