@ftu01 آقا من دو تا لاکپشت دارم متاسفانه تو دَبر یکیشون چوبکبریت کردم و بنظر میاد ارضا شده باشه الان نمیدونم کدومشون بوده... اینم باید قرعهکشی بشه؟
چپ اندر قیچی، تداول عامیانه چم اندر قیچی است.
چم، در ضربالمثلِ چم و خم كار را بلد است، به كار رفته، يعنى زواياي درست كار را مىداند. قيچى هم حاكى از بريدن است.
چم اندر قيچى رفتن، يعنى راه درست روى را قيچى كرده و مىبُرد. به بيان ديگر، كارى را به غير طريق درست انجام مىدهد.
روزی حاج ملا هادی سبزواری، به دیدن آ. سید علی، رفت. سید بقلیان معتاد نبود ولی آخوند معتاد بود. پس قلیانی برایش آوردند که منافذ بسیار داشت و کوک نبود. هرچه کشید دید، دود نمیدهد. به سید گفت: آن قلیانی که باید حرام میکردند این قلیان است، نه قلیانهای دیگر.
قصصالعلما��تنکابنی:۱۹۱
@sadaf_zarei بله درست است. ظاهرا هدف اولیه فروزانفر از نوشتن این کتاب هم پژوهش در همین قضیه بوده که این۲ دیداری داشتهاند؟
بماند که سعدی آخر عُمر، از مولانا کناره گرفته:
مردی نهای و خدمت مردان نکردهای
وآنگاه صَف صُفهی مردانت آرزوست
فرعونوار لاف انالحق همی زنی
وآنگاه قرب موسی عمرانت آرزوست
#قرابت
دمی با دوست در خِلوت، بِه از صد سال در عِشرت
من آزادی نمیخواهم که با یوسف به ��ندانم
#سعدی
...
زیرا قفس با دوستان، بهتر ز باغ و بوستان
بهرِ رضایِ یوسفان در چاه آرامیدهام
#مولوی
نمیدونم چرا این دو شاعرِ شاخ با اینکه معاصر هم بودن ولی چرا اصلا یادی از هم نکردن
آقا قبل اینکه از اول دبیرستان، مثلا بطور جدی وارد ادبیات بشم، حس میکردم که تبحری در علوم [فیزیک و شیمی] دارم. کشفیاتی هم داشتم که توسط بعضیا به سرقت رفت. یکیش این بود که کشف کردم که هر خانواده -گلاب به روتون- بوی عَن یا اَنِ مخصوص به خودشو داره.
ولی خب در مجموع پیشرفت نکردم.
قاطری دیدم بارش انشا
اُشتری دیدم بارش سبد خالی پند و امثال
عارفی دیدم بارش " تَنَنا ها یاهو "
بگذریم از اینکه سپهری، تو این شعر، از نظر حمل بار، قاطر و شتر و عارف را در یک رَسته اُورده؛ آدم با شنیدن "تنناهایاهو" یاد "بنیامین بیبی" "نِتانیاهو" نخستوزیر اسرائیل میفته