چقدرررر من به اینکه هیچی قرار نیست درست بشه اعتقاد ندارم 🤦🏻♀️ یعنی جوری مطمئنم که محمد قراره برگرده که گاهی نگران خودم و ناامیدیای که قراره بعد از برنگشتن محمد تجربه کنم، میشم.
باید یک دلیل علمی باشه که من زیر چرخ این روزگار دارم هرروز فرسوده تر میشم ولی هنوز نمیتونم به این زندگی خاتمه بدم، شغلم رو دوست ندارم، رشته تحصیلیام رو دوست ندارم، فقر داره بهم فشار میاره، پارتنرم رهام کرده و رفته و همه چیز بینهایت سخت شده ولی هربار به خودکشی فکر میکنم میگم نه!
مدتها قبل کاربری توییتی نوشته بود با این مضمون که بعد از اینکه وزن کم کرده، کلی پیشنهاد رابطه دریافت کرده و من واقعا ترغیب شدم وزن کم کنم و تونستم، ولی همچنان کسی دوستم نداره، هیچ کسی توی دنیا منو نمیخواد، نخواستنی بودن من انگار ورای این جسم و روح، روی صخره های بیستون حک شده💔
من خیلی خوب تارت میوه درست میکنم و امروز داشتم فکر میکردم محمد هیچ وقت تارت های منو نخورد، دستای من لایق نبودن که برای تو چیزی درست کنن عزیزم، این شهر لایق این نبود که من رو توی خیابون هاش ببوسی 💔🍂
مامان، محمد منو رها کرده و رفته، بعد تو میگی لباس ها و طوری آویزون کن که هر کسی میبنیه خوشش بیاد، من نمیخوام کسی از لباس آویزون کردن من خوشش بیاد من میخوام محمد برگرده ❤️🩹
از صبح یه جمله اش توی سرم میچرخه، «ترک کردن آدم ها برای من راحته»، یعنی چی که ترک کردن آدم ها برات راحته، یعنی آدم هایی که توی زندگیت هستند رو ترک میکنی، یا اطرافیانت ترکت میکنن و پذیرفتنش برات راحته؟! اونقدر درکش واسم سخته که حتی به نظرم سوالش هم خنده داره درحالی که انگار نیست
گاهی اونقدر دل براش تنگ میشه و اونقدر براش گریه میکنم که نزدیکه از حال برم، اون موقع شروع میکنم به امید دادن به خودم که قرارها خیلی زود برگرده، به خودم میگم به خدا بر میگرده، میگم جز من کی رو داره که تو لحظه های تاریکی پناه بیاره بهش❤️🩹
وقتی پارتنر سابقم تو تلگرام آنلاین میشه، تو صفحه چتش میمونم و دعا میکنم بهم پیام بده، جرئت ندارم بهش پیام بدم چون میدونم منو نمیخواد و اونقدر از من دوره که قرار نیست توی خیابون هم اتفاقی ببینمش، تنها چیزی که ازش دارم یاد حضورش قبل از رفتنشه که چقدر مهربون و همزمان سنگدل بود❤️🩹
@mcshki منم با نظرت موافقم، این رو هم خطاب به شما نمیگم اصلا، ولی خیلی مهمه فکر کنیم چرا یه دختر دوازده ساله باید دلش بخواد که این لباس رو بخره، شما اجازه ندادی و کار درستی کردی ولی این موضوع از این واقعیت که خواهر شما این لباس رو میخواد کم نمیکنه که نیاز به توجه داره 💕
به خودم میگم به دلم افتاده هفته دیگه حتماً برمیگرده و دیگه تا ابد پیشت میمونه و تا طوفان بعدی خودم رو آروم میکنم. ولی روزها و هفته ها میگذره و بر نمی گرده. بغض ها دوباره تو گلوم جمع میشن و اشک ها جاری، ولی تنها چیزی که عوض نمیشه سنگینی جای خالیشه که با هیچ چیز پر نمیشه 😭💔
گاهی اونقدر دل براش تنگ میشه و اونقدر براش گریه میکنم که نزدیکه از حال برم، اون موقع شروع میکنم به امید دادن به خودم که قرارها خیلی زود برگرده، به خودم میگم به خدا بر میگرده، میگم جز من کی رو داره که تو لحظه های تاریکی پناه بیاره بهش❤️🩹
موقع رفتن گفت ببخشید و امروز جایی این متن رو خوندم و عمیق تر یادش افتادم
«گفت ببخشید و من فکر کردم مگر ببخشید را نباید به کسی گفت که در خیابان به او تنه زده باشی، نه کسیکه قلبش را تکه تکه کرده باشی ❤️🩹»
موقع رفتن گفت ببخشید و امروز جایی این متن رو خوندم و عمیق تر یادش افتادم
«گفت ببخشید و من فکر کردم مگر ببخشید را نباید به کسی گفت که در خیابان به او تنه زده باشی، نه کسیکه قلبش را تکه تکه کرده باشی ❤️🩹»
نزدیک دو ماهه که پارتنرم رهام کرده و رفته، اونقدر دلم براش تنگ میشه، دائم بهش که فکر میکنم، هربار که یکم تو خاطرات عمیق میشم سریع بغضم میگیره و اشکم جاری میشه، حرف هاش چهره اش و لبخندش همه اش جلوی چشممه و یک لحظه از ذهنم بیرون نمیره، جز برگشتنش چیزی از دنیا نمیخوام 💔❤️🩹