خطر «لمپنیسم» بیشتر از خطر جمهوری اسلامی است.«لمپنیسم» غولی است که به میانجی«اینترنت» و از بستر«روابط منحط اجتماعی» و «حقارت تاریخی ایرانیان» سربرآورده و آینده را تصرف میکند.این جملات اینجا بماند، تا گواهان سالهای بعد باشد؛ همان موقع که خواهند گفت:شما که میدیدید چرا نگفتید؟
در مراسم وداع با «ژان زیگلر»، جامعهشناس و روشنفکر برجستهی سوئیسی، سرود انقلابی «انترناسیونال» در کتدرال «سن پیر» ژنو خوانده شد؛ پایانی نمادین برای شخصیتی که عمر خود را صرف مبارزه با گرسنگی، نابرابری و ن��د سرمایهداری جهانی کرد. زیگلر، تا پایان عمر چپگرایی عدالتخواه باقی ماند.
آخر این چه کاربرد نادرستی است که رواج یافته و برخی میگویند یا مینویسند: «آپدیت»! منظورشان «خبر به روز شده» است لابد! مثلاً مینویسند: «یک آپدیت به شما بدهم»! یا «آپدیت جنگ چیه»؟ واقعاً فار��ی نوشتن این قدر سخت شده؟
هر درد شدید، دردی خفیفتر را میکُشد. اگر به راست چرخیدهای و گیج هستی؛ به چپ بچرخ! درمانِ هر غم شدید، اندوه دیگری است. بگذار خارِ چشمت، مه پیکر دیگری باشد تا زهر جانگداز پیشین را بیاثر کند.
ویلیام شکسپیر
پردهی اول از صحنهی دوم رومئو و ژولیت
@RG4954 به گمانم این واژه، با توجه به بار مذهبیای که جدا از ترجمهی لفظی خود دارد، برای «کار فکری» و «روشنفکری» چندان مناسب نب��شد. «مجاهدت» اغلب «فی سبیل الله» است.
@nima@NaeimehDoustdar@pkhwshhal نه نیما جان، سیزده بدر سال ۶۵ بود؛ به یاد دارم با دوچرخه به گابنه میرفتم که صدای تیر آمد و در ده متری مسجد گلشاهی توقف کردم و شلوغ شد… البته آن زمان، در سالهای سرکوب و اعدام، سیزده بدر لاهیجان چندان شلوغ نبود و شاید برخی خانوادهها، وقت غروب،در استخر سبزهشان را میانداختند.
بررسی بنیادهای نظری #الهیات_شیعه، همانند مناظرهی اخیر #حاتم_قادری و #هادی_صادقی، اصیلترین بحث سیاسی دوران کنونی ایران است. این گونه بحثها، برخلاف نمونههای اندک اول انقلاب که در هیاهوی کسب قدرت به یغما رفت، در جامعه ضروری است؛ چراکه نقطهی عزیمت #تئوکراسی مسلط را نقد میکند.
@iman137285 جالب است!
فروید در مقالهای با عنوان «اندوه و مالیخولیا» (1917,Deuil et mélancolie) نوشت که انسان نوعی میل نارسیسیستی برای تماشای مرگش دارد تا بتواند شاهد سوگواری دیگران برای خودش باشد و آنرا بخشی از «فانتزی جاودانگی ذهنی» میدانست؛ شاید هم به عنوان نشانهای برای گریز از مرگ.
دیروز عصر در کتابفروشی مشهور «librairie7l»پاریس، «جون بائز»، خوانندهی برجستهی فولک و صدای شناختهشده جنبشهای ضدجنگ و حقوق مدنی امریکا، در مراسم رونمایی از ترجمهی فرانسوی کتاب تازهاش: «وقتی مادرم را دیدی، او را به رقص دعوت کن!» برخاست و رقصید و بعد چندین شعر از کتابش خواند.
به نظرم، کلمهی «حمایت» هم پس از عبارت «تولید محتوا» کمکم دارد از دامنهی کاربست زبان آبرومند و خنثی خارج میشود و به جرگهی واژگان سخیف رسانهای می��یوندد و میباید به معادلهایش اندیشید! واژگانی مانند «بصیرت»، «بسیج»، «بینش» و «وفاق»،مدتهاست که از کاربرد متعارف خارج شدهاند.