متشکرم. محبت بسیار دارید. من اتفاقاً سال نخست از مهاجرت رنج زیادی بردم؛ اگر بگویم حالا نمیبرم، دروغ گفتهام، اما از تنهاییای که برایم به بار آورده دلگیر و اذیت نیستم، چون از ابتدا هم دستکم به معنای مرسوم آدم اجتماعیای نبودم؛ چیزی که خیلی غمگینام میکند خود ساختار جهان و آدمها هستند، نه دقیقاً خود مهاجرت، بهعنوان یک پدیدهی عارضی.
بابت پیشنهادتان هم متشکرم. محبت بسیار دارید. اما این روزها سرم حسابی شلوغ است و درگیریهای ذهنیام بسیار. نمیخواهم کلام بیهودهای پرتاب کرده باشم، اما شاید در آینده شد.
حال خوشی نیست رسیدن به نقطهای واقعی که در آن همه خاکستری و پر از نقص به نظر میرسند. با این حال، آنان که جهان و انسانها را سیاه و سفید میبینند، با تاریخ چون اسطوره برخورد میکنند، و با سیاست چنان الاهیات، احوال خوشتری دارند؛ هرچند، در نهایت، تاریخ نقاب کوتهبینیشان را میاندازد و قضاوتشان میکند. ها! «ای دل غمدیده حالت بِه شود دل بَد مکن؛ وین سر شوریده باز آید بهسامان غم مخور!»
با استادی قرار ملاقات داشتم؛ به محض ورود به دفترش، نگاهم به تابلویی بزرگ و ناهمگون جلب شد که روی آن عمامههایی نقش بر زمین رسم شده بود و زیر آن با فونتی درشت و نهچندان شکیل نوشته شده بود: «دین از سیاست جدا است.» دستکم، در جهان فعلی، دین از سیاست جدا نیست، دین و دولت هستند که از هم جدا هستند، و تلاش برای حذف دین از سیاست با یک فرمان یا لاییسیتهی تهاجمی فانتزی ذهنیای بیش نیست.
متأسفانه، بخش بزرگی از جامعهی ایران، از طبقهی متوسط، اپوزیسیون اصطلاحی، تا روشنفکران، هنرمندان، و جامعهی دانشگاهی، گرفتار این روایت سادهانگارانه و تقلیلگرایانهاند که روحانیت پدیدهای پیشامدرن است و با سکولاریسم تهاجمی میتوان جامعهای خوشبخت داشت؛ جریانی که انقلاب ۵۷ را صرفاً یک اشتباه تاریخی تلقی میکند که باید با توبهی سکولار تهاجمی گناه آن را پاک کرد. متوجه سرخوردگی ساختاری و وارونگی ایدئولوژیک هستم، اما متأسفانه در مواجهه چندان آدم خوشاخلاق و باحوصلهای نیستم، دستکم امروز، اما خلاصه کنم: مدینهی فاضلهای هم اگر وجود داشته باشد، در جهانی است که در آن انسانها ساختارها را زمین زدهاند، نه صرفاً نشانهها را؛ واکاوی هر پدیدهی اجتماعی و سیاسیای، بدون قرار دادن آن در افق سرمایهداری، بهعنوان یک تمامیت، تحلیلی لغزان و عقیم است. خوشبختانه، در جهان دهشتناکی که زور ساختارها به افراد میچربد و کوتهنظری و احساسگرایی در همه جا نفوذ کرده است، هنوز چپهای ساختارگرا و مادیگرایان تاریخی مینویسند تا این آگاهی کاذب و سطحی را به مسلخ نقد ببرند و مقداری اکسیژن فکری تزریق کنند.
@shams7hg دقیقاً! بهعنوان یک خداناباور و نسل زدی این را مینویسم: عموماً شناخت سیاسی و عقلانی از دین ندارند و با آن احساسی و واکنشی رفتار میکنند؛ آن هم در دایرهی تجارب شخصی و بسیار سادهسازی شده.
@line____line درود فراوان،
با رویکرد تهاجمی مشکل فینفسه ندارم؛ مسئله آنجا است که افراد قهر را نه در حالت سوژگی و نبرد برای آزادی و استقلال که در حالت بندگی و واگذاری آزادی و استقلال به اربابی دیگر اعمال کنند.