امروز بهم گفتن کمک کنم پانسمان یه زخم وحشتناکو عوض کنن و زخمشو بشورن من چی کار کردم؟ در حین اینکه نرمال سالین میریختم رو زخم مریض گریه کردم براش چون خیلی درد داشت واقعا روحیهام واقعا مناسب این کاره
پزشکی رو تنها در صورتی برید که منبع درامد دیگه دارین مثلا بابای پولدار یعنی اگه پولدارید و روحیه خرحمالی هم دارید محیط سختگیرو سلسله مراتبی و پادگانی اذیتتون نمیکنه و همینطور خشونت فیزیکی و کلامی مکرر از سمت مریضها آزارتون نمیده وگرنه پیراهایی که به بیمارستان وابسته نیستن بهترن
قبل جنگ به مامانم گفتم پولهات رو طلا بخر گفت نهههه اگه اومد پایین چی الان پشیمونه میگم مگه من بهت نگفتم میگه من فکرش رو نمیکردم اخه زن حسابی بعد پنجاه سال زندگی تو این مملکت چرا فکرش رو نمیکردی؟ بعد این بار اولی نیست که این کار رو میگه هزار بار از این سوراخ گزیده میشه
چه اتفاقی افتاد که تو یک دهه اخیر جمعیت قهوهخورها تو ایران اینقدر زیاد شد؟ هر جا رو نگاه میکنی یه قهوه فروشی هست و حتی تو خونهها هم اکثرن یه قهوهساز دارن، تو دور افتادهترین روستاها هم میبینی یه تابلو زده قهوه اسپرسو
من همیشه از اینکه صدام رو بلند کنم خیلی بدم میومد و خجالت میکشیدم روزهای اولی که رفتم درمانگاه خجالت میکشیدم مریضها رو صدا بزنم الان میرم وسط اورژانس داد میکشم همراه آقای ایمانی کیه ایماااااانیییییقعاهتججخ
چی کار کنم استرس تو چهرهام معلوم نباشه بدم میاد همه متوجه میشن من اضطراب دارم بدم میاد همه ازم میپرسن حالت خوبه؟ چرا نگرانی؟ بدم میاد آدما صعفم رو بفهمن
دیدم داره فین فین میکنه توجه نکردم چون خودم همیشه دماغم کیپه بعد چند ساعت که تو حلق هم بودیم گفت میالژی دارم هرهر (درد عضله) گفتم سرما خوردی میگه آره ماسک هم نزده بعضیا واقعا شعور زندگی در اجتماع رو ندارن واقعا