That day will come,
when I finally dare to enter the darkness,
lie down in a silence that asks nothing of me,
and be released from the daily hell of a tormented conscience.
نکته عجیب در رابطه با نسل تنبل زِد، اینه که اگر به همین بنده خدا میگفتی مثلا ۲۲ روز بیا ۲۳ میلیون بگیر شاید قبول میکرد! حقوق به ازای ساعت یا روز در مغزشون قابل تحلیل نیست.
ببینید دوستان، هرچقدر هم از اگزیستانسیالیسم، فمینیسم و هزار تا «ایسم» دیگر حرف بزنید، اگه آخرش سه کیلو طلا مهریه بخواید، فرقی با خری که کتاب حمل میکنه ندارید...
مراکش، متحد اسرائیل، ظرف یک شب هزاران مهاجر را با کامیون به اسپانیا فرستاد.
اسرائیل میخواهد از طریق ایجاد بحران مهاجرت دولت سانچز (منتقد اسرائیل) را زمین بزند تا راست افراطی اسپانیا (ضد مهاجر و طرفدار اسرائیل) به قدرت برسد.
لابی صهیونیست هیچ مخالفتی را در جهان تحمل نمیکند.
«ما ۲۴ روستای لبنان رو نابود کردیم. این روستاها صدها ساله بودند. تمام ساختمونها را از بین بردیم. نه خونه به خونه، بلکه کل روستا رو. تخریبشون الان دیگه تکمیل شده. ۱۵ تا ۲۰ هزار خونه در ۲۴ روستا نابود شدند»
وزیر دفاع اسرائیل
وزیر دفاع اسرائیل گفت «امپراطوری مغرور پارسی فرو ریخته».
یک مشت پاپتی سلطنتطلب زیر این مطلب نوشتند نگو امپراطوری پارسی، بگو جمهوری اسلامی! یعنی التماس میکنند نیت واقعیات را پنهان کن و سر ما کلاه بگذار!
واقعا ننگ همزبان بودن با این مادون حیوانات را چطور باید پاک کنیم؟
برای دیدن یک یوتیوبر ۲۲ ساله اینجوری هجوم میبرن
ظاهراً لباسش رو پاره کردن و سر تیکه های لباسش دعوا و بزن بزن شده
یچی میگم هرکس میخواد بهش بربخوره
نسل زد یکی از کم هوش ترین و داغون ترین نسل هاست هرچی هم که بریم جلو بدتر میشه تا جایی که شاید صد سال دیگه آی کیو بالای صد نداشته باشیم
فقط هم محدود به تحلیلگری نیست. در بحث خبرنگاری هم همینه. مردم دوست دارند اون چیزی که خودشون دوست دارند رو از زبون کسی بشنوند که اسم خودش رو تحلیلگر یا خبرنگار گذاشته. یه چیزی بشنوند که تائیدی بر نظرات و آرزوهای خودشون باشه.
این مفهوم که تحلیل من هیچ ربطی به عقاید و آرزوهای خودم نداره جا نیفتده و پذیرفته نشده. اگر هم کسی بخواد همچین صحبتی بکنه باید قبلش هزار بار تاکید کنه که والله بالله من خودم مخالف یا موافق این هستم ولی واقعیت اینه که .....
یک تحلیلگر یا خبرنگاری واقعی نقطه قوت خودش رو در شناسایی و تحلیل مسايلی می بینه که خودش لزوما با اونها موفق نیست نه در خشنود کردن اونهایی که موافق نظراتش هستند. اصلا نظر خودش را مهم نمیدونه که بخواد کسی رو باهاش خشنود کنه.
مردم دنبال حرفهایی هستند که دل خنکی بده، نه حرفهایی که بهشون ناامیدی بده یا اشتباه بودن نظرشون رو نشون بده. برای همینه که مخاطب همیشه و همچنان چشم به دهان آدمهای شیادی می دوزه که تحلیل هاشون روزانه عوض میشه و پیش بینی هاشون هزار بار غلط از آب در میاد ولی با کمال وقاحت به کارشون ادامه میدن.
این شرایط فقط هم مختص به ایرانی ها نیست. در آمریکا زمانی بود که خبرنگار بی طرف بودن اجر و قربی داشت. ولی الان شرکت های بزرگ رسانه ای به مجری هاشون میلیونها دلار حقوق میدن تا برن جلوی دوربین و نظرات شخصیشون رو راجع به مسايل دنیا توضیح بدن و با تفسیر هر خبر به میل خودشون، به مخاطب همفکر خودشون حس امیدواری بدن.
مردم عموما دنبال دل خنکی و تائید افکارشون هستند تا آگاهی و اطلاعات نقیض.
۴/ شاید به همین دلیل است که در فیلمها، مخاطب میتواند با قهرمانی که آدم کشته همذاتپنداری کند؛ اما اگر همان شخصیت خیانت کند، بسیاری دیگر حاضر نیستند او را ببخشند.
قتل، جسم را هدف میگیرد. خیانت، اعتماد را. اولی میتواند زندگی را تمام و دومی گاهی کیفیت زندگی چند انسان را تباه کند
۱/ قتل و خیانت را نمیشود از نظر اخلاقی همسنگ دانست. قتل، گرفتن جان است و از این جهت جنایتی بسیار سنگینتر.
اما یک تفاوت وجود دارد که کمتر دربارهاش حرف میزنیم.
قتل معمولاً یک قربانی دارد.
خیانت، گاهی چند قربانی میسازد: کسی که به او خیانت شده و حتی خودِ فردی که خیانت کرده.
۳/ از آن طرف، برخلاف تصور رایج، خیلی از خیانتکارها هم زندگی راحتی ندارند. عذاب وجدان، احساس شرم، از دست دادن احترام به خود و فروپاشی روانی و روابط بعدی، گاهی سالها همراهشان میماند.