مرغ سحر رو همهی ما خوندهایم. سر خاک، تو خیابون، زیر لب. اما اسم مردی که آهنگش رو ساخت، روی ی�� سنگ قبر در لسآنجلسه.
مرتضی نیداوود؛ پسرِ کوچههای عودلاجان، شاگرد درویشخان، کسی که صدای قمرالملوک وزیری رو کشف کرد و شبی که قمر برای اولین بار در تاریخ ایران بیحجاب روی صحنه رفت، پشت سرش تار میزد.
در ایرانی که به نوازنده میگفتن مطرب و ساز زدن بیآبرویی بود، حافظهی موسیقی این سرزمین روی دوش کسانی موند که جامعه از قبل بیرونشون گذاشته بود. همونهایی که خیلیها بهشون میگفتن نجس، شدن نگهبان پاکترین چیزی که این فرهنگ داشت.
نیداوود کل ردیف موسیقی ایرانی رو، ساعتها و ساعتها، روی نوار ضبط کرد تا گم نشه. بعد انقلاب شد و مردی که حافظهی موسیقی ایران رو نجات داده بود، خودش با یه چمدون و همون تار از ایران رفت و دیگه برنگشت.
سرودِ آزادی ایران رو مرکز ننوشت، پیرامون نوشت. ایرانِ فردا لازم نیست از صفر اختراع بشه؛ نسخهاش صد ساله داره ��و گوش ما خونده میشه، ما فقط اسم آهنگسازش رو گم کرده بودیم.
شما اسم کدوم آدمِ فراموششده رو میخواین دفعهی بعد از سکوت بیرون بکشم؟ همینجا بنویسید.
د�� نیمه آبان ماه ۱۴۰۴، وقتی که فیلمبرداری فیلم «دادگاه تاریخ» را به پایان بردیم، هرگز گمان نمیبردیم که تنها دو ماه بعد، جمهوری اسلامی دست به جنایتی چندان بزرگ خواهد زد که نه تنها بر جنایتهای گسترده و فراوانش در نیم قرن گذشته سایه اندازد، بلکه حتی نظیری برایش در تاریخ ایران و جهان نتوان یافت.
جمهوری اسلامی در ۱۸ و ۱۹ دی ماه، فقط در چند ساعت دهها هزار تن از شهروندان ایرانی را کشت، دهها هزار نفر را مجروح و دهها هزار نفر دیگر را بازداشت کرد تا اندکی بعد به اسم اعدام و در لباس بیقوارهای به اسم قانون، دست به قتل آنان در زندانها بزند.
این کشتار و سپس جنگی که جمهوری اسلامی بر ایران و ایرانیان تحمیل کرد، نمایش این فیلم را که قرار بود در فروردین ۱۴۰۵ در حاشیه نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو انجام گیرد، بهناگزیر به تاخیر انداخت.
با این همه، تداوم جنایت و سوء استفاده از قو�� قضاییه بهعنوان بازوی اجرایی بیداد و سرکوب و قتل، حتی بیش از گذشته، مسئولیت جمعی ما برای اندیشیدن به نحوه اجرای عدالت در فردای پس از جمهوری اسلامی را سنگینتر کرده است.
چگونه میتوان و باید هم به اجرای عدالت برای ملتی دادخواه متعهد ماند و هم، چرخه خشونت را در هم شکست و سرانجام به یکی از اصلیترین خواستههای مردم که از انقلاب مشروطه تاکنون عملا تحقق نیافته، دست یافت و دستگاهی دادگستر بنیان نهاد که در آن، دادرسی در نهایت انصاف و عدل، شفافیت و با رعایت حقوق همگان، از شاکیان تا متهمان، و براساس قوانین پذیرفتهشده جهانی و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنو��نسیونهای بینالمللی صورت گیرد.
دادگاه تاریخ، تلاشی برای به تصویر کشیدن چنین دادگاهی در ایرانِ رها شده از چنگ جمهوری اسلامی است؛ دادگاههایی که میتوانند تضمینکننده مسیر جمعی مردم ایران برای رسیدن به دموکراسی و آزادی و عدالت باشند و همچون فانوسی در طوفان حوادث، ساحلی را به ما نشان دهند که در آن ما یک بار برای همیشه از چرخه خشونت و تکرار آن رهایی یافتهایم.
همه امید ما این است که این فیلم مستند و داستانی، گامی در راستای تقویت همه تلاشها در این جهت و کمکی به جنبش بزرگ دادخواهی مردم ایران باشد.
ساخت این فیلم بدون مشارکت بیدریغِ همه عوامل فیلم و یاری و مشورت بسیاری از حقوقدانان، کنشگران مدنی و سیاسی، سینماگران و هنرمندان و از همه مهمتر دادخواهانی که در همه این سالها با همه دشواریها، سوگ و اندوه و خشم و امید خود را نیروی برافراشتن پرچم دادخواهی کردند و این جنبش را به یکی از پایههای اصلی دموکراسیخواهی و پایبندی به حقوق بشر بدل ساختند، ممکن نبود.
دست همه این یاران را میفشاریم و امید آن داریم که این فیلم توانسته باشد بخشی از تلاش و نیز امید و رویای آنان را به تصویر کشیده باشد و تاکیدی دوباره بر این واقعیت باشد که بدون یک دستگاه قضایی مستقل، رسیدن به آزادی و عدالت، همچنان رویایی دوردست باقی خواهد ماند.
#جمشید_برزگر و #سعید_دهقان @vakilroaya
#دادگاه_تاریخ
#TheCourtOfHistory
مستند تاتر تصویری جمشید برزگر همکار زمان دور را دیدم،ازنظر فرم کار تازه یی بود،یک نوع خیال اندیشی که قابلیت تحقق اش با شکل و شمایلی که عرضه می کند ممکن نیست،بعد ازبراندازی فرار از خشونت محال می شود،اصولا دادگاه تاریخ وجود ندارد که قضاوت فیصله بخش را ممکن کند.چون تاریخ هرگز به
فیلمِ«دادگاه تاریخ»، به کارگردانی جمشید برزگر، که یکی دو روز پیش همرسان شد، اثری است زیبا، تاملبرانگیز و تجربهای موفق.
فیلمِ مستندگونه در بارهی رخدادی که هنوز رخ نداده، تجربهای است به نسبت تازه در سینمای ایران.
محاکمه حنایتکاران علیه حقوق بشر در دادگاههای مبتنی بر موازینِ عدالتِ انتقال��، نه تنها آرزوی همه ما، که از نیازی های مبرمِ جامعه و کاری است مهم در ثبتِ قبحِ جنایت در حافظه جمعی. ثبتِ قبحِ جنایت در حافظه جمعی گامی است مهم در جلوگیری از تکرارِ جنایت.
در این فیلم، که بعدی آموزشی نیز دارد، بحثهای حساسی چون مسئولیتِ فردی و نسبتِ انسان با قانونهای ضدبشری و.. با زبانی تصویری و در بافتی روائی مطرح میشود.
بهره گیری مناسب از تکنیکِ فاصلهگذاری (وقتی بازیگران رو به دوربین نامِ واقعی خود را میگویند / گنجاندنِ دو مصاحبه رسانهای در فیلم ، و به ویژه انتقاد یک مصاحبهشونده از دادستانِ دادگاه،) در برساختنِ فضای مستند، فرم و ساختار و القای مستند بودنِ فیلم، نقشی خلاقانه و موثر دارد.
ضرباهنگ و ریتمِ مناسب فیلم صحنههای دادگاه ��ا پرکشش میکند.
به امید آنکه آرزوی زیبای کارگردان و دیگر سازندگانِ فیلم، برگزاری دادگاههای عدالتِ انتقالی و محاکمه جنایتکارانِ علیه حقوقِ بشر در ایران، روزی نه چندان دور، جامه واقعیت بپوشد.
خبر سوءقصد به جان آقای فؤاد پاشایی، دبیرکل حزب مشروطه ایران (لیبرال-دموکرات)، عمیقاً تأسفبار و نگرانکننده است.
به صراحت، بدون هیچ لکنتی و فارغ از هرگونه تفاوت و اختلاف سیاسی، این اقدام قبیح و بزدلانه را محکوم میکنم.
پیشتر درباره خطر آغاز دوباره موج ترورهای فرامرزی جمهوری اسلامی هشدار داده بودم. تجربه نشان داده است که جمهوری اسلامی در دورههای بیثباتی، فشار و احساس ضعف، همزمان میتواند به تشدید سرکوب در داخل و افزایش تهدید علیه مخالفان در خارج از مرزها روی بیاورد. این سابقه ایجاب میکند که همه مخالفان جمهوری اسلامی با هوشیاری و جدیت، مسئله امنیت را دستکم نگیرند.
در عین حال، مخالفت با جمهوری اسلامی اگر قرار است معنایی داشته باشد، باید بر اصولی روشن استوار باشد. شاید یکی از بنیادیترین این اصول، رد و محکومیت بیقیدوشرط هر شکل از خشونت سیاسی باشد؛ فارغ از اینکه قربانی چه کسی است، چه عقیدهای دارد و تا چه اندازه با ما اختلاف سیاسی دارد.
سیاست باید میدان گفتوگو، نقد و رقابت اندیشهها باشد؛ نه تهدید، ارعاب و حذف فیزیکی مخالفان.
برای آقای پاشایی آرزوی بهبودی سریع و کامل دارم و امیدوارم هرچه زودتر سلامت خود را بازیابند.
امروز تولدمه. و امسال به جای کیک، برگشتم به محلهای که توش بزرگ شدم: ویلا.
جایی که همسایهی زرتشتی، کافهچی ارمنی، و افسانهی یه زن مجارستانی به اسم ایرن، که وسط جنگ جهانی دوم از اروپا فرار کرد و تو تهران رستوران پاپریکا رو باز کرد، همه یهجا جا میشدن. یه روزی این خاک جای امنِ آدمهای دنیا بود.
بعد اومدن. ساختمونها رو خراب کردن، مغازهها رو بستن، حتی اسم خیابون رو هم عوض کردن. ولی یه چیزی رو حساب نکردن: هالهی یه محله تو دیوارهاش نیست، تو حافظهی آدمهاشه. و حافظه رو نمیشه مصادره کرد.
میخواستم ازتون بپرسم محلهی بچگیتون کجا بود، بعد یادم افتاد تو ایرانِ امروز همین سؤال هم میتونه دردسر بشه. ببین به کجا رسیدیم؛ نوستالژی هم امنیتی شده.
پس آدرس نمیخوام. به جاش یه بو بنویس، یه طعم، یه صدا از بچگیت. اینا آدرس ندارن، ولی خونه رو زنده نگه میدارن.
آرزوی تولدم؟ سال دیگه همین سؤال رو بیترس بپرسم و شما بیترس جواب بدین.
#خیابان_ویلا #تهران_قدیم
او کیست که اسمش را هر روز صدا زدیم، بیآنکه بدانیم یک انسان بود؟ 📖
سه نسل از ایرانیها گفتند «حییم را بیاور» و منظورشان یک کتاب بود. اما پشت آن جلد سرمهای، مردی از محلهی عودلاجان ایستاده بود؛ پسر یک لحافدوز یهودی که چهل سال، هر روز قبل از طلوع آفتاب، واژه به واژه پلی میان فارسی و جهان ساخت، تنها، بیبودجه، بیچشمداشت.
کاری که در آکسفورد یک ارتش پژوهشگر انجام داد، در ایران بر شانههای یک نفر ایستاد.
و نکتهای که شاید ندانید: «حییم» در عبری یعنی «زندگی».
این قسمت دربارهی مردی است که مهمانِ تاریخ ما نبود؛ معمارش بود.
ویدیوی کامل را ببینید و بنویسید: قسمت بعد سراغ کدام چهره بروم؟ 👇🏻
#سلیمان_حییم
#یهودیان_ایران
Children and teenagers are being hanged in Iran for demanding freedom. Iranian women are in the death row and waiting to be executed.
Where are the U.S. protesters Where is Mamdani?
Please listen and be our voice.
🔴#فوری | مسیح علینژاد خطاب به ممدانی، شهردار نیویورک
مسیح علینژاد، فعال حقوق بشر ایرانی، در یک برنامه زنده تلویزیونی مستقیم خطاب به شهردار نیویورک، زهران ممدانی، گفت «من مخالف ریاکاری تو ه��تم، آقای شهردار.» او ممدانی را متهم کرد که با صدای بلند درباره ی نتانیاهو و فلسطین موضعگیری میکند، اما درباره ی جنایات جمهوری اسلامی علیه مردم ایران کاملاً سکوت کرده است؛ همان رژیمی که معترضان را اعدام میکند، زندانیان سیاسی را شکنجه میکند و تروریسم را در سراسر منطقه صادر میکند.
این فقط یک درگیری سیاسی نیست، بلکه افشای الگویی از سیاستمداران غربی است که «حقوق بشر» را مثل یک لباس نمایشی به تن میکنند، فقط زمانی که به نفعشان است و هرگز زمانی که باید مستقیم با تهران روبه رو شوند.
@TheStoryFNC
@AlinejadMasih
I’m a woman from the Middle East. I wasn’t afraid of the Islamic Republic when it turned our bodies into battlefields. Do you think I’m afraid of Mamdani and his supporters who turn dead children into political props?
Spare me the lectures from people who discovered the Middle East on TikTok.
Arrest Netanyahu. But why aren’t you brave enough to stop Iranian regime terrorists from coming to New York? If you really care about teenagers, this regime is hanging innocent children in Iran for demanding a normal life. I won’t keep silent in the face of your hypocrisy!
این روزها از تهران دو تا صدا میشنوی: یکی میگه مذاکره، یکی میگه موشک. و همه دارن بحث میکنن کدوم جناح قویتره. ولی سؤال اشتباهیه، چون این دو تا صدا، دو تا جناح نیستن؛ دو تا نقشان تو یه نمایش، با یه کارگردان.
یه بار این فیلم رو دیدیم؛ اسمش «اصلاحات» بود. بیست سال طول کشید تا بفهمیم آسانسورش فقط یه طبقه میره: بقای نظام. حالا همون سناریو با گریم جدید برگشته، فقط این بار تماشاچی اصلیش واشنگتنه.
تو این ویدیو گفتم چرا این کبوتر و باز، آخرش فقط یه برنده داره و چرا همین اجبار به نقاب عوضکردن، بزرگترین اعتراف به ضعفه.
کامل ببین، بعد بیا زیر همین پست بگو: اولین بار کِی فهمیدی این بازی دو نفره، یه بازیگر بیشتر نداره؟
اگه به نظرت این زاویه رو بقیه هم باید ببینن، بفرستش برای اونی که هنوز دنبال «جناح خوب» میگرده.
پلاسکو رو همه یادشونه. سازندهش رو نه. 🧵
حبیب القانیان، یهودیِ بچهمحلِ عودلاجان، مردی که پلاستیک رو سر سفرهی کارگر آورد و اولین آسمونخراش ایران رو ساخت.
بهمن ۵۷ خارج از ایران بود. امن. برگشت. گفت: «من دزدی نکردم، از چی فرار کنم؟»
اردیبهشت ۵۸ جوابش رو گرفت: دادگاه بیستدقیقهای، بدون وکیل، تیربارون.
جرمش؟ موفق بودن و یهودی بودن.
اون گلولهها اول یه راه بودن، نه آخرش. قصهی کاملش رو تو ویدیو ببین و آخرش یه زاویهای از پلاسکو که احتمالا هیچوقت بهش فکر نکردی.
این ویدیو رو برای کسی بفرست که پلاسکو رو یادشه ولی القانیان رو نمیشناسه.
The Islamic Republic’s first message to Iran’s Jews was a firing squad. This is the story of Habib Elghanian, the man who built Tehran’s first skyscraper, and was executed by the same regime that later let it burn.
بمب میریزه، ولی میز رو باز گذاشته. چرا؟
تفاهمنامه تموم شد، توافقی در کار نیست، حملهها هم هر شب ادامه داره. ولی واشنگتن هنوز یه صندلی خالی نگه داشته. خیلیها فکر میکنن این یعنی راه دیپلماسی هنوز بازه. به نظر من دقیقاً برعکسه: اون صندلی پیشنهاد صلح نیست، درِ خروجه.
توی این ویدیو حرف از این میزنم که چرا الگوی لیبی و سوریه هیچکدوم به تنهایی جواب ایران رو نمیده، چرا درسی که جمهوری اسلامی از قذافی گرفت از اساس اشتباه بود، و چرا شاید این بار اونی که جام زهر رو میخوره اصلاً رهبر نباشه.
سه راه بیشتر نمونده: تسلیم پشت میز، کودتا از درون، یا فرسایش تا فروپاشی. شما کدوم رو محتملتر میدونید؟
ویدیوی کامل، لینک تو بایو / کانال یوتیوب.
آینده ایران فقط در خیابان و صندوق رأی ساخته نمیشود؛ در دادگاه، در قانون و در عدالت هم ساخته میشود.
اگر میخواهید درباره عدالت انتقالی، دادخواهی و طراحی چارچوب حقوقی ایرانِ پس از جمهوری اسلامی بیش��ر بدانید، این دو دوره آموزشی رایگان را از دست ندهید.
🔹 «آشنایی با مهارتهای دادخواهی برای ایران از طریق دادگاههای بینالمللی و ترکیبی»
🔹 «آشنایی با مهارت طراحی چارچوب حقوقی دوران اضطرار و گذار در مسیر تدوین و تصویب قانون اساسی دموکراتیک برای ایران» (با همکاری International IDEA)
این دورهها به زبان فارسی، بهصورت آنلاین و رایگان برگزار میشوند و با حضور جمعی از برجستهترین متخصصان ایرانی و بینالمللی حوزه عدالت انتقالی، از جمله پیام اخوان، رها بحرینی، مهرانگیز کار، حسین رئیسی، کریستینا مورای، لاوینیا استن، کارلا فرستمن، الکس نیو، همایون علیزاده، بهار صبا و دیگر صاحبنظران این حوزه برگزار خواهند شد.
همراه با ترجمه همزمان، مترجم زبان اشاره و گواهی معتبر بینالمللی برای شرکتکنندگانی که دوره را با موفقیت به پایان برسانند.
⏳ ظرفیت محدود است.
🗓 مهلت ثبتنام: ۲ مرداد ۱۴۰۵ (۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶)
اگر این موضوع برایتان مهم است، لطفاً این پست را بازنشر کنید تا افراد بیشتری از این فرصت آموزشی بهرهمند شوند.
ثبتنام:
https://t.co/9PJrVRgAzv
جنگ تمام نشده، فقط شکل عوض کرده🔻
میگویند توافق در راه است. اما پشت این خبر، سه واقعیت هست که تیترها نمیگویند. در این ویدیو بدون تعارف گفتم چرا هر توافقی که امضا شود، پایدار نخواهد ماند.
🔴 فردا شب، یکشنبه ساعت ۲۱:۰۰ به وقت تهران، برنامهٔ زندهٔ ویژه روی یوتیوب با دو پژوهشگر مسائل خاورمیانه. کالبدشکافی کامل این توافق، سه سناریوی پیش رو، و سؤالهایی که هیچکس نمیپرسد.
💬 نظر شما چیست؟ این توافق دوام میآورد؟ جوابتان را همین پایین بنویسید، فردا شب در برنامهٔ زنده میخوانمشان.
🔗👇🏻
https://t.co/EEyFT2JfAk