ما داستان دنکیشوت را وارونه زندگی میکنیم.
در حالی که حسابی واقعبین شدهایم و پیمان بستهایم که خنثی و سترون و بیشکوه روزمرگی را بگذرانیم، و مؤمن به پوچی جهان هر عمل قهرمانانهای را به تمسخر بگیریم، میبینیم که آسیابهای بادی واقعا بهما حمله میکنند و ما واقعا میمیریم.
یک بیمار روانپزشکی با وضعیت بسیار وخیم مراجعه کرده بود، پزشک ما به بیمارستان ارجاعشون داد تا بستری بشه و درمان ویژهای بگیره.
به علت شرایط خاصی که داشت ۱۰ روز بستری شد و هیچگونه بیمهای هم نداشت.
هزینههای بیمارستان برای این مدت حدود ۷۰ میلیون تومان شد که با کلی چونه زدن موافقت کردن ۵۰ میلیون تومان بپردازیم.
بیمار مرخص شد و حالش خیلی بهتره.
ممنون از کمکهاتون رفقا.
اگر مایل بودید جزییات بیشتری بدونید به من پیام بدید لطفا.
بیمار روانپزشکی با مشکل شدید مراجعه کرده بود، همسرش هم باهاش میاد ویزیت.
پزشک متوجه شده بود تنها کودک خانواده خیلی خیلی ضعیفه، بررسی کرده بود دیده بود بچه مشکل سوءتغذیه شدید داره، و رشدش شدیدا با بحران مواجه شده.
علت رو جویا شده بود که چرا رسیدگی نمیکنند، پاسخ این بود:
پول نداریم.
مشخص شد درآمد این خانواده سهنفره در یک ماه جمعا حدود ۶ میلیون تومانه.
پیگیر شدیم ببینیم چه میشه براش کرد.
دیدی آینهبغلِ ماشین نقطه کور داره؟ به آینه نگاه میکنی و ماشین کناری را نمیبینی.
میخوام بگم نظام باورها و عقاید ما همینجوریه، هی بالا و پایین میکنی و با خودت میگی همه چی درسته، اما یادت باشه سیستم قضاوت ما هم نقطه کور داره، پس همیشه یه جایی برای شکّ بذار.
پس روادار باش.
تازه تمرکز کرده بودم روی پروژه فلسفه حقوق و داشتم پروپوزال مینوشتم براش که اینطور.
زندگی برای بار هزارم نشونم داد:
عرصهٔ شطرنجِ رندان را مجالِ شاه نیست.
این بحث نقطهی کورِ معرفتی بامزهتر میشه وقتی میبینم دارندهی مدال طلای جهانی المپیاد یا استاد فلسفه هم ازش در امان نیست.
کسی که مدال المپیاد گرفته لابد باهوشه دیگه نه؟ *نخبه* است مثلا. بعد خندهات میگیره وقتی میبینی همینها در بعضی مسائل چــقـــدر متعصب و خام و پخمهاند.
دیدی آینهبغلِ ماشین نقطه کور داره؟ به آینه نگاه میکنی و ماشین کناری را نمیبینی.
میخوام بگم نظام باورها و عقاید ما همینجوریه، هی بالا و پایین میکنی و با خودت میگی همه چی درسته، اما یادت باشه سیستم قضاوت ما هم نقطه کور داره، پس همیشه یه جایی برای شکّ بذار.
پس روادار باش.
این بحث نقطهی کورِ معرفتی بامزهتر میشه وقتی میبینم دارندهی مدال طلای جهانی المپیاد یا استاد فلسفه هم ازش در امان نیست.
کسی که مدال المپیاد گرفته لابد باهوشه دیگه نه؟ *نخبه* است مثلا. بعد خندهات میگیره وقتی میبینی همینها در بعضی مسائل چــقـــدر متعصب و خام و پخمهاند.
تازه تمرکز کرده بودم روی پروژه فلسفه حقوق و داشتم پروپوزال مینوشتم براش که اینطور.
زندگی برای بار هزارم نشونم داد:
عرصهٔ شطرنجِ رندان را مجالِ شاه نیست.
@AdelTalebi بهگمونم مخاطب هم میتونه پرسشگر و نقاد باشه اما خب اخلاق نقد رو باید رعایت کنه.
از این نظر در تخاطب موفق همیشه توافقی پنهان هست مبنی بر بهرسمیت شناختن طرف مقابل، احترام گذاشتن به او و در نهایت ارجاع به یک منطق مشترک.