همیشه میگفتم ادم باید طوری زندگی کنه که در نهایت ۴ نفرو واسه خودش داشته باشه..
الان میفهمم چرا خوب و بد بودن حال روزمرهم، بستگی داره به نوع برخورد بقیه باهام!
هدفِ "حال خوب" از مسیرِ "بقیه" رد نمیشه
نه خونه برام خونهست، نه خوابگاه. نه میخوام ایران بمونم، نه میلی به رفتن دارم. نه میتونم جهلم رو تاب بیارم، نه اشتیاقی به دونستن دارم. نه میخوام ازشون دور باشم، نه میتونم نزدیکی رو تحمل کنم. خسته، غمزده و تاریکم و قلبم خالیه. نه میخوام زنده باشم و نه آماده مرگم. این پوچیه.
کاش هر چیزی، رابطه ای، عشقی
تو اوج خودش تموم میشد..
مرور خاطرات خیلی بهتره از موندن و دیدن نابودی و بی حس شدن از اون چیزی که قبلا حالتو خیلی خوب میکرد 🚶♂️