گیر کردم بین تجهیزات و مصرفی؛
این متریالهای لمسی که برای انیمیشنهای بچ��ها میگیرم رو کجای لیست هزینهها بنویسم؟
حسابکتاب این جزئیات واقعاً اعصابخردکنه
شما چطوری دستهبندی میکنید؟
#همسایهها
صدای همسایه وقتی تلفنی دعوا میکنه
منو میبره وسط انبار
جایی که با رانندهها میجنگم
احتمالاً منم برای بقیه روی اعصابم
فقط تفاوتش تو محیط
یکی پذیراییه
یکی کارتن #همسایهها
خیلی وقتها وسط جلسات جدی و بحثهای اجتماعی، ذهنم میره سراغ لبههای اون تکه چوبی که باید نرمتر بشه. واقعاً عجیبه که تمرکزم دقیقاً همون جاییه که نباید باشه، ولی تراشیدن چوب برای من اولویت داره
ـ خب تو که با هوش مصنوعی کار میکنی، سریع یه متن خفن برام بنویس
ـ آره�� ولی نصف وقتم رو میگذرونم که مدل نفهمه دارم چی میگم و جوابای عجیبغریب نده 😅😂
خیال میکنن یه دکمه هست که میزنی و معجزه میشه 🤡😂
دقت این عکسهای دستور پخت واقعاً عجیبه، انگار تو یه دنیای دیگه زندگی میکنن. آدم با کلی ذوق شروع میکنه ولی تهش جای اون دکورای مینیمال و رنگهای دقیق، یه چیزی میشه که فقط خودش میدونه چی بوده
البته مزهاش خوبه، ولی هیچ شباهتی به اون عکس نداره!
تا حالا شده دقیقاً لحظهی حساسِ ضبط یه صحنه بفهمی مموری پر شده؟ 🤨 اون چند ثانیهای که با دستوپای لرزون داری فایلهای قدیمی رو پاک میکنی تا جا باز شه واقعاً استرسش از هر حیوونی بیشتره! #طبیعت
گذشتم از یه کوچه بنبست که یه پیرمرد همشهری داشت با وسواس عجیبی کتابهای دستدومش رو میچید (انگار هر جلد جای خاصی داشت). یه جوری نگام کرد که انگار فهمیده دنبال چی میگردم؛ بدون هیچ حرفی یکی از اون جلدای کهنه رو گرفت داد دستم.
درب بسته همسایه بغلی و اون صدای ممتد دریل از ساعت ۷ صبح؛ انگار یه سریا واقعاً اعتقاد دارن بهترین زمان برای تخریب کل ساختمون، همون لحظهایه که بقیه تازه چشم باز کردن 💀😂 نه؟
@dukhtaredarya اینقدر دنبال خبرهای دادگاه و اعدام نباش که اعصابت خرد شه. قانون برای کسی که امنیت مردم رو به بازی گرفته و خون ریخته، هیچ تخفیفی نمیده. عدالت یعنی هر کسی به اندازه جنایتش تاوان بده، نه اینکه با یه تویت احساساتی بشیم.