🚨درود دوستان،🚨
این ویدیو رو تا میتونید شیر کنید و دوباره بیارید توی تایملاینها.
بانو لورا لومر از پرزیدنت ترامپ میخوان که شاهزاده رضا پهلوی رو به کاخ سفید دعوت کنن و جلسهای با ایشون و ایلان ماسک داشته باشن.
I had the honor of meeting Crown Prince Reza Pahlavi in Paris to discuss our 2,500-year biblical bond, and work towards a free and democratic Iran.
Beyond supporting the Iranian people's fight for liberty, I announced the launch of the Iran Peace and Prosperity Fund - a global private investment initiative designed to mobilize international business and capital to rebuild Iran’s economy the moment the regime falls.
To mark this turning point, I presented him with two Jerusalem-stone Mezuzahs, inscribed by an Iranian-Israeli scribe. One will hang at the future Israeli Embassy in Tehran, and the other at the Iranian Embassy in Jerusalem.
We stand shoulder to shoulder with the brave people of Iran as we prepare for a future of freedom, peace, and mutual prosperity.
صداوسیما میزنه، رویترز میزنه، سی ان ان می زنه، بیبیسی میزنه، صدای آمریکا میزنه، رادیو فردا میزنه، ایرانوایر میزنه، توانا میزنه، یورونیوز میزنه... در این مرد چه دیده اید که اینطور وحشت به جانتان افتاده است؟
شاهزاده رضا پهلوی در پاریس با سیلوان آدامز، رئیس شا��ه اسراییل کنگره جهانی یهودیان، دیدار و درباره آیندهای آزاد و دموکراتیک برای ایران و برقراری دوباره روابط دیپلماتیک میان ایران آزاد و اسرائیل گفتوگو کرد.
در این دیدار، آقای آدامز با تأکید بر حمایت یهودیان جهان از چشمانداز شاهزاده رضا پهلوی برای ایرانی آزاد و دموکراتیک گفت:
«ما شانهبهشانه شما خواهیم ایستاد.»
شاهزاده رضا پهلوی نیز با اشاره به ریشههای تاریخی روابط دو ملت گفت:
«آنچه ما در پی تحقق آن در قرن بیستویکم هستیم، در واقع دو هزار و پانصد سال پیش آغاز شده است.»
به نشانه امید به آینده، سیلوان آدامز دو مزوزای ساختهشده از سنگ اورشلیم را به شاهزاده رضا پهلوی هدیه داد، یکی برای سفارت آینده اسرائیل در تهران و دیگری برای سفارت آینده ایران در اورشلیم.
طومارهای درون این مزوزاها به دست یک کاتب مذهبی اسرائیلی ایرانیتبار نوشته شدهاند، نمادی از پیوند تاریخی ایران و اورشلیم و امید به آیندهای که در آن آزادی مردم ایران، راه را برای صلح، همکاری و شکوفایی مشترک باز خواهد کرد.
آقای آدامز در جایگاه سرمایهداری بسیار موفق، همچنین آمادگی خود را برای سرمایهگذاری و مشار��ت در بازسازی ایران آزاد اعلام کرد و ابراز امیدواری کرد که بهزودی در تهران، در کنار مردم ایران، شاهد آغاز فصل تازهای از روابط میان دو کشور باشد.
شش ماه پیش، در چنین شبی، تهران در تاریکی فرو رفت. سراسر ایران در تاریکی فرو رفت. اما حتی آن تاریکی نیز نتوانست میلیونها ایرانی را در خانههایشان نگه دارد.
۱۸ و ۱۹ دیماه تنها دو شب برای اعتراض نبود. شبهایی بودند که سکوت ایران شکست. میلیونها نفر به خیابانها آمدند، میدانها را پر کردند و بر بام خانههایشان ایستادند، اما رژیم با گلوله به آنان پاسخ داد. در آن چهلوهشت ساعت، دهها هزار تن از هممیهنانم جان خود را از دست دادند. از آن روز تا این لحظه نیز دهها هزار نفر دیگر بازداشت، شکنجه یا به مرگ محکوم شدهاند.
آنان مصمم و با شهامت به خیابان آمدند. من هر روز به آنان میاندیشم. در آن دو شب، هممیهنانی را از دست دادم که هرگز فرصت دیدارشان را نخواهم یافت. برای من عدد ۴۰ هزار هرگز یک آمار نیست. هر بار که آن را میشنوم پسری را می��ینم که دیگر هرگز به آغوش مادرش بازنگشت. دختری را میبینم که همیشه جای او بر سر سفره خانوادهاش خالی خواهد ماند. هر یک از آنان را چون فرزند، برادر یا خواهر خود میدانم و سنگینی بار نام تکتک آنان را بر دوش خود احساس میکنم. اما هر هفته که با خانوادههای جانباختگان دیدار میکنم، اراده ملتم برای ادامه این راه استوارتر میشود. فرزندان آنان بیهوده جان ندادند. آنان برای آزادی جان دادند، و با سربلندی جان دادند.
تاریخ فداکاری این زنان و مردان را از یاد نخواهد برد، و من نیز نخواهم گذاشت نام و راه آنان فراموش شود. همانگونه که مقاومتگران اروپای اشغالشده در برابر استبداد ایستادند و همانگونه که انقلابیون آمریکا برای آزادی جنگیدند، فرزندان ایران نیز ایستادگی کردند. اما شجاعت آنان، ویژگی دیگری داشت. آنا�� نه ارتشی داشتند، نه پشتیبانی هوایی، و نه هیچ پشتوانهای جز باور به آرمانی که برای آن برخاسته بودند. با اینهمه، ایستادند. ملتی یکپارچه تصمیم گرفت در کنار یکدیگر در برابر گلولهها بایستد، نه آنکه حتی یک روز دیگر در ترس زندگی کند. مردان و زنان ۱۸ و ۱۹ دیماه در تاریخ ایران بهعنوان نسلی جاودانه خواهند ماند که مرگِ آزاد و سرافراز را بر زندگیِ در زنجیر و زانوزده ترجیح داد.
من تنها این را به جامعه جهانی میگویم: اجازه ندهید آنچه در اتاقهای مذاکره در ژنو یا اسلامآباد رقم میخورد، حقیقت آنچه را در خیابانهای تهران، مشهد و کرمانشاه رخ داد، به فراموشی بسپارد. آنان برای آزادی جان دادند و با آزادی ایران، تنگه هرمز گشوده خواهد شد، تهدید هستهای پایان خواهد یافت و ما به صلح واقعی دست خواهیم یافت.
به هممیهنانم گفتهام آنچه شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه آغاز کردید، مسیری بازگشتناپذیر است. ما با هم جایگا�� شایسته کشورمان در جهان را بازپس خواهیم گرفت، عزت ملی خود را احیا خواهیم کرد و یاد قهرمانانمان را با ساختن ایرانی آزاد زنده نگه خواهیم داشت. اکنون زمان آن است که درنگ کنیم، دوباره نیرو بگیریم، و بار دیگر خود را وقف پیروزی کنیم.
ما یاد جانباختگان را با به پایان رساندن راهی که آغاز کردند گرامی میداریم. ایران آزاد دیگر یک امید نیست. یک قطعیت است.
و جهان باید بداند که هممیهنان دلیر من تنها برای آزادی خود نمیجنگند، آنان برای صلح و ثبات جهان نیز مبارزه میکنند.