از شما چه پنهون از اینکه زندگی بالاخره راهشو پیدا میکنه متنفرم! شب میخوای خودتون بکشی و فرداش با دیدن بازی گربهها روی چمن قلبت ذوب میشه. نا امید شو دیگه کسکش.
دوستم چند ماه اصرار میکرد با یکی برم دیت چون طرف اقا و خوب و معقوله
هیچی دیگه رفتیم تا نشستیم عکس یه بچه رو نشونم داد گفت عشق و عمر منه این بچه
گفتم خداحفظش کنه خواهر زادته؟ گفت نه بچگی خودمه
منتظر بودم شوخی باشه ولی نه کاملا جدی بود
تاحالا نارسیست به این واضحی ندیده بودم