از هم طلاق گرفتند توی جلسات مشاوره که میومدن، خیلی رفتارهای پرانرژی و خوبی نسبت به هم داشتن
با هم شوخی میکردن و موقع رفتن هم بهش میگفت ماشین نگیر، خودم میرسونمت
ازش میپرسید ناهار خوردی؟ و ...
گفتم نمیشه ادامه بدین؟
یکیشون گفت بهم آسیب میزنیم، بعضی وقتا دوست داشتن در نبودنه!.
«بعدها شاید میانمان،
شهرها فاصله خواهد افتاد.
شاید دیگر اتفاقی وسط خیابان هم،
یکدیگر را نخواهیم دید.
حتّی شاید روزی یکی از ما که مُرد،
دیگری روحش هم خبردار نخواهد شد.»
- ناظم حکمت؛ فارسیِ سیامک تقیزاده.
سلام عزیزم.
شاید یه روز اینو ببینی شایدم نه.
میخوام بدونی که متاسفم، ببخشید که هر چی سعی کردم زورم نرسید که فشار هایی که روت بود رو کمتر کنم.
رفتم چون فکر کردم زندگی به اندازه کافی فشار روی دوشت گذاشته و من راحت ترین باری هستم که میتونی زمین بذاری.
جدیداً ارتباط گرفتن با آدما اینجوری شده که یا هنوز عاشق اکسشه، یا ازت فرسنگها دوره، یا داره مهاجرت میکنه، یا ازت سالها بزرگتره، یا با همه حرف میزنه و اصلا نمیشه روش حساب کرد و یا کلا رابطه نمیخواد و صرفا میخواد وقت بگذرونه. بد زمونهای شده اسماعیل.