عجیب ترین بد مستی که دیدید چی بود؟
با تور رفته بودم کویر مصر دختره ۲۸ سالش بود شب یه گروه سر سفره عرق سفید گذاشتن دختر ۲۸ ساله تازه شکست عشقی خورده بود اون گروه لیوانی میریختن دختره هم سر می کشید بعد سر سفره به دوست دختر رضا فحش می داد رضا منو می خواد نه تورو، صبح هیچی یادش نبود
به یه مریضم گفتم آب و مایعات زیاد بخور که بری زیاد ادرار کنی تا کم کم بهتر بشی، تو همین یه ساعتی که زیر سرم بود تو درمانگاه ۸ بار سرم به دست رفت دستشویی بهش که گیر دادن گفت خانوم دکتر گفته😭 قربونت برم استارتشو از تو خونه میزدی ام دیر نمیشد😭
در این راستا چونکه چند ماهه درگیرم بهتون بگم که منو درنهایت یه املاکی نجات داد که کل مدیریت و باقی افراد خانوم بودن، از دهه ۸۰ تا ۵۰، حرف زدن با املاکی مرد جز استرس و جنگ اعصاب و نا امیدی چیزی برام نداشت.
در یک بازه زمانی که همه چی داره فشار میاره، یهو همه آدم های دورم همزمان تصمیم میگیرن کیری ترین رفتار ها رو نسبتا بهم داشته باشن. به طرز عجیبی و بدون اطلاع از همدیگه.
من کلی برنامه ریزی قابل اجرا برای چند ماه آینده م داشتم که همش نابود شد. با هربار سوپر مارکت رفتن میفهمم جز همین زنده بودن کار دیگه ای نمیتونم بکنم و پلن های قشنگم برای زندگی به راحتی تبدیل به رویا شد.