همهی گروههای حاضر با وجود اختلافات ظاهری، تهدید و آرزوی مرگ و نابودی برای دیگری، جوری در جبههی «ابتذال» و سطحینگری در کنار یکدیگر و برای یکدیگر شمشیر میزنن و فداکاری میکنن که حماسههای معروف جهان دیگه به چشم آدم نمیاد.
@TagDesSeils شماهایی که درخواست حمله داشتید(چقدرم اهمیت داشت درخواستتون) علاوه بر خائن بودن کودنترین انسانهای روی زمین بودید که فکر میکردید «حاجی امریکا بیاد نجاتمون بده». تو که به خوبی یادته من چیا گفتم بهتره از فراخوان فلانی و بیرون رفتن استفاده نکنی.
@TagDesSeils من نمیدونم توی ابله چجوری فکر میکنی. اما مشخصا شما همه در نهایت شبیه به هم هستید و ندید مشخصه که اینایی که «بهتر» شدن و شما توی یک بشقاب غذا میخورید. به هر ترتیب اندازهی تو همون فحش مادره. اینکه من با شما کپیهای دست چندم عبدالرضا همکلام شدم نشان بیارزشی دنیا برای خداست.
@TagDesSeils والله نمیدونم، اما واضحه. چیزی رو نچسبوندی، اما اینکه بخاطر ریتوییت و دوستی با کسی که فلان عقاید رو داره من رو به گروهی نسبت بدی دلیلش فقط دگماندیشی ناشی از لقمهی حرامه. اما خب توی گوساله رو چه به فهمیدن این چیزا.
@TagDesSeils در حال حاضرهم مشخصه که اکثریت مردمی که این لقب رو بهشون میدی شبیه به کی فکر میکنن. شما زنازادهها هرچقدرهم به هم فحش بدید در نهایت در یک سنگر و در کنار هم میمونید.
@TagDesSeils اگر در زندگی بیارزشت کاری بجز این ترولهای بومرانه و بیمزهی توییتری کرده بودی متوجه میبودی جملهای که گفتی در مورد هرکسی صادقه بجز من. سعی کن با این استدلال که برای هیچکس مهم نیستی از گذشتهی کثیف خودت مووآن کنی و نفرتت از خودت رو جلوی ما با این فحشهای دبیرستانی تخلیه نکنی.
@TagDesSeils مسائل بین من و آقای خامنهای دلیل نمیشه که تو آرام نباشی. بهت قول میدم با این بالا پایین پریدنها و این ذهنیت دبیرستانی که «حاجی فحش مادر بدم ناراحت شه» نه گذشتهای که ازش خجالت میکشی پاک میشه و نه قراره از ابلهی که هستی تبدیل به چیز بهتری بشی.
کسی نمیتونه شرایط سر راستی مثل درگیری نظامی کشور رو در روایت خودش جا بده و زیربنای همهی گفتارها نجات روان، هویت و غرور گویندهست. مردمی که ناخودآگاه و دستهجمعی چارهی مشکلات خویش را در زمینهای بزرگ سیاست و جامعهشناسی میجویند، نه روانشاسی.
پای صحبت مردم عادی میشینی هیچ نسبتی با حقیقت ندارن. میری بین مردم توی خیابون در بین همفکران خودشون ایزوله شدن. وارد نشستهای روشنفکری میشی فکر میکنی رفتی مهدکودک. میری توی دانشگاه، دلت برای همون مردم عادی تنگ میشه. اپوزوسیون نفرتانگیزه و نیروی حاکم رقتانگیز.
این دوستان نمیخوان میدون انقلاب رو خالی کنن؟ حالا من زیاد مشکلی ندارم، این بندگان خداهم آدمن؛ اما از نظر روحی و جسمی به دیدن حالت عادی اینجا در طول روز نیاز دارم. ساعتی هست که نباشن و سر و صدا نباشه؟
هربار اینجا رو باز میکنم یه چیزی میبینم که تا سه روز ذهنم مشغول میشه روی اینکه چگونه یک موجود شکارچی میتونه تبدیل به چنین چیزی بشه؟ بجز اینکه اینا تو آی یه چیزی میریزن چه دلیلی میتونه منطقی باشه؟
از اونجایی که میترسم روزی این شهر نابود شه، دارم به طرز منزجرکنندهای ازش استفاده میکنم. همزمان چندتا کار انجام میدم و خیلی زیاد راه میرم. برای یک چیز کوچیک که میتونستم سفارشهم بدم دو ساعت وقت هدر میدم. به زودی میشینم روی زمین خاک رو اسنیف میکنم.