هروقت کسی به زنانِ نویسنده برچسب آپارتمانی چسباند این رمان را بدهید بخواند تا ببیند چطور نویسنده با همان محیطِ مورد تحقیر نرینهها جهانی پر معنا میسازد، دغدغههای روانی و جسمی را توضیح میدهد، و نگاهی تیزبین به جامعهاش میافکند، بیآنکه در دام کلیشهها بیفتد.
خونهشون شهرری بمباران شد. بچه چهار ساعت از طبقه چهارم بین آوار آویزون بود. پدر، مادر و دو خواهرش کشته شدن. فقط این پسر دوازده ساله زنده موند. حالا ایران ویزاش رو تمدید نمیکنه. قاضی بهش گفته همه خانوادهات که مردن، تو هم برگرد افغانستان.
خانوادهاش چهل سال قانونی ساکن ایران بودن
ماشالا ملت همه روضهخون شدند؛ همه تخصص مداحی و آخوندی دارند؛ یکی واسه دی روضه میخونه، یکی واسه آبان. یکی واسه میناب روضه میخونه، یکی واسه شازده، یکی واسه فوتبال.
کلا کمتر میبینی کسی نگه منطقی به موضوعات داشته باشه؛ همه روضهخون!
خطاهای نابخشودنی محور مقاومت
چپ موسوم به محور مقاومتی با تمسک به برداشتی سطحی از تئوریهای پسااستعماری، در مقابل هر نوع جنبش اجتماعی از درون ایران، چند خطای نابخشودنی مرتکب میشود:
- استبداد داخلی را بهعنوان «محور مقاومت علیه امپریالیسم» توجیه میکند؛
۱/۴
✅حکم پژمان جمشیدی صادر شد
✍🏻امتداد-الهه محمدی: شاکی پرونده پژمان جمشیدی در گفتگو با امتداد میگوید حکم این پرونده صادر و به او ابلاغ شده است. طبق گفته او، پژمان جمشیدی به ۹۹ ضربه شلاق تعزیری محکوم شده است.
🔹شاکی پرونده در ادامه با بیان اینکه تمام مدارکی که به نفع او است در پرونده وجود دارد، میگوید او را هرگز نمیبخشد:یک سال است بدون وکیل تنهایی تمام جلسات دادگاه را شرکت کردم.
او میگوید:خودش و وکلایش بارها به ما پیشنهاد پول دادند و ما قبول نکردیم. حتی در جلسه آخر خودش به من گفت آخرین زورت را هم بزن، آخرش فقط همین، واقعا او را نمیبخشم
🔹پرونده پژمان جمشیدی از مهرماه پارسال با بازداشت او خبری شد. او بعد از چند روز با وثیقه آزاد شد. در بهمن ۱۴۰۴ و اردیبهشت ۱۴۰۵ دو جلسه دادگاه در دادگاه کیفری شعبه ۹ برگزار و امروز حکم این پرونده صادر شد.
میخواهم تاکید کنم تمام مستندات و شواهد مربوط به روایتی که در میان گذاشتهام، با وجود تمام فشارها، اتهامزنیها و تهدیدهایی که از سوی مهدی موسوی و اطرافیانش متوجه من و قربانیان دیگر شده، در دسترس است.
من تو نوجوونی فن این متجاوز بودم. تو اپلیکیشن "لاین" براش شعرهایی که نوشتم رو فرستادم و گفت به کارگاهش برم. نرفتم چون شرایطش رو نداشتم و شهرستان بودم.
این روایت میتونست مال من یا تو باشه اگر در زمان لازم در جای لازم میبودیم. همه ما مینا خازنی هستیم.
مینا خازنی روایت آزاری در مورد مهدی موسوی نوشته است. آقای موسوی در واکنش به بازنشر روایت، من را بلاک کردند. پرسش من این است که آیا ایشان بنا دارند توضیحی، بیانیهای و متنی در مورد این روایت بنویسند یا بنای واکنش به روایت آزار شده واکنش نشان ندادن و رد شدن؟
هر روزی که توییت میزنم و محصولاتمون رو معرفی میکنم تعداد سفارش ها کل بچه ها رو امیدوار میکنه که اوضاع داره خوب میشه
این ها محصولاتیه که ما با دست میبافیم
سخمه (جلیقه دست دوز) ؛هنر زنان #سنندج
قیمت هم بی واسطه در سایت خودمون ؛ ۱٫۹۸۰٫۰۰۰ تومانه
https://t.co/ALR6qkf6g3
غذاخوری صفا!
گذری شاید ببینیش، دومین مغازه کوچه بود. نوشتههای روی شیشه شبیه این مغازه قدیمیا بود ولی دو تا پسر جوون میچرخوندنش.
صبونه رو سفارش دادیم گفتم میشه دوتا چایی به ما بدین گفت برو خودت بریز اونجا…
سماور و قوری رو میز بود، آقا ما یه ذوقی کردیم رفتیم چایی بریزیم/۱
ترجمه: نمیتوان محیطزیست را دوست داشت اما نسبت به پیامدهای زیستمحیطی جنگها بیتفاوت بود.
پیام: نمیشود لکه نفتی نزدیک خارگ را فاجعه دانست اما نسبت به آثار محیط زیستی حمله به نفتکشها، پالایشگاهها و … در خلیج فارس بیتفاوت بود. دغدغه حقیقی محیط زیست گزینشی نیست.
گوشواره خوشه،
ساخته شده در روزهای جنگ
در واقع تنها نجات دهنده در روزهای جنگ ساختن همین اکسسوری ها بود
که تصمیم دارم در روزهای آینده پستشون کنم…
امیدوارم دوسشون داشته باشید و با ریتوییت کردن تو فروشش بهم کمک کنید ❤️🩹🫂
شبی که انبارهای بزرگ نفت در دل پایتخت هدف قرار گرفتند و منفجر شدند با اون آلودگی وحشتناک هوا که بدنبال داشت، کلی ابراز شادی کردند. حالا که یک لکه نفت در اطراف جزیره خارک دیده شده، دلسوز و سینه چاک محیط زیست شده اند. فرسودگی زیرساختهای نفتی بر اثر سالها تحریم و سومدیریت حتی پیش از جنگ هم از عوامل اصلی آلودگی محیط زیست ایران بوده و مورد توجه دلسوزان این حوزه.
https://t.co/DLAdsllueT
این پست و پستهای مشابه را فراموش نکنیم!
ببینیم چطور سعی کردند ناپدید شدن #مسعود_مسجودی را عادی و بیاهمیت جلوه دهند. چرا؟ چون مسعود از شاهزاده و جماعتی آزارگر اما همدل آنها شکایت کرده بود…
باید دید آمران و عاملان که بودهاند.
واضحترین نشانه اینکه تبِ پهلوی فروکش کرده این است که در اینستاگرام، همان آدمهایی که همیشه فقط عکسِ کلاب رفتن، ماشینهای اسپرت، باشگاه ورزشی یا بیکینی پست میکردند، اما ناگهان آنقدر «انقلابی» شده بودند که به هر کسی با نظر مخالف فحش میدادند، دوباره برگشتهاند به عکس کلاب و ماشین و باشگاه و بیکینی.
دوستان میشه دست به دست کنین تا این گوشواره ها صاحب خودشون پیدا کنن.
این گوشواره ها موجود و ارسالشون سریع هست.
گوشواره قرمز ۵۸۰
گوشواره سبز ۵۸۰
گوشواره قرمز مربع ۴۸۰
گوشواره اشک لاجورد ۴۸۰
تقدیمتون میشه.
https://t.co/h4cZVHaMgj
«انقلاب شیر و خورشید» تصویری زیبا از ایران عرضه میکند، چون مسئله را به بیرون پرتاب میکند. در این تصویر، ایران خود پاک، باستانی، شریف و بیگناه است. تنها مشکل آن جمهوری اسلامی است؛ نیرویی بیگانه، اشغالی غیرایرانی، انگلی تحمیلشده بر کالبد میهن. این فانتزی آرامشبخش است، چون زیبایی ایران را دستنخورده نگه میدارد: سنت ایرانی بیگناه باقی میماند، گذشته همچنان باشکوه میماند و وظیفهی سیاست ساده میشود. اشغالگر را حذف کنید، و ایران حقیقی بازخواهد گشت.
اما «زن، زندگی، آزادی» این تصویر را خراب میکند. اجازه نمیدهد جمهوری اسلامی را چیزی تصور کنیم که از هیچجا آمده است. این جنبش ما را با حقیقتی دردناکتر روبهرو میکند: جمهوری اسلامی صرفاً چیزی بیرون از جامعهی ایران نیست؛ بلکه همچنین صورتبندی سیاسی برخی عناصر اقتدارگرا، پدرسالار، زنستیز و ضدزندگی است که از پیش در بخشهایی از سنت ایرانی وجود داشتهاند. این حکومت همهی این نیروها را از صفر اختراع نکرد؛ آنها را سازمان داد، تشدید کرد و به قدرت دولتی بدل ساخت.
از همین روست که «زن، زندگی، آزادی» انقلابیتر است. این جنبش فقط خواهان حذف یک حکومت نیست. خواهان بازنگری در خود ایران است: بازنگری در نسبت ما با سنت، زن، بدن، میل، دین، خانواده، شرم، اطاعت، اقتدار و آزادی. اما این به معنای ضدایرانی بودن یا ضدسنت بودن آن نیست. برعکس، این جنبش میکوشد ایران را از شکلهای مردهی خودش نجات دهد. میپرسد کدام بخشهای سنت ایرانی هنوز میتوانند به ما کمک کنند بهتر زندگی کنیم، بهتر عشق بورزیم و زندگی جمعی آزادانهتری بسازیم و کدام بخشها باید نقد، دگرگون یا ویران شوند، چون به ابزار سلطه تبدیل شدهاند.
اما فانتزی شیر و خورشید، انقلاب بدون فقدان روانی میخواهد. به سوژه میگوید: لازم نیست دربارهی ایران، مردانگی، خانواده، ملیگرایی، دین یا سنت بازنگری کنی. فقط کافی است جمهوری اسلامی را حذف کنی، و میهن زیبا بازخواهد گشت. از این جهت، ضدانقلابی است. ایران را بهمثابه تصویر دوست دارد، نه بهمثابه جامعه. میهن را فقط به این شرط دوست دارد که میهن از زبان زنانش، اقلیتهایش، بدنهای زخمیاش و تاریخهای سرکوبشدهاش با او سخن نگوید.
«زن، زندگی، آزادی» همین سوژههای حذفشده را دوباره به قاب بازمیگرداند. ما را وادار میکند ببینیم زیبایی تصویر قدیمی وابسته به نامرئی ماندن بسیاری از انسانها بوده است. زنانی که کنترل شدند، اقلیتهایی که انکار شدند، بدنهایی که شرمسار شدند، میلهایی که سرکوب شدند و صداهایی که خاموش شدند، همگی بازمیگردند و تصویر را برهم میزنند. «زن، زندگی، آزادی» تصویر بینقص ایران را متزلزل میکند؛ دروغ نمیگوید تا واقعاً بسازد. با ساز و کارش هم قدرت سیاسی را به لرزه در میآورد؛ نه که با راهکارهای سیاسیاش خامنهای را جوان کند.
وقاحت یعنی ماهها به مردم بفروشی که «این آخرین نبرده» و جنگ «آخرین راه نجات»، بعد وقتی نه آن نبرد آخرین شد، نه جنگ راه نجات و جمهوری اسلامی موند و وحشیتر از همیشه به جان مردم افتاد طلبکارانه بپرسی: «پس مبارزه مدنی چه شد؟»
مبارزه مدنی هیچ وقت وعده سقوط یک شبه، پیروزی فوری یا توقف فوری اعدام نداده بود. این شما بودید که این رویاها رو میفروختید.
مسئول مستقیم اعدامها جمهوری اسلامیه اما کسانی که جنگ رو نسخه نجات معرفی کردن و هشدارها درباره تشدید سرکوب، امنیتیتر شدن کشور و عقب رونده شدن جامعه مدنی رو نادیده گرفتن امروز حق ندارن طلبکار مبارزه مدنی بشن. اگر مسئولیتپذیر نیستید حداقل وقیح نباشید و فرافکنی نکنید.