قالیباف جانش را برای پوچ، ریسک کرد؟!
🔸 چند روز است به این سوال فکر میکنم که: قالیباف «دقیقأ» میدانست آمریکا چی میخواهد! از قبل میدانست ۴۴۰ کیلو اورانیوم و برنامه موشکی و نیروهای نیابتی را میخواهند. پس چرا از «پناهگاه» بیرون آمد و جان خودش را ریسک کرد تا به پاکستان برود و دوباره همان چیزی را بگوید که جمهوری اسلامی قبلأ گفته بود؟!! یعنی جانش را برای پوچ، ریسک کرد؟! این قضیه با عقل جور در نمیآید… پس شاید یکی از دو اتفاق زیر اُفتاده:
1️⃣ توافق شده! دروغ میگویند توافق نشده. یعنی قالیباف، یا یک شخص بالای نظام، قب��ل کرده گذر از حکومت را انجام دهد، ولی برای جمع آوری اسلحه از کف خیابان و کنار زدن سایر افراد نظامی، نیاز به زمان دارد.
2️⃣ قالیباف و سایرین رفتند تا برای نجات نظام، کُل هستهای، موشکی و نیروهای نیابتی را بدهند ولی غافلگیر شدند چون آمریکا یک خواستهی جدید داشته و آن تغییر «رژیم» به یک «حزب» در کنار سایر حزبهای سیاسی بوده. چیزی مثل کشور عراق، که بعد از سقوط صدام با چند حزبِ شیعه، سنی و کُرد در مجلس اداره میشود. و همین باعث شده مذاکرات به شکست بخورد.
🔹شاید به همین دلیل بود که جیدی وَنس بعد از جلسه گفت: «نمیتوانم تمام حرفهایی که زدیم را فاش کنم». ولی هرچه هست، با عقل جور در نمیآید که قالیباف بعد از چهل روز زندگی موفقِ مخفیانه، از پناهگاه خارج شود، جانشان را مثل لاریجانی ریسک کند، تا پاکستان برود، مواردی که قبل از جنگ و چند روز قبل از مذاکره از آمریکا شنیده بود را دوباره در همان جلسه بشنوَد، بگوید «نه» و برگردد.
ایرانیا کیس مناسبی برای سازمان ملل نیستن
نه مثل سوریه پناهنده میشینو توی خیابون میخوابین نه مثل پالسطین با سس کچاپ خودتونو به مردن میزنین نه مثل سومالی دنبال کامیون غذا میفتین
شرفتونو میگیرین دستتون�� توی خیابون گلوله میخورین که خب این قبول نیس
در شاهنامه فردوسی،سیمرغ به زال سه پَر داد و گفت هر وقت درماندی بسوزان و آرزو کن
پَر اول سوخت، آرزو برآورده شد؛رستم به دنیا آمد.
پَر دوم سوخت,آرزو برآورده شد رستم زنده ماند.
اما پَر سوم هرگز استفاده نشد.فردوسی پَر سوم را برای آیندگان نگه داشت.برای روزی که پَر سوم برای ایران بسوزد