یاد کنیم از فرمانده #فواد_اندرابی، از شجاعت و عزم راسخش برای مبارزه ��لیه تروریسم جهانی و از شوق بیپایانش برای زیستن و فهمیدن و از انگیزه متع��لیاش برای دفاع از مردم، زندگی و امید. یاد فرزندان جگردار هندوکش جاوید باد.
از چهرههای جالب تاریخ افغانستان، یکی امیر عبدالرحمان است. او چنان دست به سرکوب غیرپشتونها و قتلعام بیش از نیم جمعیت هزارهها زده که به او لقب «امیر آهنین» دادهاند. بعد همان امیر مثلاً آهنین، معاهده دیورند را امضا کرده که طرفدارانش در آن مورد میگویند «ولا او بیچاره ضعیف بود»
زمانی که در پشاور پاکستان بودم، گاهی اوقات با جوانان پشتون پاکستان بحث های دوستانه میداشتیم، یک روز بحث دیورند شد و یکی از حاضرین به اسم زاهد که از وزیرستان بود، گفت، مگر ما دیوانه هستیم که یک کشور اتمی را رها کنیم و با افغانستان یکجا شویم؟
۱/۲
دیگری گفت ما هیچ وقت خود را افغان نمیدانیم، هر کسی که خود را افغان میگه، برود به آنطرف تورخم، دیگری گفت، ما خط مترو پشاور را به تمام کابل نمیتیم.
پرونده مرز دیورند برای شهروندان پاکستان و شهروندان افغانستان ختم شده است، لازم نیست که رگ گردن پنداند.
۲/۲
"شبی که فردای آن آمر صاحب شهید شد، تا ساعت ۳ بعد از نیمه شب با مسعود خلیلی و سید نورالله عماد مجلس شعر خوانی داشت. یکبار به آقای عماد گفت که امشب از سیاست صحبت نمی کنیم و از شعر می گوییم. برای خود، مسعود خلیلی و عماد فال حافظ می گرفت ... آمر صاحب بعد از ساعت ۳ خوابید ... "
آیا جنبش رستاخیز تغییر را به یاد دارید که چگونه در زیر رگبار آدمکشان غنی/اتمر به خاک و خون کشیده شد؟ مرام آنها جز عدالت و امنیت چه بود؟ چرا با آن جنبش و مادران دلشکستهی آن شهدا هیچ همدردی نداشتید، اما اکنون برای یک جریان برونمرزی و بیگانه خوشبُلُکی و لَخشهگی می کنید؟