میوههای رسیده و خوشرنگ
همه میگن هرچی براقتر و یکدستتر، بهتر
←
واقعیت اینه که اونایی که یه کم لک دارن یا کج و کولن، معمولاً طعم واقعیتری دارن؛ انگار هر چی طبیعیتر و نامرتبتر باشن، شیرینترن
بچهها وقتی بزرگ میشن، آدم یهو میبینه اون همه تلاش برای نظم دادن به زندگیشون، جلوی یه لجبازی ساده یا یه جواب کوتاه «نمیدونم» کاملاً بی اثر میشه. انگار هر چی بیشتر سعی میکنی تعامل رو مدیریت کنی، اونها راههای جدیدتری برای پیچاندن پیدا میکنن.
اصلاً کی گفته مسیرها باید همیشه صاف و خطکشکشی شده باشن؟
من ته دلم عاشق اینم که یه خط یهو بپیچه و بره یه جای پیشبینی نشده 💯
همین پیچوخمهاست که تهش یه طرح واقعی میسازه 🔥🙌 👌🏻
میگن تولید محتوا باید طبق تقویم باشه، ولی من ترجیح میدم وقتی زینب کوچولو خوابه و خونه ساکته، هر چی به ذهنم میرسه بنویسم. یه لیوان چای خنک و یه صفحه سفید.
یه جورایی شبیه گره زدن کمربند تکواندوست؛ اولش عجله میکنی ولی تهش میفهمی اگه دقیق و با حوصله نباشی، وسط تمرین باز میشه. تو زندگی روزمره هم همینطوره، بعضی چیزها فقط با تکرار و صبر درست میشن. به نظرتون صبوری هم یه مهارت یادگرفتنیه؟
همه میگن برای آرامش باید همه چیز رو رها کرد
ولی من و زینب کوچولو
وسط همین شلوغیها و داد و بیدادها
وقتی چشمتویچشم میشیم
یه جور دیگهای آروم میشم
گاهی باید دقیقا وسط هرجومرج موند