@SohrabianSam این بنیاد فاسد پهلوی چقد منو یاد بنیاد شهید و مستضعفین خامنهای جاکش میندازه. الحق که جمهوری اسلامی ادامه دهنده راه کثافت رژیم منحوس پهلوی بود و هست..
@ShahDream1 بسیار وقیحم هستن من یه رفیق تورک داشتم میگفت مادامی که. کوردا تو لیگ برتر تیم ندارن باید از تراکتور حمایت کنن چون همسایه ایم:)) بعد تو خود ورزشگاه میگفتن مرگ بر کورد
پول اعتصابهای ۵۷ از کجا اومد؟
جوابش توی سومین خطای انتحاریِ خود شاهه: تقدیم کردن خزانهی بازار به روحانیت.
قسمت آخرِ سهگانهی «شاه چطور انقلاب ۵۷ رو ساخت»:
🔻 دزدسالاری درباری
«بنیاد پهلوی» روی کاغذ خیریه بود؛ تا سال ۵۶ شد کارتلی معاف از مالیات با بیش از ۳.۲ میلیارد دلار دارایی و سهم در بیش از ۲۰۰ شرکت، از بانک و بیمه تا هتل و کازینو.
طبق اسناد سنای آمریکا، خاندان سلطنتی و فرماندهان ارشد ارتش در قراردادهای اسلحه و عمرانی ۵ تا ۲۰ درصد پورسانت میگرفتن.
و طبق گزارش بانک مرکزی، در آستانه انقلاب ۱۷۵ نفر از وابستگان رژیم بیش از ۲.۴ میلیارد دلار از ایران خارج کردن.
🔻 جنگ انتحاری با بازار
تابستان ۵۴ شاه بهجای دیدن ریشهی تورم، کاسبها و بازاریها رو مقصر گرونی معرفی کرد و بیش از ۱۰ هزار بازرس حزب رستاخیز ریختن توی بازارها.
نتیجه: ۲۵۰ هزار جریمه، ۸ هزار زندانی، ۲۳ هزار تبعیدی.
بازاری که در ۲۸ مرداد متحد دربار بود، رفت پشت روحانیت و سال ۵۷ با «کمیتههای امداد اعتصاب» خرج اعتصابها رو داد.
🔻 خودکشی با یک مقاله
وقتی همهی قدرت دست یک نفره، حکومت میشه یه «هرم وارونه».
بختیار و سنجابی و بازرگان فقط اجرای قانون اساسی مشروطه رو میخواستن و جوابی نگرفتن؛ اما ۱۷ دی ۵۶ یه مقالهی توهینآمیز علیه خمینی در روزنامه اطلاعات چاپ شد و شد کبریت در انبار باروت.
پازل کامل شد:
شاه با سرکوب سکولارها «مغز» انقلاب رو در مساجد ساخت،
با نابودی کشاورزی «بازو»ش رو در حلبیآبادها،
و با حمله به اصناف «جیب»ش رو در بازار.
جمهوری اسلامی رفتنیه. اما ایرانِ فردا رو نه «فره ایزدی» نجات میده، نه منجی تکنفره؛ فقط احزاب مستقل، مطبوعات آزاد، سندیکاها و قانون.
به امید اون روز.
منابع: رابرت گراهام («ایران: توهم قدرت»)، یرواند آبراهامیان، اسناد سنای آمریکا، گزارش بانک مرکزی
قسمتهای ۱ و ۲ هم توی صفحه هست.
#فراترازخبر #انقلاب_۵۷
«مردم ایران در سال ۵۷ از سرِ شکمسیری و خوشیِ زیاد انقلاب کردن!» حتماً این جمله رو بارها شنیدید؛ اما آمارهای رسمی بانک مرکزی و سازمان بینالمللی کار (ILO) در دهه ۵۰، یک واقعیت کاملاً برعکس و تکاندهنده رو نشون میده.
در قسمت اول دیدیم که چطور محمدرضاشاه با قلعوقمع تمام احزاب و سندیکاهای سکولار، «مغز و ستاد فرماندهی انقلاب» رو دودستی تقدیم شبکه ۹ هزار مسجد و ۱۸۰ هزار روحانی کرد. اما یک سوال بزرگ باقی موند: این مساجد، لشکر و پیادهنظامِ میلیونیِ کفِ خیابونشون رو از کجا آوردن؟
پاسخ در چهار خطای استراتژیک اقتصادیِ خودِ شاه نهفته است که ارتشِ حاشیهنشینها رو ساخت و تحویل مساجد داد:
۱. فاجعهی اصلاحات ارضیِ دستوری و حذف ۴۵٪ روستاییان:در قانون اصلاحات ارضی، نزدیک به ۴۵ درصد از جمعیت روستاها که کارگر فصلی بودن («خوشنشینها»)، حتی یک متر زمین نگرفتن و بیکار شدن! به ۷۵ درصدِ بقیه هم قطعاتِ غیراقتصادیِ زیر ۷ هکتار رسید. در دهه ۵۰، دولت کشاورزها رو مجبور کرد زمینهاشون رو تحویل «شرکتهای کشت و صنعت» بدن و همزمان با پول نفت، واردات غلات ارزون رو شروع کرد. نتیجه؟ ایرانِ صادرکننده غذا، در سال ۵۶ شد واردکنندهی ۲.۶ میلیارد دلار مواد غذایی!
۲. سونامی مهاجرت و کمربند حلبیآبادها:با فروپاشی کشاورزی سنتی، در دهه پنجاه سالانه بیش از ۳۰۰,۰۰۰ روستاییِ مذهبی آوارهی شهرهای بزرگ شدن و در «حلبیآبادها»، «کپرها» و «گودهای جنوب تهران» (بدون آب لولهکشی، برق و فاضلاب) ساکن شدن؛ جاهایی که هیچ حزب سیاسی و سندیکایی اجازه فعالیت نداشت، اما سرِ هر کوچه یک مسجد و حسینیه فعال بود.
۳. جنون نفتی سال ۵۲، بیماری هلندی و تورم ۲۰۰ درصدی مسکن:وقتی در سال ۵۲ درآمد نفت ناگهان از ۲.۸ میلیارد دلار به ۲۰ میلیارد دلار رسید، کارشناسان سازمان برنامه هشدار دادن که زیرساخت کشور کششِ تزریق این حجم از نقدینگی رو نداره. اما شاه که دچار توهم قدرت شده بود، هشدارها رو رد کرد و بودجه برنامه پنجم رو به ۶۹ میلیارد دلار رسوند. نتیجه؟ انفجار نقدینگی و تورم! بین سالهای ۵۲ تا ۵۵، اجارهخونه در تهران تا ۲۰۰ درصد جهش کرد و بیش از نیمی از حقوق کارگر و کارمند رو بلعید. طبق گزارش سازمان بینالمللی کار، ضریب جینی شهری از ۰.۵۱ گذشت و ایران به یکی از نابرابرترین کشورهای جهان تبدیل شد (۱۰ درصدِ ثروتمند، بیش از ۴۰ درصد کل ثروت کشور رو مصرف میکردن).
۴. شوک انقباضی سال ۵۶ و جرقه در انبار باروت:صدها هزار جوانِ روستایی و مذهبی، روزها در شمال تهران برجها و کاخهای لوکس رو میساختن و شبها با خشم و احساس تحقیر به حلبیآبادهای جنوب شهر برمیگشتن. ضربه نهایی در نیمه دوم سال ۱۳۵۶ زده شد؛ زمانی که دولت جمشید آموزگار برای مهار تورم، ناگهان بودجههای عمرانی رو قطع کرد. پروژههای ساختمانی خوابید و بیش از ۴۰۰,۰۰۰ کارگر ساختمانیِ مهاجر، یکشبه بیکار و آمادهی حضور در خیابان شدن!
چرا امروز این پرونده رو باز میکنیم؟همونطور که در قسمت اول گفتم، از نظر من جمهوری اسلامی کارش تموم شده و رفتنیه! اما چیزی که حیاتی و سرنوشتسازه، فردای ایرانه.اگر تاریخ رو بدون تعصب نخونیم و نقد نکنیم، محکومیم که دوباره در چرخهی معیوبِ تصمیمات فردمحور، بیتوجهی به نظر کارشناسان و نابودی نهادهای مدنی سقوط کنیم.
در قسمت سوم و پایانی (فردا شب) به سراغ آخرین قطعه پازل میریم: وقتی در سال ۵۷ میلیونها نفر ماهها اعتصاب کردن، پول و حقوقشون از کجا تامین میشد؟ داستانِ امپراتوری ۳.۲ میلیارد دلاری بنیاد پهلوی، جنگ انتحاری شاه با بازار در سال ۵۴، و خودکشی حکومت با یک مقاله!
(اگر قسمت اول رو ندیدید، لینکش رو در کامنت اول گذاشتم 👇)
@grok@eyyubi_tohid از مکالمه باهات لذت بردم. متاسفانه منابعت از فاشیسم ایرانی تامین میشه. بهرحال خاستم اون نگارنده ی فاشیست تورک رو متوجه مهاجر بودن زبان تورکی کنم ولی رگه های فاشیستی ایرونی هم زد بیرون. ممنون بهرحال بدرود
@grok@eyyubi_tohid جالبه کاشان در چند هزار کیلومتر اونور تر رو با ماد مرتبط میدونی اما کوردهارو نه! منابع فاشیستیت کاملا مشخصه که از کجا تامین میشه گروک عزیز. در ضمن زبان تالشی در هسته ی زبانهای هم خانواده کوردی طبقه بندی میشه نه مثلا فارسی امروزی.
بهرحال ارومیه قلب کوردستانه مرسی
اقوام شمالغربی ایرانی مثل تاتی (بازمانده آذری کهن با صدها هزار گویشور)، تالشی و گویشهای مرکزی کاشان هم پیوند زبانی مشابه با ماد دارند. هیچکدام انحصاری نیست؛ فرضیه رایج است.
کردهای ارومیه از قبایل تاریخی غرب زاگرس (هرکی، شکاک و...) و مهاجرتهای بعدیاند. زبان دشت پیش از ترکسازی سده ۱۱ عمدتاً ایرانی بود.
@grok@eyyubi_tohid چه اقوام دیگری غیر کوردها باسابقه حکومتی ماد میخونه؟ بنظرت یه ملت ۵۰ میلیونی به نام کورد نمیتونن نماینده مادها باشن ولی این اذری ایرانی که شاید امروزه ۱۰ هزار نفرم ازشون نمونده اونارو سهیم میدونی؟
اگه زبان مردم ارومیه قبل سده ۱۱ کوردی نبوده این صدها هزار کورد ارومیه از کجا اومده
@grok@eyyubi_tohid چطور هخامنشیان رو کامل به پارسها ربط میدی ولی به ماد که میرسی اقوام دیگه هم سهم دارن و فقط کوردها نیستن؟ :) خودت از جانبداریت برا فاشیست ها خندت نمیگیره؟
دو نمونه از این زبان آذری ایرانی مثال بزن ما هم بفهمیم مردم ارومیه تا سده ی ۱۱ کوردی حرف زدن یا اذری ایرانی ؟ 🤣
@grok@eyyubi_tohid عقل کل قدمت مادها رو گفتم نه طول حکومت آنها. قطعا مادها قبل هخامنشی بودن و کوروش روی حکومت آنها ایستاد. اگه مادها کورد نیستن چرا تنها ملتی که اسم دیاکو رو فرزندانشون میذارن کوردها هستن؟
پس قبول داری زبان تورکی در آذربایجان مهاجر است و قبلا در استان ارومیه زبان غالب کوردی بوده؟
@grok@eyyubi_tohid اگه ماد به کورد ارتباط نداره این امپراطوری ۲۷۰۰ ساله کجاست؟ چه قوم یا ملتی جا ماندگان مادها هستند غیر کوردها کی میتونه باشه؟
سوال بعدی بله منم میگم تورکهای مهاجر با جمعیت های بومی ادغام شدن و بیشتر اذریهای خود تورک پندار در واقع آسیمیله شده و تغییر زبان داده اند.
@grok@eyyubi_tohid خودت داری میگی تورکها از قرن ۱۱ مهاجرت کرده اند. بنده هم با تو هم نظر هستم. پس چرا از گفتن مهاجر بودن تورکها طفره میری؟ علت خاصی داره؟
در ضمن آتروپات سردار ماد و جد کوردها بوده که بعد ها اتروپاتکان به آذربایجان تغییر نام داده. پس آذربایجان ربطی به تورک ندارد.
@grok@eyyubi_tohid البته آذربایجان به معنای تورک بودن نیست. در واقع تورکها اشغالگر آذربایجان هستند ولی امروزه بدلیل مساوی دانستن تورک و آذری، ما ترجیح میدیم استان ارومیه رو کوردستان بدانیم.
@grok@eyyubi_tohid رسما از زمان پهلوی آذربایجان نام دارد ولی جمعیت و جغرافیای آن بیشتر از ۶۰ درصد کورد هستن. همون ارومیه که میگی عمدتا آذری نشین هست از سه نماینده مجلس دو تای آن کورد هستند. قطعا کوردها در اکثریت هستن اما تو به منابع رسمی جمهوری اسلامی اتکا میکنی.