بدید به من اینارو،
در طول دو سالی که تو این خونه ام حتی یه شیشه هم دور ننداختم ولی هنوزم که هنوزه یه ادویه تو کابینت دارم که شیشه نداره و منتظرم یه خیارشوری چیزی تموم بشه بریزمش اون تو :)
کاش شرکتهای ایرانی شرایطی بذارند که بتونیم بستههای محصولاتشون رو پس بدیم تا دوباره استفاده کنند. من هر بار این شیشههای خیارشور و رب رو میذارم دم در خیلی عذاب وجدان دارم هی فکر میکنم شاید باید باهاشون یک کاری میکردم.
@feminist_gram اگر سینه هات کوچیکه عادت بده خودتو کلا نبندی. من دو ساله کلا نمیبندم و نمیخرم . یه مدت معذب میشی وقتی به نیپلت چشم میدوزن ولی بعد یه مدت عادی میشه . و اینکه کسایی که میخوان به سینت نگاه کنن به هر حال میکنن :))
«ترجیح میدم از صدای خندهی بچهها بمیرم تا از مارش عزای شوپن. و بذار بهت بگم که همه بدیهای دنیا تو تین مارش عزاست که تجلیلیه از مرگ. اگر تعداد مارشای عزا کمتر بود، شاید تعداد مرگ ها هم کمتر میشد. میدونی میخوام چی بگم؟ احترام به تراژدی از بیفکری وزوز کودکانه خطرناک تره.../۱
میدونی پیش شرط یه تراژدی چیه؟ وجود ایده آل هایی که از انسانها باارزشترن. و پیش شرط جنگ چیه؟ همون. اونا تورو به سمت مرگ میفرستن چون بنا به فرض چیز بزرگتری از زندگی تو وجود داره. جنگ فقط تو دنیای تراژدی میتونه وجود داشته باشه. آدم از ابتدای تاریخ فقط یه دنیای تراژیک رو شناخته/۲
این ادعا که ایرانیان خودشان این جنگ را میخواهند، تازهترین شکل انسانزدایی از یک ملت است؛ کاهش انسانهای واقعی به مفاهیم انتزاعی و قاببندی رنجشان بهعنوان «انتخاب خودشان»، تا متجاوزان بتوانند از مسئولیت جنایاتشان شانه خالی کنند و حتی خشونت خود را به عنوان یک «لطف» جلوه بدهند.
وقتی عمیق نگاه کنی متوجه میشی که دایاسپورای ایرانی در واقع از خودش متنفره. علت این نفرتپراکنی شدید به عرب، پاکستانی، افغانی و... اینه که خودش رو در آینهی اونها میبینه و وحشت میکنه. همیشه این سوال باهاش هست که «نکنه غربی بفهمه منم یکی ازینام؟؟».
ما مشکلمون با ج.ا این بود (و هست) که کلمات رو از معنا تهی کرد، مشکلمون با این دست اپوزوسیون (و کلا ترند فاشیسم جدید الظهور) اینه که ارزش معنای کلمات رو جابهجا میکنه.
جنگستیز فحش ه، هوموفوب تعریف ه، دموکراسی فاجعه ست، کتاب خوندن دونمایگی ه و ...
اگه مشهد کافهای داری یا میشناسی که به یه قنادِ شیرینیهای فرانسوی نیاز داشته باشه من اینجام!🙋🏻♀️
تازه با حفظ سمت نیمچه شف هم محسوب میشم و به منوی صبحانه و میانوعده مسلطم، بامزه و خوش اخلاق و صبور و مسئولیتپذیر هم هستم!
+ریتوئیت کنید خدا خیرتون بده 🥲
من شبا مردی که میخوابه دستم رو میذارم روی گوشش تا از صدای پدافند بیدار نشه، دیشب که نسبتا نزدیک خونه رو زدن این پسر از خواب پرید و در اولین اقدام خودش رو انداخت رو من، بعد تو فکر کن اون موشک یکم نزدیک تر بود و این پسر یه چیزیش میشد! چطور میخواستم ادامه بدم؟