اونقدر سایه میخوام که دیشب خواب دیدم به بابام کلللللی پلت سایه هدیه دادن من برداشتم درحالی که داشتن میگفتن آخه به یه آقا چرا از اینا هدیه دادید داد میزدم میگفتم نه عالیه بازم بدید
من رو تختم سه تا تشک پشمی انداختم پتومم یه گلبافت دو نفرهست اونقدر گرم و نرم و قابل به خود پیچیدن هست بساط خوابم که واقعا هرجای دیگه بخوابم بدخواب میشم
شاید فکر کنید پس تابستون که میپزم؟ در اشتباهید درود بر این ترکیب
@imDNAe من یه چیزی که از چت جپت فهمیدم اینه که هروقت این چیزا رو میخوام تحلیل کنم با اون یکی ایمیلم میرم که باهاش حرف نزدم وگرنه زندگی ناممو برام به عنوان تحلیل اون ماجرا تحویلم میده
گی ترین سناریو هارو اون سریال استریت ها دارن که دختره خودشو پسر جا زده و پسره عاشقش میشه درحالی که فکر میکنه اشتباه میکنه درنهایت هم وقتی میفهمه دختره خیالش راحت میشه و علاقشو ابراز میکنه