فرض کنید خدا وجود دارد. بعد فرض کنید خدا بیاید و تحلیلی از اوضاع سیاسی ما بهدست دهد. حال، باز یک عدهای پیدا خواهند شد که بگویند: شما نمیدونی پشت پرده چه خبره!
تا میام یکی از این رمانهای بلند نشر بیدگل رو بخرم به خودم میگم تو برادران کارامازوف رو خوندی که این رو میخوای بخری؟ برادران کارامازوف شده کابوس زندگیم انگار. همینطور جنایت و مکافات. کاش زودتر بخونمشون و رها بشم لااقل.
حتی وقتی تو سختترین روزهای زندگی هستیم و در بدترین نسخهی روحیروانی خود به سر میبریم مردم مراعات نمیکنند. مرهم درد که هیچوقت نبودی، لااقل چاقوی توی زخم نباش.