این فقط مرگ نیست
دردزندهکردن یک انسان برای کشتنش است
درد ماشین کشتاری که سالهاست گوشت و استخوان ما را میجود
جمهوری اسلامی صبح امروز علیرضا را اعدام کرد.
یک جان دیگر، یک خانوادهی دیگر، یک داغ دیگر😭
#سارینا_اسماعیل_زاده ۱۶ ساله، کشتهشده به دست جمهوری اسلامی با ضربات متعدد باتوم در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱؛
واژگانت لرزه بر اندام ضحاک و پیروانش انداخت؛
نام باشکوهت در تاریخ ایران جاودان باد.
از مراجعهکننده دیابتی میپرسیدم چندتا خرما در طول روز میخوری؟ میگفت: زیاد نمیخورم، با هر چای یکی.
بعدش میپرسیدم چندتا چای در روز مینوشی؟ میگفت ده- دوازدهتا.
به آمریکا التماس میکنند و همزمان از جوانان، دانشجویان و کارآفرینانی چون #ساعدینیا انتقام میگیرند. ظالمتر، حقیرتر و مفلوکتر از جمهوری اسلامی وجود ندارد.
بارها این بحث نخنما انجام شده
مفصل میگم که دهنشونو ببندن
چون هنوز یک عده برای سفیدشویی متجاوز، از این «بهانه» استفاده میکنند:
«اگه خودش کرم نداشت چرا ساعت ۲ شب رفت خونه یه آدم مجرد؟»
خب الاغ، هرکس تنها بره خونه یک جنس مخالف، حتما رفته سکس کنه؟
نمیشه کسی واسه هیجان با یکی بره خونهش؟
یا برای یه بوسه، یه بغل، یه شیطنت کوچیک؟ یه تحریک هیجانانگیز؟
این حق رو قائل نیستن که کسی مایل به انجام یه لاس مرغوب یا یه معاشقه سطحی باشه، ولی مایل به سکس نباشه؟
این مدافعان تجاوز خودشون هر وقت پارتنرشونو بغل میکنن بعدش میرن زارتان روزتان؟
هروقت همدیگه رو میبوسن بعدش سریع میل میره تو سرمهدان؟
هروقت دست به کون هم بزنن، بیاختیار میپرن رو هم جفتگیری رو آغاز میکنن؟
اگه سابقه رابطه جنسی منظم داشته باشید، به احتمال زیاد تجربه کردید که حتی وسط همآغوشی، ممکنه از سمت یکی از دو طرف موردی پیش بیاد که تصمیم بگیرید دیگه ادامه ندین
با اینکه رفتنِ کسی که قصد سکس نداره به چنین فضایی، تسهیلکننده کار متجاوزه و بیاحتیاطیه و بیشتر او رو در معرض خطر قرار میده، ولی حتی درصدی از تقصیر متجاوز کم نمیکنه
مدافع متجاوز نباشیم
شعر که فقط «زیبا حرف زدن» نیست،
راهیست برای به زبون آوردنِ اون بخش از تجربهی انسانی که زبانِ روزمره از گفتنش ناتوانه.
مث دلتنگیِ عمیقی که نمیدونی دقیقا چیه.
یا حسِ فقدان، تنهایی یا امیدی که کلمات معمولی حق مطلب رو ادا نمیکنن.
هیچوقت این شاعرها رو نفهمیدم
احساس میکنم پوچ ترین کار دنیاست
دنیا دنبال انقلاب صنعتی، رشد تکنولوژی، پیش گامی در فناوری، توسعه اقتصادی و رفاه رفته، اینجام هر کی علاف و بیکار و کند ذهنه، یه گوشه نشسته داره شعر میخونه، یه گعده درست کرده، بقیه رو هم جذب علافی و خزعبل پراکنی میکنه
یکی واسه شهروندانش پناهگاه ضد موشک میسازه که تو جنگ و حملات مختلف آسیب نبینن
یکی هم نهتنها هیچ امکانات رفاهی نذاشته، بلکه میره همون چارتا جدول سیمانی بغل خیابونو خراب میکنه که یهوقت مردم کونشونو نذارن بشینن دو ساعت از این اوضاع کیری پناه ببرن به موسیقی و معاشرت و قهوه و سیگار
وضعیت خبرگزاریهای مملکت! یعنی یه نفر تو این به اصطلاح خبرگزاریها نیست بهشون بگه این قلعه الموت قزوین نیست؟ فارس و دنیای اقتصاد و ایلنا و ایرنا و اعتماد و ... این عکس رو گذاشتن