همیشه دوست داشتم اگر از جایی میرم، آدمها بعدش ازم به نیکی یاد کنن و آدم اثرگذاری بوده باشم؛ سرپرست ماهم داره از شرکت میره ولی حسم بهش همینه. با وجود اینکه دلگیرترینم از اینکه دیگه باهاش کار نمیکنم ولی از بهترین آدمهایی بوده که تو کار شناختمش
پروژه دانشگاهم ناقصه، تسکهای کارم رو باید تکمیل کنم، دو تا از پروژههای دیگه دانشگاه مونده، فردا ساعت ۸ امتحان دارم و الان در خستهترین و غمگینترین حالت خودم به سر میبرم. تازه امروز ۶ ساعت هم برق رفت.