می سپارم بوسه هایم را ز باد
زیرا که یارم برده است عشقم ز یاد
خوانده بودم من تو را از جنس نور
گنج قارونم تو بودی کن ظهور
گر ز خود گویم هزار بار ای خدا
این بود محصول آن همه دعا ؟
#پسرک_کبریت_فروش
درسته که اخلاق و حسی که یه ن��ر به آدم میده مهمه، ولی لازمه یکی به سلنا بگه ظاهر و سلامت عقلی طرف هم اهمیت داره.
تو رو خدا ببین چه بلایی سر موهاش آورده!
گر بگویم من نکردم این دعا
گر ز من بنگر چه دادی این بلا
نه وفاتم را بخواهم نه شفا
چون گزاره بر زمین آمد ندا
کار تو از پایه بودش چون خطا
تو چرا گنه را اندیشه کنی ؟
که ز راهی در پی ریشه کنی؟
گر خدا خواستم کند صبری عطا
تا ز مشکل نکنم کاری خطا
از قضا دل را بسویش داد رضا
در لقایش هم جلا بود هم جفا
ور بپرسم ای سخاوتمند هم ارض و سماء
این بُوَد محصول آن همه دعا
در جزای ما فقط بودش بلا
دست ما را در خطا کردی حَنا
دست بردم من به سوی آن سماء
.
تو که سر آخر شدی فرط خیالات خودم
چه ز تو کردم که این بود دس�� مزد دلم
من تو را پای ماج میدیدم چرا؟
این دل لخت لخت را کردی جدا؟
نمیدانستم که در پاسخ التفات
ناسور نصیبم خواهد شد ز یاد
عشق تو چون کودکی بر بام خانه
میکشاند گامهایم ماهرانه
پا چو لغزید از لب بام جاهلانه
صورتت افتاده در ماه شاعرانه
باد سردیست مینوازد عادلانه
هستی ام را کرده ای تو شانه شانه
گفته بودی تو مگیر از من نشانه
گفتهام بی ��و ندارم من ترانه ؟