مرد باید هول زنش باشه، هرچی میگه اطاعت کنه، حتی اگه غیرمستقیم داره به یه چیزی اشاره میزنه تو ته حرفشو بگیری و انجامش بدی.
واسه همه باید یه "نه" باشی، برا اون فقط "چشم".
اگه امروز یه اسلحه داشتم واسه شلیک به مغزم روز بی نظیری بود.
اما ندارم، و باید به یه جلسهای برم و از ایده های جدید واسه تشویق عام به زدن پولشون به کص گاو پرده برداری کنم.
اون موقعی که من این توییتو زدم دلار ۳۰ تومن بود، امیدوار بودم بتونم سیکتیرمو از اینجا بزنم. الان که دیگه مهاجرت رویا شد. همینکه بتونیم در لحظه زنده بمونیم و برای بقای فردامون تلاش کنیم خیلیه...
فارغ از اوضاع روحی و روانی، این وضعیت ارز و اینترنت یجوری ریده تو زندگیم و کسب و کارم، که الان اولویت اول زندگیمو مهاجرت از اینجا گذاشتم و به موضوع دیگهای غیر این فک نمیکنم…
“بمان و پس بگیر” دیگه برای من صدق نمیکنه.
خب بنزین شد لیتری ده تومن.
از فردا موج افزایش قیمت در همه صنوف شروع میشه.
یه شمال آخر هفته بزودی قراره بشه یه تفریح لاکچری و خاطره انگیز.
بختتو گاییدم جوون ایرانی...
سال ۹۷، دلار ۱۵ تومن شد و داشتیم میزدیم توو سرمون همه میگفتیم: دیگه امسال سال آخره.
بعدش چیشد؟ سه بار ریختیم خیابون، دو بار جنگ شد، کلی هزینه دادیم، اما آخوند هنوز سر جاش نشسته.
فقط یه چیز عوض شد: دلار از ۱۵ رسید به ۲۲۰...
"لمس" بهرام از اون آهنگاس که تاریخ انقضا نداره..
لعنتی چی توو اون لحظه زده بودی؟ چه اتفاقی واست افتاده بود اینارو نوشتی؟
بعد یازده سال هنوز تکستش آدمو به تاراج میبره...
چار روز پیش این ویدیو رو گرفتم، جادهی سراب به تبریز. ساعت تقریبا دو شب. کجای این خاک میتونی بری همچین آب و هوای سرد و مه گرفتگی پیدا کنی وسط تابستون؟ :))))
وقتی جرئت میکنی خودتو دوباره از سر بسازی، وقتی از "صفر" شروع کردی، وقتی "دوباره" از صفر شروع کردی، از صفر کردن ابایی نداری.
فلسفی شد، یه نخ سیگار میکشیم پس...
مرداد لبریز از ماجرا. نمیتونم داخل کلمات وقایع رو بگنجونم.
از این ماه چیزی انتشار داده نمیشود. تنها اون روزها و لحظههایی که در مشهد گذشت و دلبر کنارم بود برام پررنگ تداعی میشه، والسلام نامه تمام.