هرکسی در یک برهه ای از زندگیش بالاخره به این نتیجه میرسه که انسان دوروعه، دوستی ها بر اساس استفاده ای هستش که برای هم دارید وبالاخره یک جایی قال گذاشته میشین.
ادم ها عوضی اند. جدی میگم
این واقعی ترین حرف عمرمه. انقد عوضی اند که شگفت زده میشم که من چجوری بین این کثافت ها زنده ام و تازه خوشحال و سرزنده هم هستم( بودم؟)
ادم ها واقعا عوضی اند.
یه موضوع جالبیو تعریف کنم از بچگیم
وقتی ps2 اومده بود من اولین GTA زندگیم همون San andreas بود. زبانم هنوز خوب نبود. علامت های روی نقشه هم برام تعریف نشده بود.
فکر میکنید بازیو میزاشتم چیکار میکردم؟
سوار دوچرخه میشدم
میرفتم نوشابه میخوردم
ماشین میدزدیدم
پول مردمو بر میداشتم میرفتم باز نوشابه میخوردم. واس خودم میچرخیدم
تا اینکه بعد از مدتها تصادفی وارد اون منطقه ای خونش بود شدم و نور قرمز سمت در رو دیدم رفتم توش و ...
Ah shit, here we go again
پیشرفت و گسترش هوش مصنوعی رد پاشو توی همه حوزه ها میزاره، محسابات طولانی مثل توالی ژنوم انسان و مسئله های ریاضی بزرگ و محاسبات حوزه فضایی و... خیلی ایزی به دست میاره و میره جلو...
من بکگراندم ریاضی نیست، ولی این رشته توییت 14 تایی حاصل یکی دوساعت مطالعه (و چتجپت) در مورد مسئله «ناویه-استوکس» و راهحل OpenAI هست:
1/ فرض کن یک لیوان آبو هم میزنیم. اول آب تقریبا منظم میچرخه، بعد vortex های ریز و درشت درست میشن و سیستم پیچیده میشه.