اینو من همه جا گذاشتم چون هیچ بیتی تو جهان نیست که به این اندازه تراژیک باشه و روم تاثیر گذاشته باشه. (شبیه ایده داستان قمارباز داستایوفسکیه)
خُنُک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش
بنماند هیچش الّا هوس قمار دیگر
تهران امسال تموم تلاششو کرد که آدماش برن جای دیگه ولی اونا ول کن نبودن و هنوز موندن.
برق قطع شد، آب کم شد، موشک خورد، دزدا و قاتلا وقیح شدن، هوا در حد مرگ آلوده شد و ...
یه جایی ما مجبور بودیم چند روز تحملش کنیم. هر جا شد تلاش کردم باهاش همکاری نکنم. از طرفی هم نمیخواستم به کار بقیه بچهها صدمه بخوره ولی گذشت و دیدم این آدم که سر تا پاش گهیه رفته تو یه جمع کوچیک پشت سرم داستان بافته.
از اون موقع ناراحتم که چرا قبلم آبروشو نبردم تا دهنش باز نشه.
میشینه اینور و اونور داستان اخلاقمداری و مظلومیتشو میگه ولی ما شنیدیم که با صفاریان پول عوامل برنامه رو گذاشتن جیب خودشون و شنیدیم که تو تنهایی با دختر مردم سر ست فیلمبرداری میخواسته چی کار کنه و چه مدل آدمیه.
ما رو که میبینه دهنشو میبنده که دستش رو نشه.
میشینه اینور و اونور داستان اخلاقمداری و مظلومیتشو میگه ولی ما شنیدیم که با صفاریان پول عوامل برنامه رو گذاشتن جیب خودشون و شنیدیم که تو تنهایی با دختر مردم سر ست فیلمبرداری میخواسته چی کار کنه و چه مدل آدمیه.
ما رو که میبینه دهنشو میبنده که دستش رو نشه.
طرف با پالتو شتری میآد تو جمع بچههای کارگردانی و ژست نخبه برنامهسازی میگیره، اونایی که نمیشناسنش فکر میکنن آدم خاصیه ولی ما دیدیم که خودش تنهایی یه تیزر ۳۰ ثانیهای هم نمیتونه طراحی و کارگردانی کنه.
طرف با پالتو شتری میآد تو جمع بچههای کارگردانی و ژست نخبه برنامهسازی میگیره، اونایی که نمیشناسنش فکر میکنن آدم خاصیه ولی ما دیدیم که خودش تنهایی یه تیزر ۳۰ ثانیهای هم نمیتونه طراحی و کارگردانی کنه.
@amiirdinparvar کسایی که دو طرف (سینما و تئاتر) حرفهای کار کردن خودشون اقرار میکنن که سینما چیه. نمونهش هم الآن حاشیه های پیش اومده برای پژمان جمشیدی