@mahdieh_golroo هر روز چند نفر به اتهام جاسوسی اعدام میشوند اما گروه های اپوزیسیون ترجیح میدهند بر سر اینکه "کی بهتره" با هم بجنگند. خوشا به حال مردم ایران که اپوزیسیونی چنین حامی و پیگیر دارند. جمهوری اسلامی هنوز میکشد تا بماند اونوقت شما هر روز بر سر جانشینش به یکدیگر میتازید.
آمریکاستیزی و چپ ایرانی
امروز در میانه جنگی هستیم که پایانش ناپیدا و هزینههایش برای ایران و ایرانی نامشخص است. این جنگ پایان راهی است که چپ ایرانی هشت دهه پیش آغاز کرد. دشمنی با آمریکا را چپ وارد ایران کرد.
آمریکاستیزی در ایران یک پدیدۀ کاملاً وارداتی بود؛ مثل خود مارکسیسم که صفرتاصد وارداتی بود، پیامدهای اندیشۀ مارکسیستی نیز نتیجۀ همین واردات معنوی بود که توسط چپهای ایرانی و از سر شورویدوستی انجام شد.
در دهۀ ۱۳۲۰، دو دهه قبل از اینکه آمریکاستیزی به ذهن و زبان جناح اسلامی برسد، چپهای ایرانی بودند که آمریکاستیزی را از رفقای مارکسیست خارجی خود یاد گرفتند و به کف خیابان، به دانشگاه و مدرسه و به روزنامهها و مجلاتشان آوردند.
از قبل از ملی شدن نفت، حزب توده دشمنی با آمریکا را به خیابانها، مطبوعات و دانشگاه برد. این پلاکارد ضدآمریکایی برای زمانی است که هیچ چالشی بین ایران و آمریکا وجود نداشت. این چپها طرفدار کمونیستهای کرهای بودند (طرفدار پدربزرگ همین دیکتاتوری کنونیِ کرۀ شمالی؛ اسپرم مقدس کرهای) و شعار «یانکی گو هوم» میدادند.
حتی دولت مصدق تا روز آخر رابطهٔ خوبی با آمریکا داشت و بیشترین مذاکره در فضایی کاملاً دوستانه میان مصدق و آمریکاییها سر نفت انجام شد. اما چپ تودهای به مصدق هم فحاشی میکرد و او را هم نوکر امپریالیسم آمریکا مینامید. پس از سقوط مصدق، نسل جوان طرفدار او تازه به جمع آمریکاستیزان پیوستند.
همۀ عناصرِ آمریکاستیزی و غربستیزی که در طول دهههای بعد فراگیر شد و ایران را گرفت، ابتدا از مجرای چپ تودهای تبیین و ترویج شد. چپ مبدع "مرگ بر آمریکا" و عامل تثبیت آن بود.
آنچه چپ تودهای کاشته بود، به همهجا نفوذ کرد و به اندیشه غالب بدل شد و در ۵۷ دولت را فتح کرد. چریکهای چپ از سالها قبل آرزو داشتند ایران ویتنام شود و اگر آن زمان ایران ویتنام نشد، چون زور چریکها نرسید.
اگر این دشمنی با آمریکا به نفع ایران بوده است که هیچ... اما کسی که خود را چپ میداند پیش از پیچیدن هر نسخهای برای آینده ایران، اول باید تکلیف خود را با این سنتی که بیشترین هزینه را برای ایران داشته است روشن کند. این راه را شما گشودید، تبیین کردید و به دیگران یاد دادید و همیشه یا از آن دفاع کردید یا نسبت به پیامدهای آن ساکت بودید و همیشه اندیشهتان حول امپریالیسمستیزی میچرخید که مصداقش هم فقط آمریکا بود. اول موضعی نسبت به این سنت خود بگیرید تا بعد بقیه حرفهایتان را بشنویم.
از مهدی تدینی
عکس از گتیایمجز/۱۱ خرداد ۱۳۳۰ - تهران، ایران - پلاکارد یکی از پوسترهای ضد آمریکایی است که در راهپیمایی بزرگ ۱۰۰ هزار نفری کارگران و دهقانان حمل میشد؛ راهپیماییای که توسط حزب توده (حزب کمونیست ایران) در تهران برگزار شد. حزب توده در پوشش «جنبش صلح» و «سازمان ملی شدن نفت» فعالیت میکرد.
این پلاکارد، عمو سام را در حال بیرون انداخته شدن از ایران به تصویر میکشد. نوشتهی روی بنر میگوید که «بنجلفروشهای» آمریکایی ۲۰۰ هزار تن مواد نگهدارنده، یک میلیون عروسک و غیره را وارد کشور میکنند. امروز پرزیدنت ترومن از مصدق، نخستوزیر ایران، درخواست کرد تا با بریتانیا بر سر ملی شدن میادین نفتی ایران و انگلیس مذاکره کند.
«من در این چند ساله زندهبگوری زیاد نامزد مرگ دیدهام.
دیدهام که چگونه در موقع ابلاغ حکم دادگاه رنگشان پریده، زانوهایشان سست شده و نزدیک بوده است که همانجا جان از تنشان در رود.
اما این حالت یک ثانیه بیشتر طول نکشیده و فوری امید جای آن را گرفته است، امید به نقض فرمان، امید به زیر و رو شدن تمام دنیا فقط برای نجات آنها، امید به معجزه…
من محکوم به مرگی را میشناسم که قبل از تیرباران شدن، صورتش را تراشید، لباسهای قشنگ تنش کرد، از دوستانش خداحافظی کرد و مردانه رو به مرگ رفت.
من محکوم به مرگی را میشناسم که در موقع مردن “زنده باد ایران” بر زبان داشت…
و مدتی پس از شلیک تفنگها در هوا طنینانداز بود»
- بزرگ علوی (رقص مرگ)
#عرفان_اسفندیاری
#گلمحمد_محمدی
اب دستتونه بگذارید زمین و از پرونده #میدان_علیخانی_اصفهان، بگید #نه_به_اعدام
علیرضا سپاهی (۱۳۸۰) به چهار بار اعدام،
ابوالفضل سپاهی (۱۳۸۲) به سه بار اعدام،
علیرضا رئیسی (۱۳۸۳)،
فائقه حسینی (۱۳۸۴)،
گلمحمد محمدی ( ۱۳۸۱) هر کدام به دو بار اعدام، امیرحسین صفری (۱۳۷۷)،
امیرحسین ملکی (۱۳۸۵)،
علی دشتی (۱۳۸۵)،
امیرحسین ابراهیمی انالوجه (۱۳۸۵)،
شروین باقریان (۱۳۸۶)،
عرفان اسفندیاری (۱۳۸۶)،
ابوالفضل ابراهیمی (۱۳۸۶) هر یک به یک بار اعدام.
اصفهان