از دانشگاه علوم پزشکی ایران
«ما سه روز تحصن کردیم، دانشجوها رو مستقیم تهدید میکنن که «دستوپات رو میشکونم»، بدون اجازه گوشیا رو میگیرن و چک میکنن، به یکی از دخترا گفتن «درستت میکنم»، برای چی؟
نه حتی شعار دادن، نه حتی چیز دیگهای، صرفا برای تحصن
ما صرفاً نشسته بودیم و خواستار عدم عادیسازی شرایط بودیم
پسر رئیس نظام پزشکی ایران که در دانشگاه ما درس میخونه به نیروی سرکوب اضافه شده بود، بچهها رو تهدید میکرد که «به بابام میگم حسابتونو میرسم»
روز اول تحصن، حراست قشنگ داشت درگیری لفظی درست میکرد با بچهها در حالی که مطالبهٔ بچهها «مجازی کردن امتحانات» بود. روز دوم مطالبات تبدیل شد به اینکه ما امتحان نمیدیم در هر صورت، چه مجازی و چه حضوری چون مخالفیم با عادیسازی شرایط. حرف حراست تبدیل شد به تهدید که «میبریمتون کمیته»، صبحش چند نفر رو بردن کمیته به خاطر حرفهایی که درمورد اعتصاب امتحانات توی گروهای ورودی زده شده بود، از اطلاعات هم حتی با چند نفر تماس گرفتن به جرم اعتصاب کردن؛ دقیقاً همون اعتصابی که خودشون اومدن گفتن اشکالی نداره امتحان ندین میتونید بعداً بدین.
معاون دانشگاه اومد و گفت «نذارین کاری کنم نیروی سرکوب بیاد از خارج دانشگاه». ما هیچی شعار ندادیم و اصلاً کاری نکرده بودیم فقط نشستیم، بعضاً جواب مسئولین رو میدادیم.
یک گروه دیگه از دانشجوها چند ساعت بعد از ما اومدن و تحصن کردن و عکس کشتهشدهها رو آورده بودن، اونا ویدیوش پخش شده که حراست قشنگ میآد و ماسک و کلاها رو برمیداره از صورتشون. روز سوم تحصن که امروز بود، بچههای ما رفته بودن و درگیریا خیلی شدید شده انگار، حراست بچهها رو هل داده، تهدید فیزیکی کرده، حراست زن مخصوص برای سرکوب دخترا وسط تحصن آوردن. امروزم زنگ زدن از اطلاعات به بچهها که این دفعه سختتر از دفعات قبل باهاتون برخورد میشه.
از ما عکسبرداری شد، فیلمبرداری شد، آسیب فیزیکی زده شد. خواستم بگم جو دانشگاه عادی نیست، ما رو دارن سرکوب میکنن.»