@aghazadeh811@Kostoglotov1989 چون پا به سن گذاشتی این طوری حرف میزنی ؟ با این سن حتما احساس پیروزی هم داری! خجالت بکش . در نهایت در تنهایی میری اون دنیا .
نقد #توهم_توطئه
نفسِ نقد «توهم توطئه» ایدهای قابل دفاع است؛ اما در این دوره از تاریخ، به نظر میرسد این ترانه بیش از آنکه جامعه را نقد کند، ممکن است حدِ میان قدرت و قربانیان آن را کمرنگ کند.
شاید منظور سازندگان آن بوده که دشمن و توطئهی واقعی وجود دارد؛ اما هر جریان متفاوتی توطئهگر نیست. یا اینکه جامعه بیمسئولیت نیست؛ اما قدرت مسلط مسئولیت اصلی را دارد.
مسئله اینجاست که کفهی نقد جامعه در این ترانه بسیار سنگینتر از کفهی نقد قدرت است؛ و در چنین مقطعی، این عدم توازن نمیتواند ��یاهمیت باشد. در متن ترانه، نقد جامعه صریح و مستقیم است، در حالی که قدرت —با وجود نقشی که در شکلگیری بخش بزرگ و اصلی این وضعیت داشته— تقریباً غایب است.
حتی «ما»یی که ترانه بارها از آن سخن میگوید، روشن نیست دقیقاً چه کسانیاند. وقتی قربانی، معترض، جامعه و ساختار قدرت همگی در یک «ما» خلاصه میشوند، مرز میان مسئول و قربانی کمرنگ میشود؛ و این همان جایی است که نقد «توهم توطئه» میتواند ناخواسته به نکوهش جامعه نزدیک شود.
در فاصلهای کوتاه از دیماه خونبار، اگر منتقدِ توهم توطئه، همزمان سهم قدرت —توطئههای واقعی و دخالتهای پنهانی که موجب آسیبهایی جدی به جنبش آزادیخواهی ایران و تفرقهافکنی میان فعالان منتهی شده— را به رسمیت نشناسد، نقدش ناخواسته به «شماتت» جامعه شبیه میشود و خواهناخواه از رنج و نامرادی مردمی تحت ظلم و اسیر انواع دسیسهها غافل میماند.
ملتی که نهتنها با تمام وجود ایس��اد و —بر خلاف متن یکی از ابیات همین قطعه— زیر بار هولناکترین سرکوبها زاری نکرد، که سوگِ رقص برپا داشت و در دل ساختاری نابرابر، فراتر از آنچه تاریخ در وصفش گفته بود ظاهر شد.
کاش این ترانه بهجای تقابلی ناخواسته با «ما»، کنار «ما» میایستاد؛ یا دستکم این «ما» را شفاف میکرد تا از منظوری که —حدس میزنم— سازندگان داشتهاند دور نشود.
نقد توهم توطئه میتواند کاملاً مشروع باشد، اما وقتی وزن اصلی خطاها بر دوش «جامعه» قرار میگیرد و عاملیت سرکوبگر از قاب روایت بیرون میماند، نتیجه دیگر صرفاً طرح یک کد فرهنگی و نقد یک خطای ذهنی نیست؛ بلکه ممکن است به انتقال بخشی از مسئولیت از قدرت به قربانیان منجر شود.
محترمانه و صریح میگویم: به نظرم اینبار حرفی مهم، در زمانی نامناسب و با روایتی کمدقت گفته شده است.
@arashaztabriz@KavehMadani حرفای این خانم مشکل داره
همهاش میگه یادم نمیاد ، حافظهام رو از دست داده بودم ! باعث دستگیری خیلیا شدم !!
چجوری به حرفای این آدم میشه اعتماد کرد؟
@mmoeeni2@Peyman_Aref چند سال پیش یه ویدیو گذاشت که تو ترکیه به خونه من حمله کردن میخوان منو دیپورت کنن ایران جانم در خطره ! رفت لبنان بعد رفت فرانسه
امسال هم که به مام وطن بازگشت با شرف اهل قلم سابق و نمیدونم یکی دیگه عکس یادگاری گرفت ! میاد میره حرف میزنه !!
یا نخوانید یا تا انتها بخوانید!
1. مرحوم دکتر محمدامین ریاحی: «سیل بنیانکن #مغول مثل یک بلای آسمانی همه چز را زیر و رو و نابود کرد اما این حُسن را هم داشت که بالاخره ایرا�� را از شر خلافت بغداد آسوده ساخت. این اگر چه خیلی دیر بود، اما از نظر فرهنگ ایرانی حادثه خجستهای بود.👇
این دو ویدئو، یکی از سینا عضدی و دیگری از شیرین سعیدی، را کنار هم ببینید. همسویی استدلالها و شیوهی دف��ع آنها از رژیم جمهوری اسلامی تصادفی نیست.
سینا عضدی، بعد از کشتار معترضان آبان ۹۸، در مصاحبه با بیبیسی تلاش میکند با تحریف ایدههای توماس هابز درباره مفهوم «قرارداد اجتماعی»، استفاده حکومت از زور علیه شهروندان را امری طبیعی و عمومی جلوه دهد؛ انگار کشتار مردم در خیابان بخشی از «حق دولت مدرن» است.
خانم دکتر قلابی شیرین سعیدی هم با ادبیاتی بسیار مشابه، از همان منطق استفاده میکند: دولت مدرن را ذاتاً خشن میداند، و نتیجهای که میگیرد نه دفاع از مردم، نه محکومیت سرکوب، و نه ایستادن کنار قربانیان، بلکه عادیسازی خشونت دولت است.
این دقیقاً زبان نسل جدید مهرههای جمهوری اسلامی است:
با ادبیات آکادمیک حرف میزنند، اما در عمل خشونت حکومت را عادی سازی میکنند.
از «حکومت»، «قرارداد اجتماعی»، «قوه قهریه» و «واقعیت دولت مدرن» حرف میزنند، و جنایات رژیم را در لفافهی نظریه علمی پنهان میکنند.
مشکل این افراد فقط داشتن نظر سیاسی متفاوت نیست. مشکل این است که با زبان علوم سیاسی، برای سرکوب و کشتار مردم توجیه میسازند. وقتی جمهوری اسلامی هزار��ن نفر را در خیابان میکشد، اینها به جای ایستادن کنار قربانیان، بحث را میبرند به اینکه «همه دولتها خشونت می کنند» و «دولت حق استفاده از زور دارد.»
این همان کاری است که لابیها و مدافعان نرم جمهوری اسلامی سالها انجام دادهاند:
پاک کردن مرز بین دولت دموکراتیک و حکومت جنایتکار.
یکی کردن پلیس در یک کشور آزاد با نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی.
تبدیل کشتار مردم به یک بحث نظری تحریف شده درباره دولت مدرن.
کاری که اتحاد علیه مهرههای رژیم در ایران انجام میدهد افشا کردن این چهرهها، نشان دادن الگوهای مشترک در حرفهایشان، و روشن کردن این واقعیت است که چگ��نه این مهره ها با زبان دانشگاهی و رسانهای، جنایتهای جمهوری اسلامی را سفیدشویی میکنند.
#StopIRILobby
#FireSaeidi
#FireAzodi
#IranMassacre
On July 9, Busboys and Poets will host Sina Azodi in conversation with Negar Mortazavi to promote Iran and the Bomb.
This is not about censorship. Both have every right to speak, write, and publish.
The question is whether respected cultural institutions should lend their credibility and platform to speakers whose public commentary has been criticized by many Iranian human rights advocates, former political prisoners, and victims' families for normalizing or echoing narratives favorable to the Islamic Republic while failing to confront its record of repression.
Millions of Iranians have paid the price for resisting this regime. Tens of thousands have lost their freedom, and many have lost their lives. Hosting an event about Iran without meaningful representation from victims or independent critics sends the wrong message.
Freedom of expression also means the freedom to challenge ideas—and the responsibility of institutions to think carefully about whose voices they amplify.
Busboys and Poets should reconsider this event.
#StopIRILobby
#FreeIran
#AcademicIntegrity
@amiralisafa کسی که برای «قدرت طلبی »و «ولی امر مسلمین »بودن مردم کشور خودش رو میکشه . خودش میدونسته که در این راه یجوری میمیره که چیزی ازش نمونه . با این فکر که خودخواسته بوده بساز و داغت رو سرد کن .
چقدر خوشحالم که باهمه این دریوزگی و ملعبهکردن دین و آیین، تباه شدید و مایه مضحکهی دیگران.خفتی که با این نمایشهای کثیف خریدید، گوارای جانتان.
اصل حزن و اندوه اما همچنان مال خود ماست که چون شمایانی از طرف «ملت ایران» حرف میزنید، بالا نشستهاید و آزادید برای گفتن هر لاطائلاتی.