اونوقت نازنین بنیادی بی پدر مادر توی کنفرانس امنیتی مونیخ تنها سوالی که میتونست از شاهزاده بپرسه این بود که شما اگه فردا به قدرت رسیدین چه تضمینی میدی که عوامل جمهوری اسلامی رو اعدام نکنید
بیشتر از ۱۴۰ شب تجمعات شبانه داشتن خون از دماغ یکیشون نیومد، اونوقت یه شب مردم با دست خالی واسه اعتراض به اعدام جمع شدن زدن یک نفر به اسم آناهیتا آذرشب رو کشتن.
اعدام در ملاء عام، نمایش قدرت نیست؛ نمایش ترس است.
وقتی حکومت برای ماندن، مرگ را در برابر چشم مردم به نمایش میگذارد یعنی از زندگی، از اعتراض و از حافظه جامعه میترسد.
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
عرفان اسفندیاری را در بوئینمیاندشت، آنقدر دور از خانه به خاک سپردند که خانوادهاش برای رسیدن به مزارش باید چهار ساعت رانندگی کنند.
از عرفان اسفندیاری حتی بعد از مرگ هم ترسیدند.
وقتی حکومت از یک قبر هم میترسد، یعنی حقیقت هنوز زنده است
#IranMassacre
نورنیوز فاش کرد، در لحظه مرگ خامنهای جلسهای در آن مکان به ریاست شمخانی در حال برگزاری بود که موضوع آن مقابله با اعتراضات مردم و چگونگی سرکوب آن بود.
گوارای وجودتان، تکتک موشکهای اسرائیل که بر سرتان فرود آمد.
نمیدونم امثال وریا غفوری تو چه جور خانوادهای بزرگ شدن، ولی ما به این نمیگیم مسئله داخلی و خانوادگی، میگیم کشتار مردم به دست دشمنان متجاوز اشغالگر.