"Deep inside every slave there is a repressed, dormant master"_Bangambiki Habyarimana_ #BDSM guy, Academic, Artist, adventurous, engaged to a high-quality life!
دنیای اسام، مرز نداره. دنیای بیانتهاست. اگر حتی یک لحظه فکر کردید لایفاستایل اسامی شما درسته و دیگران اشتباه میکنن، بدونید که هیچی از اسام نمیدونید.
#BDSM
بچگی، یه دوست صمیمی داشتم که همسایهمون بود و مامانامون هم با همدیگه خیلی دوست بودن. منم از بچگی بدون اینکه بدونم اسام چیه، مغزم همیشه درگیرش بود. عکسای زندان ابوغریب عراق که دراومد، دیوونه شده بودم. یه عالمه زندانی لخت مادرزاد که تحقیر و شکنجه میشدن.👇
اینقدر جار، جار کردید، دو روزه شعر شاملو افتاده تو سرم:
بخاطر سنگفرشی که مرا به تو میرساند
نه بخاطر شاهراههای دوردست
بخاطر ��اودان، هنگامی که میبارد
بخاطر کندوها و زنبورهای کوچک
بخاطر جارِ بلند ابر در آس��انِ بزرگ آرام
غلط کردم، گه خوردم، ببخشید. اولین بار بود که این حس رو تجربه میکردم. سرشار از رضایت بودم. کمکم این قضیه تبدیل شد به بازی همیشگی ما، و فقط دنبال این بودیم که چطور تو خونه تنها بشیم که زندانبازی کنیم. این اولین تجربه اسام من بود، اونم نه با یه خانم، با یه پسر همسن خودم.
شروع کرد با کمربند زدن روی بدن لخت من. خیلی دردم گرفته بود. اونم خوشش اومده بود. هی میزد. سیفورد اینا هم که حالیمون نمیشد. با دستای از پشت بسته شده، خودم رو انداختم روی پاش و التماس کردم. داشتم لذت میبردم از حقارتم. شروع کردم به بوسیدن پاهاش و پشت هم میگفتم��