از مادر بودن خسته نشدم از این حجم درک نشدن،حجم قدرنشناسی،از ادمای بی منطقی که دلم میخاد سرشونو بزارم لای در و انقدر درد و ببندم و باز کنم تا مغزشون متلاشی بشه خسته ام،از اینکه یه نفر بخاد به من بگه چی واسه بچه من خوبه چی ضرر داره،وفتی من بیشتر از همه دنیا مراقبشم وبودم
من امروز دلم گرفته و میخام کنارم باشیولی تو نیستی،این لحظه به بودنتحضورتنیازدارمولیتونیستی،شایدبودنتتواینلحظهواسمبهترینحسدنیاباشهولینیستی اگه ازاینلحظهبهبعد تااخرعمرهرروزمباشیدیگهفایدهندارهچوناونجاییکهبایدمیبودینبودی!
از وقتی یادم میاد تحریمیم به خاطر انرژی هسته ای،یکی نیست بگه مگه نگفتین وایه تولید برق میخاین پس کو؟الان تو این گرما نشستم عرق میریزم ابم قطع میشه همزمان نمیشه یه دوس گرفت بدبختمون کردید بسه دیگه بابا
طی ۸ماه گذشته کل پیچای داخلی رو شخم زدم دریغ از یه لباس قشنگ برای دوران بارداری اخه کسی که ۱۵کیلو اضافه وزن پیدا کرده چرا باید لباس بخره که گلاش اندازه یه بشقاب و چینش از زیرسینه میخوره که دقیقا مثل یه هندونه گرد بشه؟طرح ساده هم که خداروشکر همون لباسای قدیم مادربزرگای خودمونه
طی ۸ماه گذشته کل پیچای داخلی رو شخم زدم دریغ از یه لباس قشنگ برای دوران بارداری اخه کسی که ۱۵کیلو اضافه وزن پیدا کرده چرا باید لباس بخره که گلاش اندازه یه بشقاب و چینش از زیرسینه میخوره که دقیقا مثل یه هندونه گرد بشه؟طرح ساده هم که خداروشکر همون لباسای قدیم مادربزرگای خودمونه
حق گرفتنیه،هیچکی حقتو نمیزاره تو طبق دودستی تقدیمت کنه.باید بجنگی،پافشاری کنی،ودفاع کنی تابتونی به حقت برسی،ایناواسه کسیکه به حق خودش آشنا باشه مطمینایه روزی میتونه به دستش بیاره ولی ادمیکه حتی جرات نداشته باشه خودشومحق بدونه هیچ توصیه ای به دردش نمیخوره چون خودشوبه حساب نمیاره
با خودم گفتم کاش چشامو بببندم باز کنم این چندماه گذشته باشه تو تو بغلم باشی ماهی کوچولو ولی یهو به خودم گفتم نه تکتم سهم تو این نیست که قشنگی این روزا رو نچشی،کاش میتونستی توام بی دغدغه تر بگذرونی
چرا من نباید اون لحظه های شیرین که همه از زیبایی هاش میگن رو در آرامش لمس کنم،چرا زندگی انقدر داره به من سخت میگیره،پس کی قرار لذت ببرم از روزایی که قابل تکرار نیستند،خسته شدم انقدر رویاهام به تباهی کشیده شد
اصلاواسم مهم نیست کی چه جوری فکرمیکنه چراناراحت میشه،یه عمر طوری رفتار کردم مبادا کسی غمگین بشه کسی دلخور بشه حواسم به همه بودماحصلش شداین مریضی لعنتی،اصلا واسم اهمیت نداره که فک کنن تافته جدابافته ام وفقط منم تودنیااره فقط منم،پس حدودتون روبفهمیدواقعادوست دارم ازهمه کناره بگیرم