خانم ندا سلیمی پرستار بیمارستان خاتم گفته این نوازدان فقط یکساعت بوده که به دنیا آمدند و در اون لحظه فقط از خدا خواسته بهش عمر بیشتری بده تا بتونه نوزادان بیشتری رو نجات بده.
چه افتخاری است با چنین انسانهای شریفی هموطن بودن.
الان خیل عظیمی از آدمها میخواهند در میناب مدرسه بسازند به یاد کودکان شهید.
توصیهم ساخت در نقاط محروم دیگری از کشوره با نام کودکان میناب که در یادها بماند. خودم هم چنین تصمیمی دارم و مدرسه دوم هم به نام دنا به یاد همه ملوانان شهید ناوچه دنا.
جاکشالسلطنهها دور و برم میلولند
دوره کردند مرا فوج پشیمانیها
همه خوردند و گذشتند و من و تنهایی
مثل بشقاب کثیف آخر مهمانیها
ای خوش آن روز کز این منزل ویران بروم
نفسی تازه کنند اینهمه زندانیها
۲/۲
مانده از پیش و پسم وسعت ویرانیها
چشم بد دور، منم قسمت ایرانیها
جانشان تحفهی ماران بر و دوشم باد
عمر کردیم به تدبیر همین جانیها
هر چه بر خاک کویرم به مصیبت زادند
جانِ نازاده گرفتم به چه آسانیها
۱/۲
بر شاخ بن بریده کنون دست و پا زنید
باروتخانهای نگران فتیلهای
آنگونه میروید که گویی نبودهاید
چون گردکان پوچ، که با ضرب تیلهای
بس کینه کاشتید که فردای مرگتان
ماییم و ساز مطرب و رقص جمیلهای
دانشگاه استنفورد - بهار ۱۴۰۴
یک دانهتان بس است برای قبیلهای
ماییم در حصار خران طویلهای
گیریم با شما، چو موال گرفتهای
کنّاس دستخالی بی هر وسیلهای
مائیم در نظارهی این انحطاط محض
افسردگان منتظر کنج پیلهای
باید رها کنیم که بر بادتان برند
پوسیده پرچمید، گرفتار میلهای
بهاریه
.
خبر مرگ تو امسال مگر یار شود
بلکه یک سال از این عمر بِه از پار شود
شوق صبحی که نباشی نگهم داشته است
گرچه این زندگی غمزده کشدار شود
.
موسیقی: کیهان کلهر
@h0d3r_fa - در نوشتههاش به حجتالاسلام محمدرضا فاکر بسیار ارجاع میداد و چند جا عنوان کرده بود: حجتالاسلام فاکر یا هر نوع ترتیبدهندهی دیگری.
- در یکی از «بیستون»ها برای عوامل جا نام مستعار پیشنهاد داده بود، از جمله برای آیتالله شاهرودی: شوشول. هنوز موندهم چطور مجوز چاپ گرفته بود
ای خنجرت بر گردن ما مردمانت
چون بر عیال خود کشی خط و نشانت؟
پیش و پسات را دیگری زیر و زبر کرد
ردّ طنابت بر گلوی ما گذر کرد
ای راویان قصهی ویرانی ما
هر بار بنویسید بر پیشانی ما:
بدبخت بعد از انتقام سخت، مردم
بدبخت مردم ما،
خدا،
بدبخت مردم
این چند بیت، دو روز بعد از جنایت سقوط هواپیمای ۷۵۲ و در اوج یک استیصال ملی سروده شد.
.
ای قادری که نعرههای شیر داری
با مردمان خویش چون تدبیر داری؟
تکبیرزن، لبیکگو بر گردهی ما
ای تف بر این اقبال مادرمردهی ما
#ps752
یک ملتی در صدر اخبار است هر روز
صبحانهاش تا شام خونیار است هر روز
هر نقطهای در سوگ و اندوه وطن، ما
آماج انبوه هزاران نقطهزن، ما
ای نعرهات بر ما بلند، ای مست کرده
ای با غم و اندوهمان یکدست کرده
این نعرهها بر خصم میهن بیش باشد
تا خوابشان همواره پر تشویش باشد
تا خیرهای که پرچم کاوهست بر زمین
از ناکجا کمند فریدون بگیردت
قومی که ایلغار مغول را به راه کرد
از روی خود چنان کف صابون بگیردت
نفرین چنان رسیده که خود آرزو کنی
گرگ اجل به گوشهی ناخن بگیردت
بر تخت، غرّهای که اجل چون بگیردت؟
خون ریختی، ببین که همین خون بگیردت
از دانه دانه کُشته که در خاک میکنی
دستی به انتقام چو قارون بگیردت
نفرین زندهرود و دماوند اگر نشد
خشم خزر، تلاطم کارون بگیردت