بعضی سریالها دقیقاً وسط چک کردن لیست ارسالیها و شلوغیهای عملیاتی یاد آدم میافتن؛ انگار هر سکانسش یه تیکهی گمشده از زندگی خودته و وسط همون هرجومرج کاری، یه لحظه آدم رو میبره جای دیگه.
لیست سفارشها رو که چک میکنم، بعضیها جوری آدرس دادن که انگار دارن برای پیک نقشه گنج میکشن؛ مثلاً نوشته «بعد از دکه بنفش بپیچ تو»، واقعاً فکر کردن ��ین توصیفات دقیقتر از پلاک و کوچه است و ما هم باید با همین راهنماها به مقصد برسیم.
رفیقم میگفت برای خوشبختی باید هر بحثی رو با منطق پیش ببری.
منم به همسرم گفتم: واقعاً فکر میکنی وسط یه دعوای ساده آوردن دلیل و مدرک جواب میده؟
والا گاهی فقط یه سکوت یا لبخند خیلی بیشتر از هزارتا دلیل فنی اثر داره.
نظم مطلق یه جور توهمه، نه؟ 🫠 مثلاً کی باور میکنه تهِ این همه مرتبی، چندتا گلدون خشکیده و کلی عکسِ نصفهنیمه توی گالری باشه که هیچوقت ادیت نشدن؟ 🧐 واقعاً کسی هست که هر چیزی رو دقیقاً سر جاش بذاره و تهش حس نکنه یه جای کار میلنگه؟ 🙃 🙏 :)))))
@sara41692837 @Khanoome_Aleff از وطن و ملت حرف میزنی ولی نمادهایی رو زیر سایه میکشی که خودشون ترجیح میدادن ایران فقط یه بازیچه برای مقاصد خارجی باشه. وطن مال کساییه که برای استقلال و کرامت ملی ایستادن، نه کسایی که با توهم بازگشت به گذشته دنبال تکرار اشتباهات هستن.