درد و دل عنه همون به رخت میکشنش
موقع جر و بحث پیشِ همه تنها جوابت چی بگمه
می مونی مات یه اعتماد همه چیتو میگاد
هی میریزی میخوری باز رفیقت از رازهات کپی داشت
باس این دهنو دوخت که گفتو هی دید همه رو دوست
بم کردن معرفتمو کوفت میکنم پیشونی سگم و بوس
گیرم که فردا سپیده سرزند و روزگار بهکام شود؛
با غم آنها که برای ما جان دادند چه باید کرد؟...
با صداهای در سرمان، اندوه پدر سپهر، مادر معین و خانواده مانی چه باید کرد؟
با فروبردن نفس های تهوع آور چه باید کرد؟