دوستان تا حد ممکن منتشر کنید
از سرکوبگران و تیراندازان ۱۸ و ۱۹ تیرماه در جنوب تهران #سعید_قلی_زاده معروف به سعید کلاغ ، اهل قرچک روستای محمدآباد ، در جوانی خلافکار بود ، بعدا عضو بسیج شد و در اطراف تهران مشغول مخبری و کشتار است
#مزدور_رژیم#اطلاع_رسانی
مادر جاویدنام نیکا شاکرمی، نوجوان کشتهشده به دست جمهوری اسلامی در خیزش مهسا امینی: باید این روایتها را آن قدر بگوییم تا فراموش نکنیم چه بر ما گذشته است. ما ناچار بودیم یا ذلت را تحمل کنیم یا انتخاب کنیم که بایستیم.
سناتور لیندزی گراهام در کنار مردم آزادیخواه ایران ایستاد. او در تجمع ۲۵۰ هزارنفری مونیخ پرچم ملی شیروخورشیدنشان ایران را برافراشت و گفت:
«من شما را به جای آخوندها انتخاب کردهام. جهان نیز باید شما، مردم ایران را به جای آیتالله برگزیند. شما نماد بهترین ویژگیهای بشریت هستید و او، نماینده تاریکترین چهرهی انسانیت است.»
یادش گرامی
از درگذشت ناگهانی سناتور لینزی گراهام، دوست ثابتقدم مردم ایران و مدافع سربلند آزادی، بسیار متاثر شدم.
در لحظاتی که به شفافیت و قاطعیت اخلاقی نیاز بود، سناتور گراهام در سمت درست ایستاد. در روزهایی که دوستان و همراهان مردم ایران اندک بودند، او در مبارزه با استبداد، در کنار آنان ایستاد.
او از جایگاه و نفوذ خود بهره گرفت تا صدای مبارزان راه عدالت در مراکز قدرت شنیده شود.
ایرانیان حمایتهای سناتور گراهام را در جریان انقلاب شیروخورشید هرگز فراموش نمیکنند، و یاد او را همواره با سپاس و احترامی عمیق گرامی خواهند داشت.
مراتب تسلیت و همدردی خود را به خانواده، دوستان و همکاران سناتور گراهام، و همچنین به مردم ایالت کارولینای جنوبی و سراسر ایالات متحده آمریکا ابراز میداریم.
روحش در آرامش باد. امید که دیگران راه او را در مبارزه برای آزادی ادامه دهند.
شاهزاده رضا پهلوی، پنجشنبه ۱۸ تیرماه، با انتشار پیامی ویدیویی در شبکه اجتماعی اکس و با اشاره به گذشت شش ماه از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، گفت آن دو شب تنها برای اعتراض نبود، بلکه شبهایی بود که «سکوت ایران شکست.» او گفت میلیونها ایرانی به خیابانها، میدانها و بام خانههایشان آمدند، اما جمهوری اسلامی با گلوله به آنان پاسخ داد. شاهزاده رضا پهلوی افزود در آن ۴۸ ساعت، دهها هزار نفر جان خود را از دست دادند و از آن زمان تاکنون نیز دهها هزار نفر دیگر بازداشت، شکنجه یا به مرگ محکوم شدهاند.
شاهزاده رضا پهلوی گفت برای او «۴۰ هزار» هرگز یک آمار نیست، بلکه یادآور پسرانی است که هرگز به آغوش مادرانشان بازنگشتند و دخترانی که جای آنان برای همیشه بر سر سفره خانوادههایشان خالی خواهد ماند. او افزود هر یک از جانباختگان را چون فرزند، برادر یا خواهر خود میداند و هر هفته با خانوادههای آنان دیدار میکند. به گفته او، همین دیدارها اراده ملت ایران را برای ادامه این راه استوارتر کرده و جانباختگان برای آزادی ایران و با سربلندی جان دادند.
شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد تاریخ فداکاری زنان و مردان ۱۸ و ۱۹ دیماه را فراموش نخواهد کرد و آنان بدون ارتش، بدون پشتیبانی هوایی و تنها با باور به آزادی ایستادگی کردند. او گفت مردان و زنان ۱۸ و ۱۹ دیماه در تاریخ ایران بهعنوان نسلی جاودانه ماندگار خواهند شد که «مرگ آزاد و سرافراز را بر زندگی در زنجیر و زانوزده ترجیح دادند.»
شاهزاده رضا پهلوی همچنین از جامعه جهانی خواست اجازه ندهد آنچه در اتاقهای مذاکره در ژنو یا اسلامآباد رقم میخورد، حقیقت آنچه در خیابانهای تهران، مشهد و کرمانشاه رخ داد را به فراموشی بسپارد. او در پایان خطاب به مردم ایران گفت: «آنچه شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه آغاز کردید، مسیری بازگشتناپذیر است.» شاهزاده رضا پهلوی افزود: «ایران آزاد دیگر یک امید نیست؛ یک قطعیت است» و جهان باید بداند مردم ایران تنها برای آزادی خود نمیجنگند، بلکه برای صلح و ثبات جهان نیز مبارزه میکنند.
Six months have passed since the Islamic Republic carried out the deadliest massacre in Iran’s history.
More than 40,000 Iranians were murdered for demanding freedom, dignity, and the right to choose their own future.
Stand with the people of Iran.
Six months ago, tonight, Tehran went dark. All of Iran went dark. And into that darkness, millions of Iranians walked out of their homes anyway.
January 8th and 9th were not just two nights of protest. They were the night Iran's silence broke. Millions came into the streets, into the squares, onto their rooftops — but the regime answered them with bullets. Tens of thousands of my compatriots were killed in those forty-eight hours. Tens of thousands more have been arrested, tortured, and sentenced to die since.
They came out, determined and brave. I think of them every day. On those two nights I lost countrymen I will never get to meet. I do not hear a statistic when I hear the number 40,000. I see a son who did not come home to his mother. A daughter who will not sit at her family's table again. I think of each of them the way I would think of my own child, my own brother, my own sister. I carry the weight of every one of those names. But the families of the fallen I meet with, week after week, hearten our nation's will to carry on. Their children did not die in vain. They died for freedom, and they died with pride.
History will remember what these men and women did; I will make sure of it. Like the resistance who stood against tyranny in occupied Europe, and like the revolutionaries who fought for liberty in America. But theirs was a particular bravery. They had no army, no air cover, nothing but the belief in what they stood for. They stood anyway. A united nation choosing to face the guns together rather than live one more day in fear. The men and women of the 8th and 9th of January will be remembered in Iran's history as the greatest generation that preferred to die free and standing than to live cowered on their knees.
To the international community, I ask this: do not let a negotiating table in Geneva or Islamabad erase what happened in the streets of Tehran, Mashhad, and Kermanshah. They died for freedom. And when they are free, the Strait of Hormuz will open. The nuclear threat will end. And we will have true peace.
I have told my compatriots: what you did on January 8th and 9th cannot be undone. Together, we will reclaim our country’s rightful place in the world, our national dignity, and honor the lives of our heroes. Now is the time to reassess, regroup, and rededicate ourselves to victory.
We honor the fallen by finishing what they started. A free Iran is no longer a matter of hope. It is a matter of fact.
And know that my brave compatriots are not just fighting for their own liberation but for the peace and stability of the world.
شاهزاده رضا پهلوی چهارشنبه در یک پیام ویدیویی گفت: «جمهوری اسلامی میکوشد صدای واقعی مردم ایران را در میان هیاهوی مراسم حکومتی برای یک جنایتکار بالفطره و یکی از منفورترین حاکمان تاریخ ایران پنهان کند.»
⚡🇺🇸🦀مارک لوین، حقوقدان سرشناس، مجری شناختهشده فاکس نیوز و از برجستهترین حامیان آزادی مردم ایران: مردم ایران را فراموش نمیکنیم/مارک لوین با انتقاد از نادیده گرفته شدن مردم ایران در مذاکرات گفت: «ما دیگر درباره مردم ایران حرف نمیزنیم؟ چرا؟ هیچ سخنی از این مردم در مذاکرات نیست. ما میگوییم "دیگر هرگز" چون آن فجایع وحشتناک بر سر یهودیان آمد، اما امروز مردم ایران، که بسیاری از آنها جوان هستند، در شرایطی وحشتناک و غیرقابل تصور زندگی میکنند و هیچکس درباره آنها حرف نمیزند. آنها فراموش نشدهاند. ما فراموششان نمیکنیم. ناامید نمیشویم. اگر با من هستید، به پا خیزید تا مردم ایران را آزاد کنیم. ما ناامید نمیشویم و به مبارزه ادامه خواهیم داد.»
از گولاگ تا تهران: همدستی بسیاری از رسانههای غربی در سفیدشویی جنایات جمهوری اسلامی
گزارشهای اخیر رسانههای غربی، از جمله بی بی سی، سی ان ان، فایننشیال تایمز و گاردین درباره مراسمهای حکومتی جمهوری اسلامی، نشاندهنده سقوط آشکار شرافت و اصالت روزنامهنگاری است.
این رسانهها با بازتاب دادن روایتهای رژیم، یک الگوی تاریک تاریخی را تکرار میکنند: تبدیل شدن به بوق تبلیغاتی حکومتهای توتالیتر و چشمپوشی عامدانه بر جنایات و فجایع حکومت.
الکساندر سولژنیتسین در کتاب «مجمعالجزایر گولاگ» مستند کرده است که چگونه خبرنگاران غربی با سفر به اتحاد جماهیر شوروی، پروپاگاندا و دروغهای حکومت را به عنوان واقعیت تکرار میکردند، در حالی که آمار روزانه مرگ و شکنجه هیچ جایی در گزارشهای آنان نداشت.
اگرچه انگیزه برخی روزنامهنگاران، صرفاً غرضورزیهای ایدئولوژیک آنها است، اما برای عدهای دیگر، این وضعیت پیامد سمیِ "خبرنگاریِ وابسته به دسترسی" است. این خبرنگاران که مجذوب اعتبار حرفهایِ "گزارشگری از درون ایران" شدهاند، تن به معاملهای اهریمنی میدهند. جمهوری اسلامی دسترسی آنان را به شدت کنترل می کند و به عنوان ابزاری برای فشار به کار میگیرد. مجوز فعالیت آنها تنها تا زمانی تمدید میشود که روایتهای رژیم را تکرار کنند و چشم خود را بر خونهای جاری در خیابانها ببندند.
امروز نیز چهرههای رسانهای غربی در ایران دقیقاً همان رویکرد را پیاده میکنند.
ما باید از این روزنامهنگاران مدعی بیطرفی بپرسیم:
آیا رژیم به شما اجازه داد راهپیماییهای بزرگ و سراسری ۱۸ و ۱۹ دی ماه را در صدها شهر ایران پوشش دهید که برای سرنگونی حکومت بر پا شد؟
آیا توانستید از داخل ایران درباره کیسههای سیاه پیکرها در سردخانهها، یا معترضان مجروحی که روی تخت بیمارستانها هدف قرار گرفتند گزارش تهیه کنید؟
آیا اجازه یافتید در مراسم چهلمین روز درگذشت معترضان کشتهشده شرکت کنید؟
سفیدشویی نمایشهای فرمایشی حکومت در حالی که اعدامها و شکنجههای مداوم نادیده گرفته میشوند، روزنامهنگاری نیست؛ بلکه همدستی با نیروی شر است. متأسفانه، این پدیده جدیدی نیست. ایران تنها تازهترین و نگرانکنندهترین نمونه آن است.
این رویکرد یادآور «مالکوم کالدول» است. دانشگاهی اسکاتلندی و نویسنده روزنامه گاردین که سرسختانه از رژیم خمرهای سرخ در کامبوج دفاع میکرد و گزارشهای مربوط به کشتارها را نادیده میگرفت، اما در نهایت خود قربانی همان حکومتی شد که تطهیرش میکرد. کالدول در زمان کتمان نسلکشی کامبوج، در یادداشتی ننگین در روزنامه گاردین ادعا کرده بود: «یک پناهنده شاید روایتی صادقانه تا جایی که خودش میداند ارائه دهد، اما این روایت لزوماً دقیق نیست».
الکساندر سولژنیتسین در کتاب «مجمعالجزایر گولاگ» نشان داد که چگونه روزنامهنگاران غربی به اتحاد جماهیر شوروی سفر میکردند و تبلیغات شوروی را بهجای واقعیت بازتاب میدادند، در حالیکه مرگهای روزانه و شکنجهها را کاملاً نادیده میگرفتند. والتر دورانتی نیز بهدلیل دفاع از شوروی و سفیدشویی جنایات آن در نیویورکتایمز، به چهرهای بدنام تبدیل شد.
امروز نیز بسیاری از خبرنگاران غربی دقیقاً از همان منطق و ادبیات بیرحمانه برای بیاعتبار کردن شهادتها و روایتهای دستاول مردم ایران استفاده میکنند.
ما از شورای سردبیری رسانه های غربی میخواهیم که انتشار تبلیغات حکومتی و تاییدشده توسط رژیم را متوقف کنند، به صدای اپوزیسیون دموکراتیک ایران وزنی برابر بدهند، و نقض سیستماتیک حقوق بشر در سراسر ایران را به درستی و دقت گزارش کنند.