مردی به قصر حجاج بن یوسف رفت و درخواست ملاقات او را کرد. گفتند: «حجاج مُرد!»
دوباره آمد، همان پاسخ را شنید.
بار سوم هم تکرار کرد.
نگهبان گفت: نفهمیدی؟ گفتم مُرد!
مرد گفت: میفهمم… اما از شنیدن این خبر لذت میبرم.
اگر جنگ شد، اگر اینترنت قطع شد، اگر دیگر نتوانستیم از حال هم باخبر شویم، اگر برای هر کدام از ما اتفاقی افتاد
فقط این را به یاد داشته باشید:
ما زندگی را دوست داشتیم. ما طرفدار مرگ، ویرانی و نفرت نبودیم. ما با استبداد مخالف بودیم چه آنکه در داخل، نفس را تنگ میکند و چه آنکه از بیرون، با بمب و تحریم و تهدید بر سر مردم آوار میشود.
دل ما برای مردم ایران میتپید. برای کودکی که باید آینده داشته باشد، برای زنی که باید بیترس زندگی کند، برای مردی که نباید زیر بار تحقیر خم شود.
ما زندگی بهتر میخواستیم. برای همه. بیاستثنا.
شاید آرمانگرایانه بود. اما آرمانِ ما، زندگی بود نه ویرانی.
اگر صدایمان قطع شد، بدانید که تا آخر سمت زندگی ایستاده بودیم.
برای این میدان نامهای زیادی میشد انتخاب کرد:
ایثار، آتشنشان، شرف.
اما هیچکدام همه این معانی را یکجا نداشت…
میدان حمید مهدوی
به زودی .....
#حمید_مهدوی#iranprotests
روحالله خمینی، مهر ۵۹:
منفجر کنید جاهایی را که مال دولت است. اقتصادش را فلج کنید. ندید مالیات بهش. پول آب و برق را ندهید. چیزهای دیگری را که میخواهد ندهید. تظاهرات بکنید
من میدانم که همه دل خون دارند از این حکومت. از پشت بهش خنجر بزنید. اعتصاب کنید. نمیتواند با یک ملت طرف شود
روایت شکوه و عظمت معماری ایرانی، آمیخته با محاسبات دقیق ریاضی و نجومی؛ صبحگاهِ اول دیماه، هنگام طلوع خورشید، مقابل درِ برج رادکان. در این لحظه، نور خورشید بهطور مستقیم از درِ پشتی برج وارد میشود و از درِ جلویی آن خارج میگردد؛ نشانهای روشن از آغاز چلهی زمستان.
@wholelotsofme من با فستینگ شکمم اینجوریه
فست بگیرید شکر خوردن کم کنید چون واقعا حذف کردنش سخت
دقیقا اینحوری میشه ، گرین شات هم درست کنید که چه بهتر گوارشتون اگه خوب کار کنه عین عکس میشید