آینده اروپا به طور خلاصه:
مکرون: «دوران گاز ارزان روسی به پایان رسیده است و چین، بزرگترین بازار صادرات ما، نیز تمام شده است. ما روزانه یک میلیارد یورو از تجارت خود با چین ضرر میکنیم، و حتی آلمان نیز از این قاعده مستثنی نیست.»
به نظر میرسد که سه منبع اصلی مزیت رقابتی اروپا عبارت بودند از:
۱. انرژی ارزان روسیه: پس از جنگ اوکراین، واردات گاز روسبه به اروپا متوقف شد.
۲. دفاع رایگان ارائه شده توسط ایالات متحده: همراه با فشارها و تهدیدهای آمریکا، اروپا مجبور به افزایش هزینههای نظامی خود شده که این تأثیر منفی بر اقتصاد اروپا دارد.
۳. رابطه تجاری با چین: چین یکی از بزرگترین بازارهای تجاری اروپا بود و روابط تجاری با آن رونق اقتصاد و صنعت اروپا نقش داشت، اما کاهش صادرات و عدم تعادل تراز تجاری به تدریج چالشی رو به افزایش برای توان رقابتی اروپا ایجاد کرده است.
عصر اروپای ثروتمند به پایان رسیده است.
welcome to the 9th annual @stateofai report!
ai building better ai, world models, physical ai, geopolitics, cyber defense and 12-month predictions.
read it at stateof(dot)ai or watch my editor’s cut here.
a few of this year’s biggest findings follow:
OpenAI today released 722 AI generated math proofs.
This is one of the achievement, on the topics of Matrix multiplication
Here it lowers the proven cost of multiplying 2 n×n matrices from about n^2.371177, the record that AlphaEvolve set in August, to about n^2.25.
The result comes with a Lean formalization, but it is a theoretical bound and does not yet hand engineers a faster routine for real GPU workloads.
«اصلاً ما چه دشمنی خاصی با اسرائیل داریم؟ دهها کشور اسرائیل را به رسمیت نمیشناسند؛ پاکستان، مالزی و… چرا ما نمیتوانستیم یکی از همانها باشیم؟»
سؤال در ظاهر ساده است، ولی یک اشکال دارد: روابط بینالملل را شبیه رابطه آدمها میبیند. انگار دو کشور اول باید از هم بدشان بیاید، بعد دشمن شوند. در حالی که در عالم سیاست، خیلی وقتها درست برعکس است؛ کشورها ممکن است هیچ دشمنی تاریخی خاصی با هم نداشته باشند و تغییر در جغرافیای قدرت آنها را دشمن کند. ممکن است هم از نظر ایدئولوژیک یکدیگر را نفی کنند، اما وقتی موازنه قدرت اقتضا کند، با هم معامله کنند.
خود ایران و اسرائیل بهترین مثالاند.
ایران و اسرائیل دشمنان ازلی نبودند. در دوره پهلوی روابط اطلاعاتی، اقتصادی و امنیتی گستردهای داشتند. اسرائیل ایران را بخشی از «پیرامون» غیرعرب خود میدید؛ ایران هم در مصر ناصر، عراق بعثی و ناسیونالیسم عربی تهدیدهایی میدید که اسرائیل به درجات مختلف با آنها مشکل داشت. دو کشوری که امروز دشمنان اصلی یکدیگر تصور میشوند، آن روز به دلیل توزیع دیگری از قدرت میتوانستند شریک باشند.
حتی انقلاب اسلامی هم این منطق را فوراً از بین نبرد. در میانه جنگ ایران و عراق، اسرائیل به جمهوری اسلامی سلاح فروخت. آن هم به حکومتی که اسرائیل را از نظر ایدئولوژیک نفی میکرد. چرا؟ چون در آن لحظه عراق صدام برای اسرائیل تهدید مهمتری بود و برای ایران دشمنی بود که در خاکش میجنگید. این همان واقعگرایی در شکل عریانش است: ممکن است در نماز جمعه علیه یکدیگر شعار بدهید و چند صد کیلومتر آنطرفتر معامله تسلیحاتی هم بکنید.
به همین دلیل من نقطه آغاز دشمنی امروز ایران و اسرائیل را فقط سال ۱۳۵۷ نمیبینم. انقلاب مهم است، ایدئولوژی مهم است، اما نقطه عطف ساختاری دیرتر اتفاق افتاد.
عراق در ۱۹۹۱ بهشدت ضعیف شد و در ۲۰۰۳ اساساً از موازنه قدرت منطقهای حذف شد. شوروی هم از میان رفته بود. دو قدرت غیرعرب مهم منطقه، ایران و اسرائیل، که قبلاً بخشی از انرژی امنیتیشان صرف تهدیدهای مشترک میشد، حالا بیشتر و بیشتر یکدیگر را میدیدند. حذف صدام نیز ناخواسته بزرگترین مانع گسترش نفوذ ایران به غرب را برداشت. ایران در عراق نفوذ گرفت، پیوندش با سوریه و لبنان مهمتر شد و ظرفیت اعمال قدرتش تا مدیترانه افزایش یافت.
یعنی آنچه در ابتدا بیشتر دشمنی ایدئولوژیک بود، آرامآرام بر روی یک رقابت واقعی قدرت نشست.
اینجا مسئله اسرائیل نیز مهم است. در سطح منطقهای، بهخصوص در سالهای اخیر، رفتار آن وجوه روشن یک بازیگر تجدیدنظرطلب منطقهای را پیدا کرده است.
منظورم از تجدیدنظرطلب چیست؟
یعنی بازیگری که صرفاً به دفاع از قلمرو موجودش قانع نیست، بلکه میکوشد محیط پیرامونی را به شکلی بازآرایی کند که تهدید بالقوه نیز پیش از آنکه بالفعل شود از میان برود؛ قدرت رقیب محدود شود، آزادی عمل نظامی خودش حفظ شود و موازنهای که میتواند جلوی این آزادی عمل را بگیرد شکل نگیرد.
از این زاویه، مسئله فقط «امنیت اسرائیل» نیست. مسئله شکل نظمی است که اسرائیل در آن احساس امنیت میکند: نظمی که در آن برتری کیفی نظامیاش محفوظ بماند و هیچ قدرت منطقهای نتواند هزینه استفاده از آن برتری را بیش از حد بالا ببرد.
اینجاست که ایران و اسرائیل وارد همان چیزی میشوند که در روابط بینالملل به آن معمای امنیتی میگوییم.
اسرائیل میگوید برای اینکه امن باشم باید برتری هوایی داشته باشم، اطلاعات منطقه را در اختیار داشته باشم، امکان حمله پیشدستانه داشته باشم و اجازه ندهم نیروی قدرتمندی در پیرامونم شکل بگیرد.
از دید اسرائیل، این دفاع است.
ایران نگاه میکند و چیز دیگری میبیند: قدرتی با نیروی هوایی برتر، ظرفیت حمله دوربرد، توان اطلاعاتی بالا، زرادخانه هستهای اعلامنشده و حمایت نظامی بزرگترین قدرت جهان که میخواهد نه فقط خودش قدرتمند باشد، بلکه رقیبش نیز ابزار کافی برای محدودکردن او نداشته باشد.
تهران برای جبران این عدمتقارن به موشک، پهپاد، حزبالله و چیزی که بعدها «عمق راهبردی» یا «دفاع پیشرو» نامید روی میآورد.
از دید ایران، این دفاع است.
ولی اسرائیل همان شبکه را چگونه میبیند؟ حزبالله در شمال، نیروهای نزدیک به ایران در سوریه و عراق، موشکهای دوربرد، یمن و امکان جنگی چندجبههای.👇۱
@Jangjouye اون ۵ هزار تومن افزایش قیمت، فقط هزینهی آخرین سفره، نه کل اثر واقعی افزایش قیمت سوخت. شما افزایش هزینه ناشی از انتقال کود و علوفه و دام و ... رو اینجا فاکتور گرفتید.
@scattered1111 ترجمهی مصفا اتفاقا جزو ترجمههای خوب این کتابه
فکر میکنم یادداشتهای زیرزمینی کلا یه وقتی باید خونده بشه که کلهی آدم به اندازهی کافی خراب باشه و مرد زیرزمینی براش قابل فهم شده باشه.